حکومتچهار بخش شمال وغرب لرستان .ترهان دلفان وسلسله وچگنی با فرمان فرماندهی فوج دلفان وترهان به قاس



    نگارنده حاج حسین آزادبخت  مومه وند

     

    http://up.y-m-v.ir/view/840503/4663633949.jpg

     حاج حسین آزادبخت مومه وند

     

     

     قسمت دوم مطلب تاریخی سرتیپ  باقرخان امرایی وشروع حکومت سرتیپ قاسم خان میر پنج امرایی برچهاربخش شمال وغرب لرستان

     

     

                               و پس از مدتی که آرامشی در لرستان برقرار شد دراثر تحریکات عده ای سود جو بین دو برادر    

      

    http://up.y-m-v.ir/view/842214/9216544010.jpg        

    عکس ازسمت چپ سرتیپ مهرعلی خان سگوند فرمانده فوج سگوند درپادشاهی ناصرالدین شاه قاجاردامادسرتیپ فتح الله خان امرایی حاکم لرستان وچهار بخش شمال وغرب لرستان وفاضل خان سگوندایل خانی وصید مهدی خان حسنوند امیرالعشایرسلسله ای رئیس طایفه حسنوندو سرتیپ باقرخان امرایی وبرادرش سرتیپ قاسم خان میرپنج امرایی حاکم ترهان ودلفان وسلسله وچگنی ودیگر بزرگان دلفان وسلسله دردیدار باناصرالدین شاه قاجار دربروجرد                    

     

     

    براثر تحریکات عده ای سودجو بین دو برادر باقر خان وقاسم خان به هم خورد ودرگیریهایی درترهان ودلفان پیش آمد که در نتیجه تعدادی از مردم هر دوطرف کشته شدند و با  دخالت بزرگان وحاکم وقت لرستان قضیه فیصله می یابد.وباقرخان درنتیجه ظاهری که داشت وبه سبب نقصی که درزبان گفتاری  ومشکلی های دیگر  از حکومت  بر کنار شد و

    مدت حکومت سرتیپ باقرخان امرایی حاکم دلفان وترهان وفرمانده فوج دلفان وترهان وچگنی بین شیش تا هفت سال بود که ازسال( 01293)قمری طبق حکمی که ازطرف دربارناصرالدین شاه برای باقر خان سرتیپ امرایی آمده بود ودربروجرد توسط شازاده حمزه میرزا حاکم برلرستان وخوزستان وبروجرد به اوابلاغ شد با همکاری برادرش قاسم خان به کار حکومت پرداخت ما درکتاب تاریخ غضنفری درجلد اول (ص 308 ) می خوانیم که باقرخان پهلوانی نسیت که درخور این میدان باشد وعمومأجانب قاسم خان را گرفتند وباقرخان به گوشه انزوا افتاد  به  تاریخ( 1298ق ) وادامه

    رفتن باقرخان به زیر تنگ سیاب وماندگار شدن او در میان طایفه آدینه وند

                                        

     

     

                                                         باقرخان دارای سه همسربود به نامهای

                                     

     

    خانم کوچک زن اول او که مادر غلام حسین خان بود

    2

    وهمسردوم او از طایفه کونای بو ده که مادر غلامحسن خان است3

    3

    خانمی ازطایفه طولابی که فرزندی از او به خا نمانده است

     

     

    وحال به فرمانروایی قاسم خان که در این زمان به لقب میرپنج بود می پردازیم او فرمانده فوج ترهان وسلسله ودلفان با چگنی بود که ازطرف ناصرالدین شاه قاجار به دریافت خلعت ودرجه ی سرتیپی مفتخر گردیده بود که همزمان حاکم بر چهار بخش ازلرستان نیز بودند ترهان ودلفان وسلسله وچگنی که

                                       درکتاب تاریخ غضنفری درجلد اول ودرص (344) آورده که                                                             

    بین باقرخان وقاسم خان توسط ضیاالدوله درحکومت کوتاه خود دربروجرد بین دو برادر قاسم خان وباقر خان سازش برقرار وآنان را آشتی داده 1298 ق

    این شخص که در تاریخ روزگار قاجار استاد والی زاده در ص (107 به نام ضیاءالملک آمده که در تاریخ سال 1277 ق تا سال 1278 ق حاکم برلرستان شد این شخص همان حاج میرزا علی خان حاجب الدوله مراغه ای یکی از قاتلین امیرکبیر است که در سال 1277ق ) با لقب جدید ضیاءالملک به حکومت لرستان وخوزستان برقرار وبه خرم آباد وارد شد که مربوط به زمان قاسم خان ویا باقر خان نبوده  دراین زمان حاکم لرستان طبق نوشته کتاب تاریخ روزگار قاجار

