نصرالله خان غضنفری فرزند علیرضا خان غضنفری بزرگترین خان ترهان و



     نگارنده حاج حسین آزادبخت مومه وند

    https://rozup.ir/up/yarane-moumavand/Pictures/4595492.jpg

     

     

     

                       نصراله خان غضنفری بزرگترین مالک کوهدشت که خود فاقد ساختمان مسکونی بود

    فرزندعلیرضاخان غضنفری،نوه امان اله سرداربهادر،بعدازفوت پدروبرادربزرگش عبدالرضا خان یکی ازشخصیت های خوب منطقه بودکه مورداطمینان دستگاه حکومتی مرکزومردم ترهان بود؛نصراله خان جوانی سخاوتمندوانسانی نیکوکار وبخشنده ای مهران بودکه ازهرنظرقابل قبول مردم بود.اووارث املاک فراوان پدرش علی رضاخان غضنفری درترهان شد که درسال های1341و1346 آن همه املاک توسط رژیم پهلوی بین زارعین تقسیم شد.علیرضاخان غضنفری بزرگترین مالک درلرستان بود،کسی دراین منطقه به میزان اواملاک نداشته وبیش ازهزارخانواده ازبرکت زمین های کشاورزی اوصاحب زمین شدند؛تعدادی ازآن زارعین که زمین کشاورزی دریافت کرده بودند،زمینشان درکنارشهرکوهدشت واقع شده بودوحال به ساختمان تبدیل گشتندوازبرکت فروش همان زمین ها که بنام زارع دریافت کرده بودندصاحب مال وسرمایه شدند؛واما.نصراله خان غضنفری که درحیات اوبرنامه واگذاری زمین به زارعین صورت گرفت،ازآن همه املاک چیزی به دست اونرسیدومقداری هم که برای خانواده اش باقی مانده بودآن هم برای احداث ساختمان های دولتی به تصرف شهرداری کوهدشت ودیگردستگاه های دولتی درآمد.می بینیم پس ازفوت اوچیزی برای خانواده اش باقی نماتده وحتی ساختمان مسکونی برای خانواده اش باقی نگذاشت وهمه رابه نیازمندان ودستگاه های دولتی بخشید.شما اگردرکوهدشت ساختمان های دولتی راشمارش نمایند،اگریکصددستگاه  ساخته باشند نود تای آنها درزمین های نصراله خان غضنفری ساخته شده است وازطرف متصرفین بابت آن همه زمین ها وجهی به خانواده اوپرداخت نشده است. حال بادلی پرازحسرت وچشمی پرازاشک وامیدی به درگاه آن دانای بخشنده وپناه دهنده بی نیازکه روح پاک اورامورد لطف ورحمت خودقراردهد.آمین.  

                                          

    .    عبدالرضاخان غضنفری فرزندعلیرضاخان نصرالله خان غضنفری            

                                                                                                                     بزرگی که برای دوستدارانش هرکزفراموش نمی شود

     

     .به  نام  بی  نشانی  که همه جانشان  آشکار دارد         ازبام تاشام همه درحال زاری ومویه گری سرورم هستند

                                                                                    

    .چوخواهی که نامت بود جاودان               مکن نام نیک بزرگان نهان

     بزرگش نخوانند اهل  خرد                    که نام بزرگان به زشتی برد

     عبادت بجزخدمت خلق نیست                به تسبیح وسجاده ودلق نیست    (سعدی)

