ورود مظفرالملک به لرستان و قدرت گرفتن صیدمهدی خان امیرالعشایر-ازراست اسد خان بیرانوند و فتح الله خ



     

      بنام خدای دانا

     

    به قلم حاج حسین آزادبخت مومه وند                                                                           

     

    http://up.y-m-v.ir/up/yarane-moumavand/Pictures/1673979.jpg

     

       از راست قاسم خان میر پنج و برادر بزرگش باقرخان سرتیپ امرایی  و صید مهدی خان امیر العشایر سران و بزرگان ترهان و دلفان و سلسله                                                                                                                                                        

     

    http://up.y-m-v.ir/up/yarane-moumavand/Pictures/444.jpg

     

     

     

     

    http://up.y-m-v.ir/view/858906/2286816714.jpg 

     نشسته مظفرالملک حاکم لرستان با فرماندهان فوج ها وازسمت چپ سرتیپ باقرخان امرایی درحضور حاکم لرستان درسال 1301 قمری چون باقرخان امرایی درسال 1293 قمری به فرمان ناصرالدینشاه قاجار به درجه سرتیپی مفتخرگردیده بود ودرجه سرهنگی مربوط به زمانی قبل تر از تاریخ 1293 قمری می باشد 

     

     

                                                                          نگاهی به حکومت ظل السلطان درلرستان
     

                                                    ورود مظفرالملک به لرستان و قدرت گرفتن صیدمهدی خان امیرالعشایر 

     