     

     

    درتاریخ روزگار قاجار استاد والی زاده درص(264 )می خوانیم که مظفرالملک سال های 1297 و 1298 و 1299 ق درلرستان حکومت کرد ولی دراین سال یعنی اواخر سال 1299 ق از نابت ایالت لرستان معزول گردید وحشمت الدوله به جای او آمد این عین تاریخ روزگار قاجار بود درمورد معرفی حاکم لرستان در آن سالها

     

    پس . ضیاءالدوله ویا ضیاءالملک درآن زمان درلرستان نبوده بلکه قبلأدر سال 1277ق درلرستان حکومت نموده است طبق نوشته کتاب تاریخ روز گار قاجار گفتیم در ص 264)این کتاب آمده که از سال 1297تا 1299ق به مدت سه سال مظرفرالملک حاکم لرستان شده بود

     

     

    این هم مشکل های تاریخی است که باید توسط پژوهبشگران لرستانی بررسی ورفع عیب شود

     

     

     

     

              به نظر نگارنده آن چه در کتاب تاریخ روزگار قاجارآمده درست وکامل می باشد                                        

     

     

    و حکومت ترهان وچگینی وسلسله ودلفان وفرماندهی فوج به قاسم میرپنج رسید اوجوانی آراسته ،شجاع وسخاوتمند بود و از هر نظر شایسته جانشینی پدرش فتح اله خان و پسر  عمویش برخوردارخان را داشتند وباقرخان سرتیپ امرایی بعد ازبرکناری ازحکومت به محل زیرتنگ سیاب رفت ودرمیان طایفه آدینوند به خوبی بزندگی ادامه داد چون درآن محل دارای باغی بزرگ ویک دستگاه آسیاب تنوره بود ازدرآمدآنها زندگی میکرد ودرضمن خواهرش همسر چراغ علی خان آدینوند رئیس قسمتی ازآن طایفه بزرگ بود ونقل ازعموی بزرگ (نکارنده ) که درحدودسالهای 1345تاچهل شیش شمسی اوشب ها ازگذشته خود وخانوده وپدربزرگ نگارنده تعریف می کرد بارها از باقرخان وقاسمخان حرف زده واو در آ ن زمان حدود 90سال داشت البته اواز گذشته خود و از دست حکومت ها ی آن روز گار شکایت داشت  ومی گفت ازستم هایی که برما شده تعدادی ازاقوام نزدیکمان ازاین محل رفته ودیگربرنگشتندو ما هم ازآن ها خبری نداریم علتش ظلمهای این ها بوده ودرد دل های زیادی می کرد واز آن روزگاران شکایت داشت او می گفت باقرخان تازمان مرگ درحکومت برادرش هم اختیاردار اوبود هرچه اومی گفت همان می شد و باقر خان سرتیپ مورداحترام دیگر بزرگان ترهان ودلفان  نیزبودند وبامشورت با او بیشترکارهای اصلی انجام می شد

     

     چند سالی قاسم خان میر پنج با ارامش در ترهان ودلفان به حکومت ادامه داد تا اینکه عده ای ازمردم سودجو در دلفان وترهان دراطراف نظرعلی خان امرایی گرد آمده واوراعلیه قاسم خان تحریک کرده وجنگ خونین راه انداختند که شکست به دارودسته ی نظرعلی خان واردواوبه پشتکوه نزدحسین قلی خان رفت و ادامه موضوع

     

     

