نگاهی به سرگذشت بزرگان لرستان وبازگویی رخ داد سده ی اخیر قسمت دوم



    قسمت دوم.........نگارنده حاج حسین آزادبخت مومه وند 

            

       زندانی شدن قاسم خان میرپنج ومیرصیدمحمدخان اشرف العشایر..........

    عکس باقرخان سرتیپ وقاسم خان میر پنج حاکمان ترهان ودلفان وسلسله وچگنی .فرزندان سر تیپ فتح الله خان امرایی حاکم لرستان در پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار  در  سالهای1286و1287هجری ق وحاکم ترهان ودلفان ازسال های 1265تاپایان عمرکه درسال 1287هجری درگذشتند که حدود27سال حاکم برنیمی ازلرستان بودند

     

    https://rozup.ir/up/yarane-moumavand/Pictures/DSC03403536994.JPG

     

    ازراست قاسم خان امرایی میر پنج و سرتیپ باقرخان امرایی حاکمان ترهان ودلفان وسلسله و چگنی  نیمی ار لرستان  درزمان پادشاهی ناصرالدین شاه ومظفرالدین شاه  قاجار فرزندان  سرتیپ فتح الله خان امرایی حاکم لرستان  درپادشاهی  ناصرالدشاه 

     

     

    این مقاله نگاهی به سرگذشت بزرگان لرستان دارد.بزرگانی که شاید نسل های امروزی جز نامی از آنها بیشتر نشنیده اند ....با سپاس و تشکر از تمامی دوستانی که  مرا همیاری کردند.حاج حسین آزادبخت مومه وند