     صیدمهدی خان حسنوندامیرالعشایر و حاج محسن خان مظفرالملک درپادشاهی ناصرالدین شاه دوستی صیدمهدی خان امیرالعشایر حسنوند رئیس ایل سلسله باحاج محسن خان مظفرالملک نایبالحکومه لرستان ازجانب شازادمسعودمیرزافرزندارشدناصرالدشاه قاجارکه لرستان هم جزمنطقه حکومتی اوشده بود و به دستور پادشاه ازجانب خود مدتی دیگری برلرستان حکمرانی کرد سبب نجاد جان دها  نفراز بزرگان و سران لرستان شد موضوع  از این قرار بود سران لرستان از انتخاب شاهزاده سلطان مسعود میرزا فرزند ارشد ناصرالدین شاه که حاکم بر قسمت بزرگی از ایران  به مرکزیت اصفهان بود دست  به آزار واذیت ساکنین آن مناطق زده بود سران و بزرگان لرستان هم ازدیگر بزرگان بختیاری شنیده بودند که این شاه زاد بادیگرشاهزاد های قجری فرق دارد او دارای دم ودستگاه نظامی عظیمی است  که به هر استانی  که می رود عده زیادی از سپاه چند هزار نفری به  همراهش می باشد  وبر مردم مخارج زیادی تحمیل  می نمایند سران وبزرگان ازاین انتخاب بسیارنگران گشتند  و دردولیسگان زاغه در منزل حاج میرتیمور میر اجتماعی به رهبری حاج میر تیمورخان می که رئیس میرهای سیمره ویکی ازمشاوران و- وزیرحسینقلی خان سرداراشرف تشکیل دادند  که  که دراین اجتماع حدود شیشصد نفر ازخونین وکدخدایان لرستان حضورپیداکردند   وپس از بحث وتبادل نظر به این نتیجه رسیدند که عرض حالی نوشته وبه پیشگاه پادشاه ایران عرضه بدارند که مااهالی لرستان قادربه تهیه مخارج دم ودستگاه سنگین وسپاه نظامی این شاه زاده گرامی نیستیم و استدعا داریم که ما اهالی لرستان را ازحکومت ایشان معاف فرمائید وشاه زاده دیگری برای حکمرانی مناطق ما مرحمت کنید که  توان مالی مخارجش راداشته باشیم   پس ازنوشتن این عرض حال تمام افرادی که حضورداشتند سوگند «گورسگ ».یاد می کنند تا زمانی که نتیجه نگیرند دست ازشکایت ومخالفت علیه این شاه زاده برندارند واین عرض حال درپادشاه ایران اثرمی گذارد ناصرالدینشاه از مسعود میرزا می خواهد از رفتن به لرستان مدتی خود داری نمایند وچون اهالی لرستان ازشما  ترسیده ونگران هستند به همین خاطر نایبی ازجانب خود درآن جا بگمارید وشازاده هم دستور شاه را اطاعت کرده و حاج محسن خان مظفرالملک را به عنوان نایب خود درلرستان  قرار می دهد ومظفرالملک هم درلرستان شایستگی از خود نشان می دهد و شروع به عمران وآبادانی وایجاد امنیت می کند و رفاه حال مردم را مد نظر قرار می دهد وبا همه اهالی با مهربانی واحترام متقابل رفتار می نمایند که دراین بین با صید مهدی خان  حسنوند رئیس ایل سلسله دوستی و برادری خوبی پیدا می کند که  درپایان بین این دو خانواده بزرگ باهم فامیلی وخویشی برقرارمی شود  به این صورت  یکی  از فرزندان خوشنام وسرشناس صیدمهدی خان  بنام کریم خان حسنوند داماد خاندان مظفرالملک می شوند  که ایشان  بعدأ شهردار خرم آباد شد گفتیم که شاه زاده ازجانب خود در لرستان نایبی گذاشت که با مردم مهربان بود و بسیار خوب برخورد می کرد تااینکه بزرگان وسران لرستان  با خبر شدند که سلطان مسعود میرزا خود   وآرد بروجرد شده و بگیر و ببند راه انداخته است واین برخورد شاه زاده در بروجرد سبب وحشت ونگرانی در بین  سران لرستان شد  و خوانین باهم  اختلاف پیدا کردند وبه دو دسته تقسیم شدند  در یک طرف دسته ای  به ریاست اسدخان بیرانوند و میر تیمورخان میر و تعدادی از بزرگان بیرانوند و سگوند وبالاگریوه که همراه آنان بودند و دسته دیگربه سرپرستی حاج عالی خان سگوند و  صیدمهدی خان حسنوند بودند که  باقر خان  سرتیپ امرایی وقاسم خام میرپنج امرایی و حیدرخان بیرانوند و صیدمیرزا خان یوسفوند ومحمدعلی خان یوسفوند و میرمحمدخان دیرکوند  نیز همراه آنان بودند به دسته همراه حاج عالی خان سگوند می گفتن خوانین عهد شکن ویا عهد شکنان در اول یاران حاج عالی خان دست به دامان امام جمعه محترم خرم آباد شدند و او را واسط کردند  با هدایای فراوان نزد شاه زاده ظالم وستم گر به  بروجرد  بروند امام جمعه وقتی به بروجرد رسید با برخورد تند شازاده رو برو شد وپس از مذاکراتی بی نتیجه  به خرم آباد  بر گشتند تا اینکه  برای بار دوم سران از حاج صید مهدی خان حسنوند درخواست کردندوی  هر طوری شده حاج محسن خان مظفرالملک را راضی کند تا به همراه سران به بروجرد بیاید و برای آنان شفاحت آنان از شاه زاده  تامین بگیرد  و ضامن آنها شود که خدمت گذار باشند حاج محسن خان هم به خاطر دوستی که باصید مهدی خان داشت این پیش نهاد را پزیرفت  و دستور داد  برای چند روز آینده تمام یاران حاج عالی خان سگوند آماده حرکت به بروجرد باشند تا به اتفاق هم  روانه بروجرد شوند در وقت رفتن ببروجرد همه  سران در خرم آباد آماده شدند   فقط صیدمهدی خان حاظر نبود و درجای دیگر بسر می برد که وسیله  قاصد به او خبر می ددند  او هم  خود را دربین راه به آنها رساند البته تمام سران وبزرگان لرستان به اندازه ی کافی هدایای لازم را برای شاه زاده و نایب او به همراه آورده بودند   این هدیا شامل پول نقد وقالی و گلیم وظروف با ارزش واسب وقاطربارکش وهدایای با ارزش آن زمان بودند که  توسط حاج محسن خان تحویل شاهزاده در بروجرد گردیدند وشاه زاد هم به خاطر نایبش حاج محسن خان مظفرالملک ازعمل کرد این دسته ازخوانین صرفنظر نموده وبرخوردی آرام داشت وباآنان با خوشرویی رفتارنمود  وبه هرکدامشان   خلعتی عطا کرد و همه را مورد لطف قرار داد  وپست های اداری امور لرستان را بین یاران حاج عالی خان سگوند وصید مهدی خان حسنوندتقسیم کرد دراین دیدار از سرتیپ باقرخان امرایی بعنوان یک شخصیت نظام دیده گله می کند که باقرخان امرایی و اسدخان بیرانوند که هردو از افراد نظامی دربار هستند نباید علیه من به تحریک صداعظم دست به چنین کاری می زدند واما چون باقرخان وقاسم خان فرزندان سرتیپ فتح الله خان امرایی حاکم سابق لرستان وفرمانده فوجهای لرستان بودند  وازجانب حاج عالی خان وصیدمهدی خان ومظفرالملک مورد حمایت می شدند  برایشان  مشکلی پیش نیامد وباقرخان بعوان حاکم ترهان وچکنی  وقاسم خان هم بعنوان حاکم دلفان وسلسله وفرماندهی فوجهای دلفان وترهان به محل خودبرگشتند