    چرا می گویند عده ای سود جو گرد نظرعلی خان جمع شدند برای اینکه درهرحکومت افرادی هستند که منافع خود را بر هر موضوع ترجی می دهند وقاسم خان از آن دسته حاکم ها بود که دوست نداشت غیر ازخود کسی درحکومت شریک او باشد چون او جوانی آراسته باسواد کاردان شجاع نترس وآگاه برکار حکومت بود ومورد توجه پادشاه ایران ناصرالدین شاه قاجار بود و ازجانب شازادههای حاکم برلرستان هم حمایت می شد وخود را بی نیاز از هر قدرت محلی می دانست واجازه به هیچ قدرت محلی نمی دادکه از حد خود تجاوزکند روی این حساب همان افرادی که درگذشته با حکومت برخوردارخان سرتیپ امرایی حاکم دلفان وترهان پدر نظر علی خان مخالف بودند ودرنتیجه سبب قتل او را فراهم کردند نتوانستند با حکومت بعد از او سرسازهگاری داشته باشند. آنها   که موردسو زن قتل برخورداخان بودند اکثرأ ازجانب قاسم خان میرپنج حاکم ترهان ودلفان مورد تعقیب بوده و این افراد از سران دلفان می باشند که درراس همه سید فرهاد میرزا جلالی سنجابی می باشد وبرای روشن شدن موضوع توجه به بقیه افرادی که دراین باب به عنوان محرکین قتل برخوردارخان سرتیپ امرایی ویاران جدید نظرعلی خان امرایی همان طوری که درکتاب تاریخ غضنفری به اسم آنان اشاره شده است توجه داشته باشید عبارت از سید فرهاد میرزا جلالی سنجابی وکرم الله خان کاکاوند رئیس ایل کاکاوند در زمان خود و جهانگیری های دلفان ومنصوری ها ی دلفان ورضاقلی خان سرتیپ موموند دلفانی نویرعالی باعده ای از سران طایفه ایتیوند وتعدادی از سران طایفه گراوند دربالا  گفتم یاران جدید این موضوع برگرفته از کتاب تاریخ غضنفری است نه نظر دیگران چون گفتار مردمی که از موضوع تاریخ گذشته بااطلاع بودند این تعداد درست نیست چون درزمانی که سیدفرهاد میرزاسنجابی به زنجیر بسته تحویل نظرعلی خان وبرادرش جعفر قلی خان می دهند درکتاب تاریخ غضنفری آمده که با گفتن قول وقرارهایی که نظرعلی خان برای رسیدن به حکومت باسید نمود اورا آزاد کرد باابن حال بازاین افراد از روی ترس از قاسم خان  گرد نظرعلی خان جمع می شوند و نظرعلی خان را علیه او تحریک نموده ودست به اقداماتی خرابکارنه می زنند وسبب آشوب وقتل وکشتار یاران قاسم خان شدند واین آشوب وبرادر کشی سالها ادامه داشت چه افراد نیکنام وبیگناهی مانند نامدارخان امرایی آن جوان رشید وخوشنام ودوست داشتنی ونعمت الله خان موموندنویرعالی ریئس نیمی از طایفه نویرعالی دلفان وترهان در این راه کشته شدند وطبق نوشت تاریخ غضنفری جلد اول در (ص 433 ) می نویسد که .محمد حسین فرزند توشمال کرم علی نزدیک غروب آفتاب مشغول نماز بود ازبخت بد به تصور این که کسی متعرض نماز گزار نمی گردد محل ادای نماز را برفراز چیابل دررومشکان انتخاب کرد وبی خیال وبدون ترس از کسی مشغول نماز شد، ولی درهمان حین ، هدف تیر یکی از تفنگ چیان نظرعلی خان قرار گرفت وکشته شد موضوع قتل محمد حسین کرم علی ، قاسم خان میر پنج را بسیار متاثر کرد این هم از آن افراد بیگنا هی که دروقت عبادت خدای مهربان جان خود را از دست داد

                                    

     

                                                      تا جایی ما می دانیم

     

     

     

    مرگ قاسم خان میر پنج حاکم ترهان ودلفان وسلسله وچگنی در اواخر سال 1316 به علت بیماری در منزل خواهرش آغاسلطان امرایی همسر سرتیپ مهرعلی خان سگوند درمحلی بنام جایدر اتفاق افتاد ه است چون درآن زمان سرتیپ مهرعلی خان سگوندرئیس طایفه عالی خانی ازایل سگوند وبه همراه فرزند شجاع وسلشورش شیرمحمد خان در زندان شازاده فرمانفرماحاکم لرستان وکرمانشاه دربندبودند همسرش آغاسلطان فرزند فتح الله خان امرایی حاکم سابق لرستان و خواهر قاسم خان میرپنج امورایلبگیری طایفه سگوندعالی خان را انجام می داد ودراین موقع برادرش قاسم خان حاکم ترهان ودلفان وسلسله وچگنی به علت درگیری هایش بانظرعلی خان امرایی خود را خسته وناتوان می بیند برای رفع خستگی چند روزی پیش خواهرش که از خوبان وپاکان بودندمی رود وپس از چند روز بیماریش جدی می شود واز دست حکیمان آن زمان در منطقه کاری ساخته نیست ودرمدت کوتاهی این جهان فانی را ترک وبه سوی دوست روانه می شود که روحش شاد وخدای توانا روح آن سردار بزرگ را به بخشد .   آمین    

     

     

     

    واز آن تاریخ به بعد است که حکومت ترهان با دیگربخشهای تابع توسط شازاده عین الد وله به نظرعلی خان اجاره داداست   

     

    در نتیجه بامرگ قاسم خان میرپنج این درگیریها پایان می گیرد  

     

     