     عده ای ازمردم ترهان ودلفان دراطراف نظرعلی خان امرایی کرد آمده واورا علیه قاسم خان تحریک کرده وجنگی خونین راه انداختند که شکست به دارودسته ی نظرعلی خان وارد واوبه پشتکوه نزد حسینقلی خان ابوقداره پنا برد تاازحمله ی قاسم خان میرپنج درامان باشدوباحمایت والی پشتکوه که ازنظرعلی خان به عمل آَمد جنگی سخت بین نظرعلی خان وسپاه والی ازیک طرف ومردم ترهان ودلفان  به فرماندهی قاسم خان میرپنج درمی گیرد وتعدادی ازطرفین کشته می شود دراین زمان والی لرستان پیشکوه نظام السلطنه مافی می باشد.که ازجانب خود برادرش محمدحسن سعدالملک رابه حکومت لرستان پیشکوه گمارد ورضاقلی خان مافی برادرزاده اش راحاکم خرم آباد کردکه هم زمان بودبامرگ کشته شدن ناصرالدین شاه قاجاربه سال1313 قمری که شیرازهمملکت ازهم پاشیده شدوکسی درجای خود قرارنداشت ودست عشایربازشده مردم بیچاره راغارت می نمودندوهرج ومرج درسراسرلرستان بیداد می کرد.دشمنان قاسم خان ،رضاقلی خان مافی راتحریک کرده قاسم خان میرپنج بامیرصدمحمدخان  اشرف العشایرکه دراین وقت جهت دادخواهی ازدست حسین قلی خان والی پشتکوه که بانی ومحرک نظرعلی خان امرایی علیه قاسم خان میرپنج که حاکم ترهان ودلفان بود به مرکزحکومت رفتند ودرآن جا هردوخان رابازداشت کرده ودستورمی دهند آن ها راازخرم آباد به وسیله مأمورین بختیاری به سرپرسی امیرمفخم بختیاری به بروجردبرده وازآن جا به تهران روانه نمایند.آنها این دونفرلرستانی رابه عنوان زندانی همراهی کرده وازخرم آباد حرکت داده وبه سمت بروجرد می برند تااین که دیگربزرگان لرستان ازموضوع باخبرمی شوند ودرجلسه ای تصمیم می گیرندکه اجازه ی بردن این دوخان ،بنام قاسم خان میرپنج حاکم ترهان ودلفان که به همراه میرصدمحمدخان میراشرف العشایرکه دربندوالی لرستان پیشکوه بوده رابه آنها ندادند و داردسته ی حاکم همراه ایشان این دوزندانی  توسط سواران سگوند وبیرانوند آنهارامحاصره کرده واجازه ی رفتن به بروجردرا نمی دهند مهرعلی خان سرتیپ رئیس ایل سگوند ودیگربزرگان سگوند وبیرانوند وهمراهان،متفقأ به سعدالمک حاکم لرستان اعلام می نمایند حال که مرارعیت ودوست خود نمی دانیدوحاضربه سازش باما نیستید ما هم به شما اجازه ی برداند این دوزندانی را نمی دهیم وآماده هرگونه برخورد با شما هستیم وبعد ازرسیدن پیام مهرعلی خان سرتیپ ودیگریارانش به حاکم لرستان اوهم بامشورت با دیگردوستانش .نتیجه این می شود که صدمهدی خان امیرالعشایر رابه عنوان میانجی وصلح جونزد مهرعلی خان سرتیپ سگوند میآید وازاومی خواهد که دست به اقدامی نزد تا فردادرمحل زاغه باقول وقراری که با سعدالملک حاکم لرستان داشته وزندانیان رادرزاغه آزاد کنند مهرعلی خان سرتیپ هم بامشورت با دیگربزرگان سگوند وبیرانوند قراربراین می شود که چند نفرازنزدیکان حاکم که شناخته شده باشند مانندصدمهدی خان حسنوند،فاضل خان سگوند وسه نفرازنزدیکان امیرمفخم بختیاری به عنوان گروگان دراردوی مهرعلی خان قراربگیرند تاآن ها بتوانند تازاغه پیش بروند صدمهدی خان حسنونداین موضوع رابه اطلاع سعدالمک ورضاقلی خان مجیرالسلطنه می رساندوآنها قبول می کنند که چندنفرازمحترمین همراه رانزد مهرعلی خان وآقارضا خان سگوند به عنوان گروگان تا فردا قراردهند ولی مهرعلی خان سرتیپ با مشورت با دیگربزرگان نتیجه راچنین می بیند که تعداد دویست سوارجنگی که ازهرلحاظ آماده باشند دراطراف زندانیان قرارگیرند وآن ها رادیده بانی کنند که مبادا شبانه زندانیان ربه بروجرد حرکت دهند این دویست سوارازاول شب تا صبح روزبعد دردورونزدیک زندانیان نگهبانی می دهند فرداکه می شودزندانیان راآزادوبه همراه چندنفربا احترام به اردوی مهرعلی خان سرتیپ ودیگریاران آنها می آورندکه بامشورت هایی که دراین یک شب با صدمهدی خان امیرالعشایرحسنوند به عمل آمد بودقراربراین می شود که حکومت ترهان رابه نظرعلی خان امرایی بدهند وحکومت دلفان وسلسله رابه قاسم خان میرپنج واگذارشود و دست جعمی بابزرگان سگوند وبیرانوندوباحضورقاسمخان میرپنج وصیدمحمدخان اشرف العشایرمیربه نزد سعدالملک والی لرستان ورضاقلی خان مافی حاکم خرم آباد درمحل زاغه میروند که مورد استقبال واحترام محمدحسن خان مافی سعدالملک حاکم لرستان ورضاقلی خان مافی حاکم خرم آباد قرارمی گیرند وازطرف والی لرستان حکم حکومتی ترهان به نظرعلی خان امرایی وحکومت دلفان وسلسله به نام قاسم خان میر پنج ابلاغ وهریک به محل خود برگشته ومدتی باآرامش زندگی می نمایند تااینکه حسینقلی خان سرداراشرف والی پشتکوه درسال 1318هجری ق. فوت می کند وغلامرضا خان امیرجنگ ازجانب مظفرالدین شاه به عنوان والی جدید پشت کوه وپیشکوه معرفی می شود وبا روی کا رآمدن غلامرضا خان امیرجنگ والی جدید پشتکوه که برعکس پدرش حسین قلی خان ابوقداره که ازنظرعلی خان امرایی حمایت می کرد غلام رضا خان والی جدید حمایت خود را ازنظرعلی خان برمی دارد وطرفدارقاسم خان میر پنج می شود وحکومت ترهان را حق قاسم خان میرپنج می داند وباحمایتی که ازجانب بزرگان سگوندارقاسم خان میرپنج شده مجددأ حکومت ترهان رابه دست می آوردونظرعلی خان رابه سمت کرمانشاه مجبوربه عقب نشینی کرده وخودحاکم ترهان ودلفان می شود که تا پایان عمر بین اوونظرعلی خان جنگ وجدال وجودداشت تااین که قاسم خان به علت بیماری فوت می کند وحکومت دراختیارنظرعلی خان قرارمی گیردودرسال دوم حکومتش بین او ووالی لرستان شاه زادعین الدوله برسرمالیات به هم می خورد باتوجه به سندی که درسال قبل نظرعلی خان بابت مالیات 4 بخش ازلرستان ترهان دلفان ..سلسله وچگنی . بین او وشاهزاده عین الدوله نوشته بودندولی قسمتی ازآن پرداخت نشده بودواختلافاتی دیگرباشاه زاده پیدا کرده بود وطوری این اختلافات شدید شده بود که درنتیجه نظرعلی خان فتح السلطان باچهارتن دیگرازبزرگان دلفان به نام کرم الله خان سرتیپ ورئیس ایل کاکاوند ورضاقلی خان سرتیپ رئیس ایل نورالی وسرتیپ خان ایتیوند رئیس ایل ایتیوند ونظرعلی خان مومه وندرئیس ایل میر بیک ازدلفان وخود نظرعلی خان فتح السلطان امرایی حاکم ترهان ودلفان وسلسله وچکنی چهار بخش ازلرستان توسط شاه زاده حاکم به مرکزحکومت احضارشدده اند که طبق پیش بینی خودنظرعلیخان فتح السلطان غیرازکرم الله خان سرتیپ بقیه بازداشت شد ند