     قاسم خان امرایی دامادصیدمهدی خان بود وهر دو . برادران آغاسلطان خانم عروس حاج عالی خان و همسر مهرعلی خان سرتیپ سگوند که بعدأ ارجانب ناصرالدشاه به مقام سرتیپی رسید بودند و  مورد حمایت تمام سران لرستان نیزبودند و دراین گیرو دار گرفتار نشدند
    دوستان باید عرض کنم که قاسم خان میرپنج شوهر نازی خانم حسنوند آن شیر زن لرستانی است که درتاریخ بیداری ایرانیان نوشته ی ناظم اسلام کرمانی ازاو به عنوان بانوی مشروطه خواه به نیکی یادشداست او خواهر مهرعلی خان امیرمنظم حسنوند می باشد که جادارد یادش را گرامی بداریم
    واما بر سر دیگر بزرگانی که به دیدار این شاه زاد ظالم نرفته بودند چه آمد باید عرض کنم آنان نیزبا راهنمایی حاج میرتیمورخان میر سرهنگ اسدخان بیرانوند  همراه دیگر بزرگان آن گرو که به یاران اسدخان معروف هستند تاکردنه رازان به استقبال شاه زاده ظالم رفته و در آنجا توسط مظفرالملک به شاهزاده معرفی شدند و شازاده متوجه شدکه اینان کی هستند وچون دربروجرد هم  جویایی حضور اسدخان سرهنگ شد به او گفتند ایشان ویارانش هنوز نیامده اند و اطلاعات کافی  در باره آنان بدست آورده بود و برای فریبشان شروع  محبت کرد و در حق اسدخان اظهار لطف نمود وبیش ازدیگران بااو گرم گرفته بود واز هر درسئوالی می پرسید در این میان فقط حاج میر تیمورخان میر متوجه شده بود که شاه زاده دارد نقش بازی می کند تا  همه را در دام اندازد به شکلی که بود به اسد خان فهماند که چه خطری درانتظار آنها ست ولی اسدخان توجهی به نظر    او نکرد تا خرم آباد در رکاب شازاده بود وهرچه میر به او گفت این فریب است تا تو ویارانت را گر فتارکند  اسدخان می گفت تو چرا حقیقت را نمی بینی که این شاه زاده چه قدر مهربان است و از این گفتار بهترباکی صحبت داشته که بگویم با من خوب نیست وقتی میر تیمورخان می بیند  که گفته هایش دراسدخان اثر ندارد دیگرسکوت می کند وچیزی برزبان نمی آ ورد تا زمانی که درخرم آباد اسدخان سرهنگ ویارانش ودیگربزرگان لرستان گرفتار شدند
    وخارج از آن تعدادی که همراه مظفرالملک وصیدمهدی خان در بروجرد به شازاده معرفی شده بودند بقیه را باز داشت نموده و تنها حاج میرتمیورخان توانست خود را از دست این جلاد نجاد دهد و از داخل شهر فرار می کند و در خارج شهر در میان کوها پنهان  شود تا روز بعد با تحقیقی که شازاده از اطافیان بعمل آورد همه به او گفته بودند برای بدست آوردن حاج میر تیمور فقط ازطریق امام جمعه خرم آباد می شود کاری کرد وشاهزاد هم از امام جمعه می خواهد که هرطوری شده حاج میرتیمور را به شهر آورده وبا شاه زاده ملاقاتی داشته باشد وامام جمعه هم چنین می کند ونزد میر رفته واز ا ومی خواهد که به نزدشاه زاده بیاید ولی او شرط را امضاء پای قرآن که به امضاء خودشاه زاده برسد ودرپائین آن سوگند یادکند که جان ومالش درامان باشد وبا آمد ورفت اماجمعه حاج میرتیمور راضی می شود وبه نزد شاه زاده می آیدکه دربرخورداول باشدت عمل شاه زاد  روبرو می شود که توسط مشاورینش حاج عالی خان وتذکرامام جمعه روبرومی شود ودستور میدهد تا او را  به زندان نزد دیگر رفقایش برده وچند روزی در پیش آنها در زندان برج آبی درقلعه خرم آباد هستند که آن خودقصه ای دارد تا انیکه تمام سران دربند   که با اسدخان سرهنگ هم پیمان می باشند غیر از حاج میرتیمورخان میر تمامأ  گردن زده می شوند و میرتیمورخان همراه دیگر زندانیان دربند     شاه زاده که تعدادزیادی  ازاهالی لرستان هستن به زندان اصفهان روانه می شوند و مدتی حدود دو سال در زندان آنجا بسرمی برند تا اینکه باشفاحت و تلاش حسین قلی خان والی پشت کوه ازناصرالدین شاه آزادی همه را فراهم می کند وآنان را باخود  به لرستان می آ ورد وتا زمانی که حاج محسن خان درلرستان است مشاور وپیشکار لرستان صیدمهدی خان حسنوند به عهده  داشت و پست های لرستان  تمامأ دراختیار صیدمهدی خان ویارانش بود  که فرزندش مهرعلی خان جوانی شجاع وآرسته وسرباش تمام بزرگان درمنطقه شمال لرستان شد






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : دوشنبه 12 آبان 1393 | تعداد بازدید : 2926 | نظرات(1)

نظرات


این نظر توسط ali در تاریخ 8 سال پیش و 14:54 دقیقه ارسال شده است

Hello Thanks You for This Web site Mr.Azadbakht YorSite Is Nice


دورود برشما وازلطف جنابعالی کمال تشکر رادارم امید است این بار اگرعنایت داشتید که ازاین وبسایت بازدیدنماید درصورت امکان به فارسی تحریرفرماید وبازدرصورت امکان محل را ذکر نماید باتشکر


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]