                                               جنگ گریز های نظرعلی خان باقاسم خان برسرحکومت

     

     

    کتاب تاریخ غضنفری (درص 356 و357 چنین آورده که قبل ازاین نوشتیم که محر ک قتل مرحوم برخوردارخان سرتیپ بیش از همه سیدفرهاد میرزا جلالی سنجابی بود که با وعده ی وصال دخترکی قاتل را فریب داد پس از قتل سرتیپ وبقیه داستان

                      

                                                                           وجلوس باقرخان به مسند ریاست

     

    وخانواده فرهاد میرزا حداکثر استفاده را می برد وخود را نیاز مند اطاعت ازباقر خان نمی دید وباقرخان هم به این قانع بود که فرهاد میرزا با قدرتی که درمحل دارد احترام او را ملحوظ بدارد سید حتی مالیات دیوان را شخصا به کارگزاران دولت می پرداخت لکن پس از روی کار آمدن قاسم خان با احکامی که ازطرف شاه قاجار وحکومت های وقت لرستان داشت چون مردی بلندپرواز وبا اراده وقدرت طلب بود تدریجا به کاستن قدرت خوانین محلی پرداخت از جمله دریکی از مسافرت های دلفان درسال 1310 ق فرهاد میرزا را دریک فرصت مناسب توقیف کرد وبه کوهدشت فرستاد وپس از مراجعت روزی جعفرقلی خان ونظر علی خان را به حضور طلبید ودستور داد زنجیر فرهاد میرزا رابه دست آن ها دادند وگفت مدت هاست درصددگرفتن انتقام خون سرتیپ هستم واین فرصت اکنون حاصل شده است وچون شما فرزندان آن مرحوم هستید از نظر شرعی ولی دم محسوب می شوید بنابراین میل دارم شخصااورا به طریقی که خود می دانید به مجازات برسانید » مردی به نام جعفر درگاوگ همراه آنها کرد که فرهاد میرزا را درمحلی دور از عمله به قتل برسانند . جعفر درگاوگ هم مامور بود که در انجام عمل نظارت داشته باشد ونتیجه را اطلاع دهد آنها به محلی به نام بی سره رفتند ودرآنجا آماده کشتن فرهاد میرزا شدند سید که مردی متهور وسخن وربود خطاب به فرزندان سرتیپ اظهار داشت شما اکنون می توانید مرا به قتل برسانید ولی این نکته رابدانید که قاسم خان ازقتل من به دست شما منظور خاص دارد او می خواهد خون من دست های فرزندان سرتیپ را رنگین کند واولاد سرتیپ را نزد مردم دلفان منفور سازد اکنون گوش فرا دارید چه می گویم ،شما دیر یا زود زیر فشار های طاقت فرسا ی قاسم خان از راه ستیز وارد خواهید شد ودراین خصوص این من هستم که با جهانگیری ها ومنصوری ها ونیمی از طایفه بزرگ کاکاوند وایل سنجابی پشت سر شما قرار خواهم گرفت وتمام نیرویم را صرف پیشبرد کارتان خواهم ساخت این است راه صواب ، البته بسته به هوش ودرایت خود شما دارد هر طور که بخواهید می توانید عمل کنید »ازشنیدن این سخنان نظرعلی خان به جعفر قلی خان که بزرگتر بود نگریست وچون اورا درکشتن سید مصمم دید به او گفت « من که معتقد هستم این مرد درست می گوید ومیر پنج از روی یک نقشه حساب شده به این فکر افتاده است وگرنه خود دستور می داد اورا قصاص کنند وانگهی دروضع وموقعیت دردناکی که ما هم اکنون باآن مواجه هستیم چه جای این گین توزیهاست وچرا باید مجری اوامر یک پسر عم بی دادگر باشیم این سید ارزش یک بند انگشت پدرمارا ندارند ، بگذارید برود » جعفر قلی خان زنجیر را از گردن فرهاد میرزا برداشت ونظر علی خان هم دست هایش را از قید زنجیر رها ساخت فرهاد میرزا با صدای بلند که تا اعماق قلب فرزندان سرتیپ رسوخ کرد فریاد زد وگفت «نظه وعده من وتو قلعه کرمی کاکاوند سپس مانند باد صرصر ناپدید شد ماجرا را جعفر درگاوگ عینا به قاسم خان گزارش داد واوکه نقشه اش راخنثی می دید آن چنان ناراحت شد که هفت تیراز کمر کشید ه روی سینه جعفر شلیک کرد ودنبال نظر علی خان فرستاد نظر علی خان به اتفاق جعفرقلی خان ،آن شب درگوشه ای بیتوته کردند وبه خانه ویسالی نرفتند مگر نیمه ای از شب گذشته وبقیه داستان کتاب تاریخ غضنفری که نویسنده آن فرزند نظرعلی خان امیر اشرف امرایی می باشد ودراین جاست که گفتیم عده ای ازمردم دلفان وترهان گرد نظرعلی خان جمع شدند ودراول کاری که کردن موجب قتل جوانی رشید و شجاع ودوستداشتنی گردیدندکه در آن زمان نایب الحکومه ترهان ازجانب قاسم خان میرپنج حاکم برچهاربخش شمال وغرب لرستان به عبارت ترهان ودلفان وسلسله وچگنی بودبنام نامدارخان امرایی واین قتل سبب شد که در ترهان دربین دیگر طوایف برادر کشی های زیادی رخ دهد وحال درکتاب تاریخ غضنفری وبعد از این قتل

