محمدرحیم خان ضرغام لشکرگراوند(دوریشکه)



     بقلم حاج حسین آزادبخت مومه وند

                                     محمدرحیم خان ضرغام لشکرگراوند(دوریشکه)           

    محمدرحیم خان ضرغام لشکرگراوند فرزندخانکه نوه عباسخان گراوند معروف دوریشکه یکی ازسرداران لایق وسلحشور ترهان دردوره پایانی قاجاریه بود اوهم مانند دیگربزرگان طرهان دراثرجا به جایی قدرت به علت درگذشت نابهنکام قاسم خان میرپنج که پیش آمدوحکومت ترهان به نظرعلی خان امرایی رسید اونیزبعدازمدتی به همراه عزیزخان آزادبخت مومه وند  رئیس طایفه آزادبخت که دایی ضرغام لشکربوددرکنارمخالفین حکومت قرارگرفتندآنان همیشه موردخشم ودشمنی امیراشرف واقع می شدنددوریشکه یکی ازبزرگانی بود که درسخاوتمندی وشجاعت نظیرنداشت  درآن زمان یکی ازشاعران لرستانی ضمن گردش ودیدارازبزرگان ترهان به حضوراین سرداربزرگ وارزشمند می رسد وازسجایای اودرچند بیت اوراچنین گرامی داشته واما افسوس برای این بزرگان که عمری کوتاه داشتندودرجوانی رخت بربستندواین جهان فانی را رها کرده وبه دیداردوست شتافتند.(اینان اهل فتوت واخوت)بودند فتوت آئینی است که ازعالم پهلوانی به دنیای عرفانی راه یافت.این آئین ازمدتها قبل اززمان پارتها بین مردم وجود داشته است که سخاوت،بلندنظری،سلحشوری،رشادت،جوانمردی  وبزرگواری را.پیشه خودمی ساختند.بعدازاسلام درایران«اهل فتوت» بصورت گروه ظهورکردندودرتاریخ ازآنان بعنوان «فتیان» نیزنام برده اند.اینان دربخشیدن مال وفداکردن جان درراه اهل نیازبریکدیگرپیشی می جستند.فرتنی به عیب خود نزد آنان هنروفضیلت بشمارمی رفت.واین چنین بوده سردارسلحشورونام آورمامحمدرحیم خان ضرغام لشکر درباره دورشکه درجنگ جهانی اول علیه نظامیان تجاوزگرروسی وانگلیسی قصه هاگفته اندومی گوینداوبا تمام قدرت بانیروهای روسی واردجنگ شده است وتعداد زیادی ازآن هاکه به خاک لرستان تجاوز کرده بودندازطریق مرزهای عراق آنهارااز خاک ایران بیران راندند اوکه درراه حرمت وآبروی مردم طرهان ازخودگذشتگی نشان داده این سردارشجاع وسلحشوربه دفاع برخاسته است،چون نظامیان روسیه وانگلیسی به هرجا که واردمی شدند،دست به تجاوزوآزارواذیت مردم می زدند. پس اینان برای دفاع ازوطن ومردم خوددست به چنین جان بازی زده اند ودرمقابل ستمگروظالم قیام کرده لذا آنان قابل قدردانی وسپاسگذاریند.لذا دربالاگفته شد که هشیارشاعرلرازسران طرهان دیداری کرده وباسردارگرامایه ترهان نیزدیدارداشته  وچند بیتی درباره اوسروده است.