     عبدالرضاخان غضنفری فرزندعلیرضاخان نوه امان اله خان سرداربهادرحاکم سابق ترهان ازسال1307 تا سال 1325 شمسی به مدت18 سال حاکم برسلسله ودلفان وترهان بودند.نوه اش عبدالرضا خان جوانی رشید،شجاع وآگاه درمسائل روزدرمدت کمی که جانشین پدرش شد بزرگ ترین مالک کوهدشت درلرستان بود با اینکه سنی ازاونگذشته بود درمیان بزرگان ترهان حرف اول رامی زدومورداحترام همه اهالی بودحاکمان درمرکزاستان برای اوحساب وکتاب جداگانه ای داشتندوبه اواحترام می نهادند اوجوانی دانا و نیک اندیش وباسواد وخوش خط بود درمدت کوتاهی که سرپرستی تمام املاک وسیع امان اله خان سرداربهادروپدرش به اومحول شده بود به خوبی ازعهده ی اداره آن برآمده بود ودردستگاهای دولتی جایگایی والایی داشت که بدبختانه دریک تصادف رانندگی درمحل فعلی بهشت زهرائی کوهدشت جان خودرا ازدست داد مرگ عبدالرضاخان درسال1340 خورشیدی اتفاق افتاد که هنوزیک سال ازمرگ پدرش علیرضاخان نگذاشته بود.ودوستداران این خانواده لباس سیاه را ازتن درنیاورده بودند که برای باردوم سیاه پوش شدند دراین مدت طرفداران آنها ماتم زده بودندوازشادی خبری نبودچون درحقیقت همه مردم عزاداربودند دراین یک سال کسی برای نوجوان خودعروسی به خانه نیاوردوخنده ای برلب کسی مشاهده نشدوشادی ازاین دیارکوچ کرده بود ودلهای همه غم باربود وجای برای شادی نبود که برای باردوم بخت ازاین خانوده ی شریف ومحترم برگشت وبا مرگ عبدالرضاخان مدت یک سال دیگرسیاه برتن دوستان وآشنایان این خانواده نشانیده شد.دراین دوسال صدای سازی    به کوش کسی نرسید.و نوازندگان دیگرسازی نمی نواختند وغیرازصدای مویه وگریه صدایی شنیده نمی شد برای دوستان این خاندان فقط سیاهی واندوه وغم هویدا بود وازشادی وخرمی خبری نبود درایام جشن ملی نوروزهم دراین دوسال کسی لباس سیاهش را بیرون نیاورد باید بگویم آسمان هم غم باربود صدای آوازبلبلکان شنیده نمی شد وتمام سازها خاموش شده بودندوقتی صدای سازوآوازی نباشدکه درآسمان پخش شود وبه گوش پرندگان برسد تا آنها شاد شوند. همه خاموش می شوند ومانند گورستان قدیمی که درآن صدایی حتی از پرندگان شنیده نمی شود.پس شهرما دراین دوسال مانند شهرمردگان شده بود وهمه جا غم واندوه همدم دوستان وآشنایان این خانواده شده بود البته می شود گفت شایدعده ای کمی هم درمرگ آنها شاد شده باشند ولی خدامی داند من که خودم شاهد این اندوه بزرگ بودم وندیدم کسی درمرگ علیرضاخان وفرزند شجاعش شادی کند.ولی قبل ازمرگ علیرضاخان درکوهدشت بخصوص دربین طرفداران اواگرکسی عروسی برای جوانش می آورد حضورعلیرضاخان درآن جشن سبب شادی هرچه بیشترمردم می شد واگرهم کسی ازیاران اوفوت می کرد بازحضوراودرمیان آن عزداری سبب آرامش خانواده صاحب عزا می شد علتش هم علاقه بیش ازحد مردم به ایشان بود و درآن زمان مردم درغم وشادی یکدیگرشریک بودند واما درعزاء غم بارجوان ازدست رفته مان عبدالرضاخان دراین مصیبت بزرگ چه گیس های زنان ودختران فامیل وبستگان دراین غم جانسوزبریده شد. اگراشتباه نکرد باشم درمرگ علیرضاخان خرمنی ازگیس زنان ودختران فامیل ونزدیکان این خانواده بزرگ ودوست داشتنی لرستانی بریده شد چون این مصیبت وآرده فقط مربوط به مردم ترهان نبود فامیل غضنفری به همه لرستان مربوط است دراین  عزای غم بار زنان باحالتی پریشان وبی قراراندامشان را با پلاس پوشانیده بودند دراین ماتمسرا فلک هم تحت تأثیرزاری ومویه گری زنان ومردان عزادارقرارداشت چه گیسوانی ازدم تیغ های الماس گونه بریده شد گونه های زنان را دیدم که اززخم ناخن ها شیار برداشته بودند,خوانین راهمه غمگین وسیاپوش دیدم دهان پرخون وفغان وزنان ودختران رامشاهده کردم خونابه برصفحه رخساری جاری وچون برگ گل موج بسته و زاری نازپروردگان و ونغمه های سازعزا روزمحشررا مجسم ساخته بود جوهای خون ازگونه های زنان فواره بسته و فروریخت ازاین فقدان عظیم فریاد واویلا برخواسته وعزای حسینی برپا شده بود با شنیدن خبرمرگ آن سرداربزرگ لرستان مردم به شیون وزاری پرداختند ومرد وزن بزرگ وکوچک همه داغ دارشدند و مردم فریاد می زدند ومی گفتند هیهات ازاین روزمحشر و رستاخیز حسینی اینان همه داغ بردل دارند وسیاه پوشیده وسیاپوش کردند و نزدیکان خاک برسروسربرسنگ می کوبند و تمام بزرگان دراین غم گران زارزار گریه می کردند و زنان با صدای مورمویه گران شیون سرمی دادند این بود عزای نوجوان ازدست رفته ما.

     http://up.y-m-v.ir/view/2629118/images.jpg

         

    دوستان خوب به این عکس توجه بفرماید تا میزان غم واندو یی که بر مردمان ترهان ودلفان ودیگر منطق در اثر مرگ سردار بزرگ لرستان علی رضاخان غضنفری رخ داده است مشاهد کنید این عکس از مراسم چهلمین روز درگذشت آن بزرگ مردگرفته شده است همان طی که مشاهده می کنید تمام بزرگان ترهانودلفان سیاپوشیده اند وغمبار می باشند    

     

     






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : چهارشنبه 04 دي 1392 | تعداد بازدید : 5273 | نظرات(1)

نظرات


این نظر توسط کرم حسین در تاریخ 7 سال پیش و 13:54 دقیقه ارسال شده است

باسلام خیلی عالی بود اما لطفآعکسهای بیشتری هم بگذارید


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]