     

     

    می خوانیم که 9جنگ بین قاسم خان میر پنج امرایی حاکم ازیک طرف واز طرف دیگر نظرعلی خان امرایی (امیر اشرف ) به همرا عده ا ی ازسران ناراضی که درحدود پنجاه نفر بودند دسته ای فراهم کرده اند ودراین جنگ ها برابربا نوشته کتاب تاریخ غضنفری همیشه شکست بر سپاه نظامی یکهزارنفری حاکم قاسم خان امرایی می افتد وپیروزی بادسته کوچک نظرعلی خان امرایی امیر اشرف پدر نویسنده کتاب تاریخ غضنفری می باشد ولی دوستان جای تعجب دراین است که مرحوم میر پنج درنیمی اول سال 1316 قمری فوت شده است ولی دراین کتاب می بینیم ومی خوانیم تا سال 1319 قاسم خان امرایی در حال جنگ با نظرعلی خان بوده است

     

    وتوجه شما را به این مطلب جلب می نمایم نویسنده محترم در(ص417 کتاب تاریخ غضنفری آورده)

     

     دراواخر سال 1316 ق،

     پس از زدوخوردهای زیاد با آنکه ظفرالسلطان میرپنج نهاوندی هم از او طرفداری می کرد ،نظر علی خان پیروز شده وقاسم خان به میان سگوندها رفت ودرهمان جا وفات یافت ،

     و باز دراین کتاب تاریخ غضنفری می خوانیم تاسال 1319 قاسم خان امرایی حاکم برنیمی از خاک لرستان درحال جنگ بانظرعلی خان بوده

                             در کتاب تاریخ غضنفری باز آمده جنگ نهم 1319 ق درص 432 ازجلد اول

    وباز دراین کتاب در(ص 436از جلد اول تاریخ غضنفری چنین می خوانیم

                                                            

     

                                            مرگ قاسم خان طبق نوشته کتاب تاریخ غضنفری

     

    اکنون بی مناسبت نیست چندسطر راجع به سر کذشت مرحوم قاسم خان میر پنج فرمانده فوج امرایی وجانشین برخودارخان نگاشته شود قاسم خان دارای نشان وحمایل سرتیپی وفرمان فرماندهی فوج امرایی از دربارسلطنتی بود وی دارای اندامی رشید ،ریش چپکی ،چشمانی سیاه ودرشت ، شانه هایی پهن وبازووانی ستبر، بسیار شجاع وجنگجو ،پرطاقت وبردبار ، لایق وباشخصیت بود .و

     

    مرگ میرپنج درپنجم خرداد ماه سال 1280 ش. وبرابربا 8 صفر 1319 ق .، اتفاق افتاد و بقیه گفتار

     

    عزیزان این دو بار تا این جا می خوانیم که قاسم خان دراین کتاب فوت می کند یکی درسال 1316ق ودومی درسال 1319 قمری وباید بگویم باز عرض می کنم که قاسم خان میر پنج در نیمه اول سال 1316 به علت بیماری درخانه دامادش مهرعلی خان سرتیپ سگوند رئیس فوج سگونددر محلی بنام جایدر .در همان سال فوت می کند که مدت بیماری او بیش از چند روز طول نکشیده است وباز ما می دانیم که پس از مرگ قاسم خان حکومت ترهان ودلفان وچگنی به نظرعلی خان امرایی رسید که دراین بابت

     

    با شازاده. عین الدوله حاکم وقت دربروجرد سند مالیاتی را امضاء نموده که درنیمی دوم سال 1317 ق بین نظرعلی خان وشازاده حاکم عین الدوله بر سر دیر پرداخت کردن مالیات ترهان ودلفان اختلافی پیش آمده ودرنتیجه نظرغلی خان که با لقب فتح السلطان بودهمراه چهار تن از سران دلفان دربروجرد گرفتار وضمن خوردن چوب وتنبی بدنی نظرعلی خان فتح السلطان ویارانش روانه زندان دربروجرد می شود