    سپاهی زطرهان زمین جمع نمود              غبارسپه شد بچرخ کبود

    محمدرحیم خان گراوند شیر                    سپهدارلشگردرآن دارگیر

    نهادندزینش به پشت سرنگ                    کشیدند تنگ زبرتنگ تنگ

    بیاراست قدرا به تیرخدنگ                     زدریا تو گفتی برآمد نهنگ

    ویاازکمین گه برآیدپلنگ                        بشدآب ازهیبتش کوه سنگ

    جهانید لشگردلاوربتاب                         گرفت گرد لشگررخ آفتاب

    محمدرحیم خان گراوند شیر                    بقلب سپه  بد  لاور  دلیر 

    زاردوی سرداراکرم دلیر                       یکی شیر جنگی  بدی همچه شیر

    زهرسو سپه را فکنده  ببر                      بدی  شیر  جنگی   بفر هنر

    محمد رحیم  خان  گراوند  بنام                 بضرغام لشگرلقب شد تمام 

    ولی مرتضی خان شده اسب لنگ              رسیده بنزد ش یلی تیزچنگ

    یکی  تازیانه  سرو دم   طلا                   بدیدش فتاده درآن جا یگاه

    چه ضرغام لشگربکردش نگاه                 بدید تازیانه همان رزم خواه

    زافراز  مرکب  در آمد  بزیر                  همان تازیانه ربوده چه شیر

    دوباره بیامد به پشت سرنگ                    نرسید بر او دیگر شیر جنگ

    چرداهربرفتم درآن روزگار                     بزرگ گراوند دراو بر قرار

    محمدرحیم خان سالارجنگ                     همه ملک طرهان ازاوبد بتنگ

    ازآن سمت ترهان بدیدم یکی                    که صد حیف عمرش بشداندکی

    چه ضرغام جنگی گراوندبود                   بقلب  سپه  جا ی  آن  مرد  بود

    شاعرگرانقدرلرستانی یاداین .سردارارزشمند را به حق بیان داشته ودرباره اوسروده است چون دیگرماننداینان پیدا نمی شودمگرخدای توانا باقدرت ضاتی خود ازنوع درکالبدی «جسد» جدید ظهورکند پس ماوظیفه داریم که ازآنان قدردانی وسپاسگذاری نمایم وازاین سردارگرانمایه فرزندانی بیادگارماندبودوتنها فرزندپسرش بنام عیدی خان عباسی گراوندکه به راستی فرزندی شایسته وسرشناس بودودرمنطقه ترهان اویکی ازافرادخوش نام وصاحب اسم ورسم که درمیان بزرگان ترهان شخصیتی مورداحترام بودوچندفرزند دخترنیز ازاوبیادگارمانداست.محمدرحیم خان ضرغام لشگرگراوند «دوریشکه»درزمان مرگ دارای دوهمسربود واملاک زیادی درمنطقه ترهان ودرروستاهای کل کل ومیشنانوکل سرخ وجاهای دیگرمالک بودند که بعدازخودبنا به گفته یکی ازاقوام نزدیکش تمام آن املاک پس ازمرگش به تصرف پسرعمو  ها یش درآمده باکمال معذرت ازدوستان مهربان چون بنده بیش این اطلاعاتی درباره این سرداربزرگ ترهان دراختیار  نداشته واگرازجانب اقوام گراوند اسنادویااطلاعاتی دراختیارفدوی قرارگرفت بازبه نظرعزیزان خواهم رساند با سپاس

    http://up.y-m-v.ir/view/2550257/%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D9%84%20%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%86.jpg

    عیدی خان عباسی گراوند تنها  یادگار سردار بزرگ ترهان محمدرحیم خان ضرغام لشکر گراوند درحال سخنرانی در روستای فرخ آباد کدخدا دوستعلی فرخی ضرونی در میشنان

     






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : سه شنبه 25 شهريور 1393 | تعداد بازدید : 1590 | نظرات(4)

نظرات


این نظر توسط مجتبی رستم پور در تاریخ 8 سال پیش و 15:14 دقیقه ارسال شده است

با سلام و احترام خدمت آقای آزادبخت
ابتدای امر برادر حاتمی قبل هر چیزی عجولانه نظر ندهید و در این باب حق با جناب آقای آزادبخت می باشد،در ضمن عباس خوتکه خان نبوده، مردی بزن بهادر که ریاست طایفه های خالوند، خلیفه و آخیسن را به عهده داشته از طرف مادری اولاد چراغ خان می باشد چه خودش و چه پدر حاجی خداکرم، که بعد از خودش ریاست تیره های ذکر شده به عهده بزرگان خودشان افتاد، اما در خصوص ریاست ایل ایتیوند از زمان نادرشاه تا الان ریاست ایل به دست اولاد چراغ خان می باشد، اگر وافق باشید فرضی خان پسر دایی سرتیب خان می باشد و در آن زمان ریاست چهارده تیره ایل و 4 تیره دیگر به عهده سرتیپ خان بوده، البته داستان های متفاوتی در مورد مرگ نامدارخان وجود دارد در میان ایل ایوت وند که نمی توان گفت که قطعاً فرضی خان او را به قتل رسانده و اینکه فرضی خان به انتقام خون نامدار خان گشته شده است کاملا ً درست می باشد.
اما برادر حاتمی این نکته را خوب بدان که غضنفری ها در استان لرستان حاکم بوده اند نه خان، یعنی داری حکومت بوده و از طرف دولت مرکزی کاملا رسمیت داشته اند.
و اما داستانی را از قلم جناب آقای اسعد غضنفری راجع به همین موضوع
(راجع به خوانين ايتي‌وند به اين نوشته توجّه شود:

مؤسس و باعث نيرومندي و احراز قوّت در طايفه‌ي ايتي‌وند براي خوانين اين طايفه، چراغ‌خان بوده است. اين مرد در اردوي نادرشاه افشار خدمت مي‌كرده و بر اثر لياقت و شايستگي در نبرد با عثماني مورد توجّه پادشاه افشار واقع و او املاك وسيعي شامل كوهدشت، ديالي، وِرَه‌زرد و سركوه هُميان را به وي واگذار مي‌كند و او آن‌ها را بين تيره‌هاي اولادقباد و ايتي‌وند تقسيم، خود و اولادش مانند ديگران سهم برمي‌دارند، بيشتر طايفه‌ي اولادقباد با چراغ‌خان نسبت و نزديكي داشته‌اند. فرزندان و نواده‌هاي سرشناس اين مرد (داراب) پدر خانَكَه و فرضي‌‌خان و كلب‌رضا پدر محمدقلي و سرتيپ‌خان بوده‌اند و ديگر، فرزندان فرضي و اولاد بيله(بیگلرخان)، كه زد و خورد متعدد بين محمّدقلي و سرتيپ از يك طرف و اولاد فرضي و بيله از سوي ديگر برقرار بوده تا اينكه سرتيپ‌خان (متّحد صميمي مرحوم نظرعلي‌خان اميراشرف) به گرمسير مي‌آيد، لكن محمدقلي‌خان با برادران فرضي هم‌پيمان مي‌شوند و نزديك سركشتي همسايه مي‌شوند آن‌گاه به خانه‌ي عباس‌قلي كاكاوند رفته با او هم‌عقيده و هم‌پيمان مي‌گردند. آن‌ها چهارده سوار هستند و طايفه‌ي فرضي هفت‌ سوار و محمدقلي‌خان نيز هفت سوار داشته است. در گردنه‌ی گاوشاخ كه بعداً به محمدقلي‌خان كشته معروف شد هفت نفر آن‌ها يعني دودمان فرضي و حسين‌خان داماد محمدقلي‌خان، محمدقلي‌خان را غافل‌گير كرده به قتل مي‌رسانند. يك تن از همراهان محمدقلي‌خان به نام جانمير پدر مرحوم حاج نبي اميري سواره به گرمسير مي‌رود و سرتيپ‌خان را از قتل برادر آگاه مي‌سازد. سرتیپ خان بي‌درنگ خود و فرزندانش و نوكران ابوابجمع كه افراد سلحشوري بوده‌اند به دلفان حركت و طرفداران دودمان فرضي را غارت، شرف‌خان طالبوند را كشته، طايفه‌ي اولادقباد و بيله را به خاك سياه مي‌نشانند. طي دو نبرد دو روزه‌ي شب و روز به شكست و فرار حسين‌خان برادر فرضي و داماد محمدقلي‌خان كه قاتل اوست منجر و به خزل و نهاوند فرار مي‌نمايد و اعقاب آن‌ها در همان‌جا از بين مي‌روند و به اين ترتيب دودمان فرضي به كلّي منقرض مي‌گردد و يك رقابت كم‌اهميّت بين اولاد محمّدقلي‌خان و سرتيپ‌خان جايگزين يك عداوت خصمانه با خاندان فرضي مي‌شود.

پسر بزرگ محمدقلي‌خان به نام عظيم‌خان داماد اعظم‌السلطنه كاكاوند و بازماندگان مرحوم سرتيپ‌خان مانند محمدرضاخان، علي‌رضاخان، عالي‌خان و امان الله خان خاله‌زاده‌هاي مرحوم يوسف‌خان اميربهادر نورعلي، جزو متّحدين نظرعلي‌خان اميراشرف بودند كه ما در اين تاريخ راجع به اين دودمان بسيار سخن گفته‌ايم. اين دو تيره بدون كينه و ناراحتّي هم‌اكنون در كنار همدگر به زندگي ادامه مي‌دهند.