    درعصرقاجاریه  تقریبأعموم طوایف وایلات چادرنشین بودند وبه حکم اجبار فصل پائیز وزمستان که هوا سرد بود .به منظور تعلیف اغنام واحشام خود به گرمسیرمی رفتند وشهرهای لرستان فقط منحصر بود به خرم آباد وبروجرد بود .چون درفصل های مزبور تقریبأ نواحی ییلاقی لرستان خالی از سکنه می شد .حکام وقت نیز به حکم اجبار به منظور وصول بقایای مالیات باایلات به نواحی گرمسیر ی می رفتند که هم مالیات را وصول کنندوهم به امورات مردم برسند.شازاده عین الدوله درامر کارهای حکومتی وایجاد امنیت درشهرودر راه ها بسیارجدی بودودراین مدت دوسال که والی گری لرستان  بااوبود درطول عمرپادشاهان قاجار هیچ یک ازآن همه شاه زاده کسی مانند اوپیدا نمی شدکه این طور دل سوزمردم باشد درلرستان فقط دوشاهزاده وطن پرست ومردمداردربین شاه زادهای قاجاری بود اولی شاه زاده محمدعلی میرزادولت شاه او  اولین شاه زادی بود که به حکومت رسید ودومی شاه زاده عین الدوله که درلرستان اوراسول سفد می گفتند .گفتم درفصل پائیز زمان وصول مالیات ایلات است که شاه زاده عین الدوله والی لرستان هم جهت وصول بقایای مالیاتی  دراین فصل به سمت گرمسیربافوج نظامی تحت امروالی بنام اردوی حکومتی ازبروجرد حرکت وچندروزی درخرم آباد استراحت کرده وبعد بسوی ترهان مقرحکومت نظرعلی خان امرایی حرکت ودوشبانه روزبعد وآرد منطقه می شودکه مورداستقبال نظرعلی خان فتح السلطان حاکم ودیگر بزرگان دلفان وترهان قرارمی گیرد دردرجه اول منظورازآمدن شاه زاده حاکم برای وصول بقایای مالیات چهار بخش تحت حکومت فتح السلطان بوده  
    این شد که خودشاه زاده درزمستان
      سال1317هجری سفری به منطقه کوهدشت نمود وهمراه اردوای ازفوج سیلاخور وتعدادی ازبزرگان لرستان که  بیش از هزارنفری بودند چند روزی هم درپای آسان مهمان نظرعلیخان فتح السلطان امرایی می باشند  که بلکه مالیات راوصول کند اما موفق نمی شود چون درآن فصل مردم عشایرچیزی ندارند وشاهزاده با دست خالی پس ازچند روزبه سمت خوزستان حرکت می کند ولی محمدحسین خان ابراهیمی  معروف به سرشتدارکه مشاورونویسنده دستگاه حکومتی ترهان بودوحساب رس وصندوقدارنیزبوده وازنظرپستی که ایشان داشته شاه زاده اورامقصرعدم پرداخت مالیات می داند وروی این حساب اوراباخود به عنوان راهنما می بردچون عین الدوله اورامقصرمی دانست وبه این خیال اورا باخود برد که درآنجا تنبییهش سازد زیرا این شاه زاده مردی خودکامه ومستبد و قوی الاراده ومقتدری بود هیچ گناهی را بدون کیفر نمی گذاشت ولذا بعداز این که چهارپنج منزل ازترهان دور شد دستورداد تا سررشته دار رابه حضورش آوردند اول مقداری فحش آبدارتحویلش دادوتمام گناهان رامتوجه اوکرد وگفت اگرتو مایل می بودی ،اقساط مالیات طرهان پرداخت می شد توباید نظرعلی خان رابه انجام وظیفه وادارمی کردی تا این طور به تعویق نمی افتاد » بعد ازفحاشی دستورداد تا اورا به زندان بردند  ودیگربزرگان همراه شاه زاده او راازاین رفتارمنع می نمایند وبه اومی گویند مادرقلمرو نظرعلی خان هستیم اگرنظرعلی خان ازاین موضوع با اطلاع شود برایمان مشکلات فراهم می کند لذا شماباید فورأ اورا از زندان بیرون بیاورید ودلداری دهید وبه اوبگوید که من از دست نظرعلی خان عصبانی بودم و نه شما که مقصرنیستیت شاه زاده این کاررامی کند ومحمدحسین خان سرشتداررااززندان آزاد کرده واورا دلداری می دهد می گوید( من درقضاوت تعجیل کرده ام نه شما گناهکارید ونه نظرعلی خان ،زیرا شما برای رفع مسئولیت  تا سرحد امکان درامروصول مالیات تلاش خودرا کرده اید لذا  وقتی اهل ترهان ودلفان مردمی بد حساب و وظیفه نشناس باشند چه می توان کرد . آنگاه امرکرد تا یک طاقه شال ترمه آوردند و به دوش سر رشتدار انداختند وعلاوه براین خلعت فاخر مبلغ پنجاه تومان هم پول به او دادند وبه این وسیله دل او را بدست آورد نقل ازکتاب تاریخ روزگار قاجاراستاد ارجمند والی زاده  )آنها بعدازدوماه از دزفول به سمت خرم آبا د حرکت کرده وازآنجاهم به بروجردمی روند و دراین مدت سرشتدارابراهیمی به همراه داشت  نیزاورا باخود به بروجرد  برد ودربروجرد ازاو می خواهد که نامه دوستانه ازقول شازاده به نظرعلی خان ودیگر بزرگانی که موردنظرشاه زاده حاکم است بنویسد وازنظرعلی خان بخواهد که به فوری به دیدارشاه زاد دربروجرد بیایند ومحمدحسین خان هم طوری نامه می نویسدکه نظرعلی خان به همراه 4نفردیگربه نام رضاقلیخان نورالی رئیس ایل نورالی وسرتیپ خان رئیس ایل ایتیوند 3 نظرعلی خان مومه وند رئیس ایل میر بیک وکرم الله خان کاکاوندرئیس ایل کاکاوندرا احضارمی نماید ونظرعلی خان امرایی فتح السلطان درباره این احضارمی گوید یقین دارم این سفر بروجرد برایمان خالی اززحمت وخطر نیست ولی چه می توانست کرد .نظرعلی خان فتح السلطان به همراه خوانین یادشد راه بروجرد رادرپیش گرفتند وبه حضور شاه زادعین الدوله رسیدند.