     

    که باز طبق نوشته کتاب تاریخ لرستان روزگار قاجار .استاد والی زاده (از ص 312 .الی ص

    باپوزش ازخوانندگان محترم به علت زیادی مطلب برداشت از کتاب تاریخ روزگار قاجار برای اینکه مطلب روشن شود ناچار هستیم که نوشته آن کتاب را دراین باب بیاوریم تا خوانندگان عزیزکاملا متوجه موضوع شوند وکتاب تاریخ غضنفری بادیگرکتاب های تاریخی لرستان چقدرتفاوت دارند

                                 اینکه نوشته کتاب تاریخ لرستان روزگار قاجار .ص (312)  

     

     

     

                                                        نظرعلی خان فتح السلطنه به حکومت طرهان منصوب می شود

     

           ازجمله سرکردگان لرستان که برای تعیین تکلیف مالیات حوزه نفوذخود به بروجرد رفته بودند مرحوم نظر علی خان امرایی بود که آن موقع لقب «فتح السلطنه » داشت نظرعلی خان باهدایا وپیشکشی های زیادبه بروجرد رفته بود وچون درراس خوانین پیشکوه قرار داشت ، عین الدوله او را بیش از دیگران موردمحبت قرارداده ودستخط حکومت طرهان 0طرهان ودلفان وسلسله وچگنی )را به او داد وقرار اقساط مالیات را با او گذاشت واجازه داد به محل خود برگردد.

     

                                                                              عین الدوله باطوایف به گرمسیر می رود در

     

    در عصر قاجاریه تقریبن عموم طوایف وایلات چادرنشین بودند و به حکم اجبار فصل پائیز وزمستان که هوا سردبود به منظور تعلیف واغنام واحشام خود به گرمسیر می رفتند وشهرهای لرستان فقط منحصر بود به خرم آباد وبروجرد .

    چون درفصلهای مزبور تقریبأ نواحی ییلاقیی لرستان چول و خالی السکنه می شدندحکام وقت نیز به حکم اجبار به منظور وصول بقایای مالیات با ایلات به نواحی کرمسیری می رفتند که هم مالیات رابه حیطه وصول درآورند وهم به حل عقد امور مردم برسند

    عمالی را که عین الدوله جهت وصول مالیات تعیین کرده بود ، مرتبأ مالیات وصول کرده را می فرستادند وبرای این که موقع حرکت ایلات به گرمسیر فرا رسیده بود عین الدوله دروصول ویصال مالیات مرتبأ با مسئولین مالیات درمکاتبه بود ودستورهای لازم را به عهده آنان صادر می کرد واگر موانع ومعایبی درکاربود حتی الامکان رفع می کرد .

    تنها شخصی که اقصاط مالیاتی را به موقع نرسانده بود نظرعلی خان امرایی بود که نفوذ وقدرتش خیلی بیشتر از سایرین بود وچهار بخش مهم لرستان درحوزه حکومت او قرار داشتند وهر چه عین الدوله نامه می نوشت وقاصدمی فرستاد نتیجه مثبت قابل ملاحظه ا ی عایدش نمی شود به این علت مصمم شد که در این هنگام بااردو دردنبال عشایر عازم گرمسیر می باشد خطالسیر خود را از راه طرهان انتخاب کند که مقر حکومت

    نظرعلی خان بود ودر طرهان با اردو اطراق کند تا مالیات طرهان وبخشهای تابع آن را از نظرعلی خان وصول سازد

                                                                   توقف در طرهان                                                                        

     

                                                           

    عین الدوله به نیت توقف در طرهان وبه قصدگرمسیر اردورااز بروجرد حرکت داد واز طریق سیلاخور وزاغه به خرم آباد وارد شد . چند روز درخرم آباد به تمشیت امور پرداخت وبعد از طریق مله شبانان به چگنی رفت ودرسراب ناوه کش چگنی رفع خستگی کرد وبه کوهدشت رفت واز کوهدشت به سمت طرهان (پای آستان خسروآباد )که مقر زمستانی نظرعلی خان بود حرکت نمود ونظرعلی خان او را باتجلیل واحترام به قلعه خود وارد نمود وبه پذیرایی او مشغول شد . اردوی عین الدوله هم در اطراف قلعه چادر افراشتند