داراب‌خان برجسته‌ترين افراد اين دودمان پس از چراغ‌خان بوده و شخصيّتي توأم با محبوبيّت فراوان داشته است.
http://amraee1342.blogfa.com/post-31.aspx)
با سپاس فراوان


باسلام حضوربرادرارجمندم جناب رستم پور گرامی قبل از هرچیز من ازشما تشکر می کنم که لطف کرده وسری به مازدید من دیشب دیدارکوتاهی از سایت سرکار داشتم وچند نظر را هم دیدم بسیار کار بزرگی را شروع کرده اید امید است که موفق شوید دوست محترم آقای حاتمی مقداری برنوشته های من ایراد گرفته ولی نگفتند کدام موضوع عیب دارد وچه سندی دارد که من مقرضانه وجانب دارانه مطلب می نویسم وبدون جهت می گوید که نوشته هایتان برگرفته ازکتب دیگران می باشد اینجا می رساند که ایشان طبق گفته خود مقرضانه ایراد می گیرد این نقد سالم نیست که به شود ازآن استقبال کرد واز جنابعالی خواهش دارم کامنت های ایشان را دیدن بفرمائید وبه ایرادات او توجه کنید که زمان ریاست سرتیپ خان را با پسرش امانالله خان سردارنصرت را یکی می داند ومرابه نزدمرحوم غلامحسین خان رضایی هدایت می کند وگفته های دیگر حال با پوزش ازحضور جنابعالی اگر برایتان امکان داردباهم نشستی داشته باشیم که این مشکلات را حل کنیم که باسندهم خوانی داشته باشد ودرضمن دفتر کار ما در جنب گاراژ خرم آباد کوهدشت درطبقه بالا باتابلو هفته نامه بیان لر و تلفن دفتر باشماره 32642824میباشد که ازساعت 9صبح تا1بعدازظهر بازاست

این نظر توسط حاتمی در تاریخ 8 سال پیش و 14:47 دقیقه ارسال شده است

با سلام جناب آقای آزادبخت
به نظر نمی رسه که چندان بی اطلاع باشید!!!!، درست حق با شماست منظور غلامعلی خان رضایی بود، اما در مورد عقب و جلو کردن زمان نه آقای آزادبخت سرتیپ خان(لطفعلی خان) بعد از مرگ فرضی خان با تلاش سردار نصرت بود که به ریاست ایل ایتیوند رسید و حتی این امر باعث شد که عهدی کثیری از ایل کوچ کرده و به مناطق دیگر بروند.
آقای آزادبخت یه چیزی بگم خدایش ناراحت نمی شوید، با تمام احترامی برای شما قائل هستم و هنوز خدمت شما نرسیده ام، ایشاالله خدمتان برسم. ولی یکم مقرضانه و جانب دارانه مطلب می نویسید و نوشته هایتان بیشتر برگرفته از کتب دیگران می باشد، قبول کنید نویسنده باید بر اساس شنیده و تحقیقات خود را بنویسد و در صورت کم کاستی از نوشته های دیگران به صورت مختصر استفاده نمایید..
با تشکر

باسلام جناب حاتمی این نظر شما است قابل احترام است لطفا به جاهایی سر بزنید که نوشته آنها مقرضانه نباشد باتشکر ازشما