    نظرعلیخان امرایی وسایرخوانین چوب خورده وحبس شدند(.تاریخ روزگارقاجارص 316 جناب مجمدرضا خان والی زاده )

    به محض ورود خوانین به دارالحکومه عین الدوله آنها را به دم فحش بست وتا آنجا که زبانش یارای بدگویی راداشت ازهمان فحش های رکیک که عینأ ترجمه فارسی فحش های ترکی بود که ازآذربایجان فراگرفته بود ،به خوانین حواله داد وآن گاه نظرعلی خان امرایی را مخاطب ساخته گفت :«نظرعلی خان سه هزار تومان باقیمانده مالیات راچرانمی دهید ؟نظرعلی خان تعظیمی کرده وگفت «حضرت والاگناه ازمن نیست امسال وضع کشاورزی وحشم داری طوایف رضایت بخش نبود ه وتوانایی پرداخت مالیات رانداشته اند ،بنده تقصیری ندارم »

    عینالدوله گفت :«دروغ می گویی»وبااشاره دست به سویخوانین گفت :«با این...ها ساخت وپاخت کرده ای که مال دیوان رابالابکشی »آن گاه فرمان دادچواب وفلک آوردند وقبل ازهمه نظرعلی خان  را

    https://rozup.ir/up/yarane-moumavand/Pictures/DSC03403536994.JPG

     






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : سه شنبه 19 آذر 1392 | تعداد بازدید : 2371 | نظرات(0)

نظرات



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]