    بعدازچند روز عین الدوله به نظر علی خان گفت :«برای مخارج اردو احتیاج به پول داریم »و وجه مالیات را از او مطالبه کرد .ولی نظرعلی خان به معا ذیر ی متشبث گردید ،به اصطلاح «وعده سرخرمن »به حکمران داد.عین الدوله حاکم مقتدروباکفایتی بود واهل این گونه مماشات ها نبود واز سهل انگاری نظرعلی خان سخت برنجید ،ولی چیزی بروی خود نیاورد وبه او حکم کرد که اقلأبرای اردو ودواب افراد سیورسات وعلوفه به قدر کافی تهیه کند وحمل بر قاطر نموده با اوبه دزفول بفرستد.هرچند انجام این عمل برای نظر علی خان مشکل بود ولی چاره ای غیراز اطاعت ندا شت وسیورسات ازهر قبیل تهیه کرد وحمل برقاطر ها والاغها ی خود کرد ودرمعیت اردو اعزام داشت

                                        واین موضوع ادامه دارد تابرگشت از دزفول

    که از تاریخ آبان ماه سال 1317 وآرد به دزفول شده ودرتاریخ اول اردیبهشت 1318 ازآنجا به سمت خرم آباد وبروجرد حرکت کرده ودربروجرد فورأ

    نامه ای به نظرعلی خان نوشته اورا نزد خود فرا خواندوعلاوه براو سرکردگان نامبرده زیررا با نظرعلی خان رفیق وهمدست بودند به بروجرد احضار کرد .

    یک.رضاقلی خان پدر یوسف خان امیر بهادر .دو2 سرتیپ خان رئیس طایفه ایتیوند .سه 3 نظر علی خان رئیس طایفه میربیگ چهار4 کرم الله خان کاکاوند

    اینان افرادی هستند که با نظر علی خان فتح السلطان امرایی حاکم ترهان ودلفان که توسط شازاده حاکم جهت پرداخت مالیات به بروجرد احضار شده اند که بعداز گفتگوفراوان وبرخورد تندحاکم ودستور به بستند وچوب زدن آنها که

    غیر از کرم الله خان مظفری کاکاوند که نامه پرداخت مالیات را از خود شازاده داشت بقیه بانظرعلی خان امرایی چوب زداند ونظرعلی خان به زندان افتاد وتاپایان حکومت عین الدوله به مدت بیست ماه درزندان بروجرد باقی بود تااینکه عین الدوله به تهران منتقل شد وشازاده سالار الدوله برای بار دوم به جای او به حکومت لرستان رسید وآن هم قصی خود دارد در(ص 316 تاریخ روزگار قاجاررا        

    )تا پایان حکومت عین الدوله درسال 1318 ق . وشروع حکومت دوم سالارالدوله برلرستان نظرغلی خان همچنان به مدت بیست ماه تمام درزندان بروجرد بسرمی برد و توسط سالار ادوله حاکم لرستان از زندان بروجرد آزاد شد حال باتوجه به اینکه نظرعلی خان دراین مدت که درزندان بوده وقاسم خان هم درقید حیات نبوده این جنگ ها را چه جوری انجام داده اند

    این فوج ها قبلا توستط مرحومان توشمال خان وسرتیپ فتح الله خان امرایی اداره می شدندکه بعداز مرگ توشمال خان فرزندش بنام برخوردارخان با درجه سرهنگی زیردست عمویش فتح الله خان سرتیپ فرماندهی یکی از این فوج ها با ایشان بود این دو فوج ازاهالی دلفان وترهان وچگنی تشکیل شده بود

    فتح الله خان که درجه سرتیپی خودرا از دربارناصرالدین شاه قاجار گرفته بود ازسال 1266تاسال 1287حاکم بر چهار بخش شمال وغرب لرستان بودندکه درسال 1286و1287 حاکم برلرستان نیز بودند که در این سال ایشان فوت می کنندکه هم زمان است

    با سفر ناصرالدشاه قاجار به کشور عراق برای زیارت به عتبات عالیات که دربین را درنهاوند به پادشاه ایران خبرمی رسد که فتح الله خان سرتیپ امرایی حاکم لرستان فوت کرده که

    شاه هم این موضوع را در سفر نامه اش یاداشت می نماید وحال منظور معرفی قاسم خان میر پنج است که فرزند فتح الله خان سرتیپ امرایی حاکم قبلی لرستان وآن چهار بخش موردنظر است گفتیم ایشان (قاسم خان ) باتوجه به اینکه حاکم بر نیمی از لرستان است درکتاب تاریخ غضنفری می خوانیم که ایشان دراین 9 جنگ ازنظرعلی خان امرایی همیشه شکست خورده است






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : جمعه 01 آبان 1394 | تعداد بازدید : 1848 | نظرات(5)

نظرات


این نظر توسط محمد در تاریخ 6 سال پیش و 13:10 دقیقه ارسال شده است

با سلام و عرض ادب - زنده باد ایران و ایرانی زنده باد کسانی که برای حفظ اثار و تاریخ تمدن ایران تلاش می کنند رندگیتان سلامت و شاداب کنار دوستاران . شاد و حرم باشید .