این نظر توسط حاتمی در تاریخ 8 سال پیش و 20:40 دقیقه ارسال شده است

با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای آزادبخت
فرضی خان را شاید به قاتل نامدارخان بشناسید البته این مورد را نمی توان نادیده گرفت، چون نظرعلی خان امیر اشرف به کمک ایشان نامدارخان را به قتل رساند، که این مطلب جای بحث دارد، اما فرضی خان در آن زمان ریاست ایل ایتیوند را به عهده داشته ایل ایتیوند 16 تیره می باشند که در زمان ا ریاست 12 تیره را به عهده داشته و 4 تیره دیگر به عهده سردار نصرت بوده که بعد از مسمومیت فرضی خان توسط خواهر نامدارخان و فوت او دودمان فرضی خان که دایی های سردار نصرت و به طریقی عموزادگان پدر ایشان بودند ، توسط سردار نصرت گشته شدند(البته به انتقام قتل مه قلی خان)، که نوادگان او به صحنه و تویسرگان کوچ نمودند.(جهت تکمیل اطلاعات می توانید به آقای غلامحسین رضایی مراجعه نمایید پسر سردار نصرت یا امان الله خان رضایی)
اما در مورد عباس خان (عباس خوتکه)، پدر ملک خورشید فیروزی می باشند، عباس خوتکه خواهر زاده فرضی خان می باشند که در تمامی جنگ ها به همراه فرضی خان بوده و بعد از مرگ ایشان به امیر اشرف می پیوندد، که در 12 مهر ماه 1312 توسط دستور مستقیم رضاخان در کرمانشاه اعدام می شود(البته رضاخان او را بیشتر به خاطر غرض شخصی اعدام نمودند)، اطلاعات بیشتر از فرضی خان را می توان از نوه او مجتبی رستم پور فرزند پرویز رستم پور و مصطفی شهبازی پسر مرحوم خسروخان شهبازی ایتیوند بپرسید.
نکته: آقای رستم پور چند وقتی که وبلاگی را فعال نموده اند می توان به آن نیز مراجعه نمود.
http://avatyn.blogfa.com/

سلام برجناب حاتمی دوست ارجمند باتوجه به اینکه من درنوشتن تنها هستم و ازنظر سنی هم درسن بالایی می باشم این است وقت آنچنانی ندارم که درموردی که ازآن زیاد آگاه نیستم وارد شوم دومآ درمورد سردارنصرت که به او اشاره کردید درآن زمان به نظر من پدرش سرتیپ خان رئیس ایل ایتیوند بوده نه سردارنصرت به نظرمن زمان را عقب جلو کردید وباز به ذهن من غلامحسین خان رضایی قبلافوت کردندشاید منظور سرکار غلامعلی خان رضایی باشد باتشکر از شما

این نظر توسط حاتمی در تاریخ 8 سال پیش و 1:34 دقیقه ارسال شده است

جناب اقای آزادبخت، ابتدا از شما تشکر و قدردانی میکنم، و کاملا از اطلاعات شما آگاهی دارم و هر دوی ما خوب میدانیم مورخینی که کتب تاریخ این سرزمین را نوشتن کاملا از عوامل وابسته خوانین بوده اند و تا جایی که توانستن بزرگان خود را پر رنگ نموده و از دیگر عوامل اسمی نبرده اند به عنوان مثال طریقه به قدرت رسیدن امیراشرف یا نظه را بار خوانده ام و بارها از بزرگان شنیده ام ولی هیچ کدام نامی از فرضی خان و عباش خان ایتیوند نبرده اند!!؟ پس کسی که تاریخ یک سرزمینی رو می نویسد باید کاملا بی طرف و واقیعت را بیان کند، نه فقط وابستگی شخصی خود را بیان کند، البته قابل ذکر است افرادی مثل امیراشرف را هیچ وقت نمی توان نادیده گرفت.
با تشکر

باسلام حضور جناب آقای حاتمی ارجمند برادر عزیزشما درست می فرماید درگذشته بخصوص درپنجاه سال گذشته کتاب هایی خوبی درباره لرستان وافراد سرشناس آن بچاپ رسیده است مانند تاریخ دوجلدی استاد والی زاده گرامی ولی مشکل ما درکارنویسنده نیست مشکل ازخود مااست که حاظر نیستیم با نویسندگان همکاری داشته باشیم وآنچه می دانیم دراختیار آنها قرار دهیم درآن زمان آقایان غضنفری بابیشترنویسندگان آشنا بودندبه شکلی با آنان ارتباط برقرار می کردند وآنچه می خواستند صورت می دادند ولی ما چه آیا دراین موردکاری کردیم نه وانتظار هم داریم اسمی ازما هم باشد دوست عزیزمن درباره ایل بزرگ ایتیوند اطلاعات چندانی ندارم خواهش داراگرمی دانی حقی از کسی فراموش شده مرایاری کنید ودرضمن موضوع فرضی خان من بااین اسم دریک مورد آشناهستم که متاسفانه اورا به عنوان قاتل نامدارخان امرایی آن جوان رشید ودوست داشتنی معرفی کردن واما درباره عباسخان چیزی نمی دانم باز تقاضا دارم درباره آنان بیشتر توضیح دهید ومرا ازگذشته آنها آگاه نماید باتشکر از شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]