این نظر توسط مسعود یاراحمدی در تاریخ 7 سال پیش و 11:52 دقیقه ارسال شده است

با عرض سلام دوباره.بنده حقیر الان ساکن کرج هستم.

با تشکر جناب مسعودخان فکرکردم دربروجرد هستید می خواستم توسط شمااز بازماندگان قاسم خان میر پنج که در الیشتر وبروجرد بودند خبری بگیرم باز از شماممنون هستم

این نظر توسط مسعود یاراحمدی در تاریخ 7 سال پیش و 9:53 دقیقه ارسال شده است

ممنون و سپاسگزارم حاجی عزیز.ببخشید اینقدر بهتون زحمت میدم.من علاقه زیادی به تاریخ دارم بخصوص تاریخ منطقه خودمون.من اگه کارگردان سینما بودم حتما یه فیلم از وقایع گذشته منطقه طرهان و دلفان و......می ساختم.به نظرم خیلی طرفدار پیدا میکرد.من این پیشنهاد رو چندین بار تو تعدادی از سایتها به کارگردانهای لرستانی دادم امیدوارم این موضوع محقق بشه

.باسلام جناب یاراحمدی من هم آروز میکنم که در این راه موفق باشید . ببخشیددوست محترم شما کوهدشت تشریف دارید ویا در دیگر شهرستانها می باشید ممنون میشم اگر عنایت کنید جواب دهید

این نظر توسط مسعود یاراحمدی در تاریخ 7 سال پیش و 10:28 دقیقه ارسال شده است

با سلام و درود فراوان خدمت جناب آقای آزادبخت عزیز و بزرگوار ممنونم از لطفی که نسبت به بنده دارید.مزاحمت دوباره. میخواستم بپرسم نوادگان باقرخان و قاسم خان امرایی الان در کوهدشت چه کسانی هستند؟این خیلی واسه من سئوال شده.

باسلام حضور دوست ارجمندم جناب یاراحمدی درمورد بازماندگان آن بزرگواران باید عرض کنم تا جایی که من می دانم سرتیپ باقرخان امرایی دارای دوپسر بنامهای غلام حسن وغلامحسین امرایی بوده که فرزندیکی از این دو بنام حیدر امرایی باپسرانش هم اکنون درنورآباد دلفان ساکن میباشند که پسران آقای حیدر امرایی به شغل تعمیرات ماشین در آن شهرستان مشغول است وبقیه راکه مربوط به سرتیپ باقرخان باشد نمی دانم چه کاره هستند ودر مورد بازماندگان سرتیپ قاسم خان میرپنج امرایی تاجاییکه من می دانم نوادگانش درالیشتر ساکن بوده که دونوه پسریش بنام جناب آقای فضل الله خان غضنفری که مدتی رئیس ثبت اسناد کوهدشت بودند ودیگری جناب آقای محمد باقر غضنفری رئیس جنگلبانی کوهدشت در ده چهل 1340 شمسی مشغول بودند که شنیدم که جناب آقای فضل الله خان غضنفری به رحمت خدای مهربان رفته است روحش شاد باد وتا مدتی پیش خبر داشتم که جناب محمد باقرخان غضنفری درالیشتر ساکن هستندو بازماندگان جناب فضل الله خان غضنفری دردانشگاه الیشتر مشغول تدریس هستند واما دیگر بازماندگان سرتیپ قاسمخان میرپنج بطوری که شنیدم دربروجرد هستند جناب میر پنچ فرزندان زیادی داشته است خواهشمند است جهت شناخت بیشتر به شجره نامه خاندان غضنفری مراجعه کنید باتشکر

این نظر توسط ويداآزاده آزادبخت در تاریخ 7 سال پیش و 13:23 دقیقه ارسال شده است

سلام خدمت عمومي بزرگ وگراميم
بنده به وجود بزرگ مردي چون شما افتخار مي كنم.
ازخداي بزرگ براي شما طلب عمري طولاني و باعزت مي كنم.
در سايه الطاف خداوندي موفق وسربلند باشيد.
مطالبتون فوق العاده عالي وزيباهست.

باسلام حضوربرادرزاده خوبم سرکارخانم آزاده عزیز ارلطف ومرحمت شما تشکر دارم باسپاس


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]