سام خان محمدی ریس نیمی از طایفه گراونداز بزرگان ترهان بودکه در زمان پهلوی و قاجاریه می زیسته



     حاج حسین آزادبخت مومه وند

    به نام خدای مهربان  - نامه ی  در .دو .ص. از

    جناب آقای محمدرحیم خان محمدی گراوند دریافت کردم که درمورد خانواده .شجره ودودمان  محمدی گراوند رابطوراجمال نوشته وارسال داشته که آنرا جهت مشاهده عموم درسایت  یاران مومه وند قرار می دهم حال توجه عزیزان را به آن نوشته جلب می نمایم .

    بعدازسلام واحوال پرسی چنین آورده است که .

    دودمان محمدی گراوند ازمحمد و بعدازاو وعیدی خان 12 نسل   شروع و به ترتیب بشرح زیراست 1و2 -  سمره- صیدمراد- 3 علی ابدال 4صیدنور محمد 5- محمد- 6 عیدی خان- 7 حسن خان – 8 نریمان خان-  9 ایمانقلی خان -10 – عظیم خان – 11 -  اولاد مرحوم   عظیم خان ونوادگان او – فرزندان عیدی خان 1- حسن خان معروف به حسکه – 2- عباسخان -3خسرو خان –ومحمدحسین خان وحسین خان معروف  به حسی – که شاخص ترین ومعروفترین آن هادر لرستان – ترهان – و بخشی از جنوب شرق استان کرمانشاه واستان ایلام حسن خان بود اند در اینجا چون نام مرحوم عظیم خان موردنظراست ازشرح وبسط بقیه دودمان محمدی گراوند می گذریم    وازشخصیت ومنش حسن خان که دربین منطقه ترهان به نام حسکه معروف بود ه وچند پسر ا و که دربین سایر پسرانش ازبقیه صاحب نامتر ومشهود تربوده اند یاد خواهم کرد حسن خان ازهرنظر که بخواهیم ازمنش و شخصیت ا و تعریف کنیم درمکان خود کوهدشت که درگذشته بطرهان معروف بوده ودر زمان حیاتش بی همتا بوده است ازنظر تنومندی و هیکل تعریف ا و تصویر رستم را درجلوچشم مجسم می کند پیروزی برچند پهلوان که در دوره قاجاریه به پهلوانان درباری معروف بوده که درایالات و ولایات مختلف مسابقه کشتی برگزارمی کرده اند محل برگزاری مسابقات کشتی که حسن خان برکشتی گیران رقیب خود غلبه یافته بروجرد بوده و آن زمان هم بروجرد هم جزءلرستان بوده و نیز از اوایل پادشاهی رضا شاه شهرخرم آباد به مرکزیت استان لرستان مجددأ انتخاب گردید حسن خان علاوه بر نیرومندی وقدرت وتوان و داشتن ریش بلند ورستم گونه درسخاوت وشجاعت نیز کم نظیر بود بقول معروف آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است . حسن خان علت کشته شدن ومرگش اطاعت نکرد ن وسر خم نکردن در برابر حکام محلی بود و باج ندادن در جنگی نابرابر با حاکم آن زمان طرهان بقتل می رسد –  و شاخص ترین پسران حسن خان گراوند نریمان خان که بعداز پدرش بر بیش ازنیمی ازطایفه گراوند ریاست داشته و بزرگان طوایف کوشکی – آدینه وند- کونانی – وآزادبخت بمناسبتها وپیوندهای خویشا وندی از سیاستها ونظریات حسن خان –وفرزندش نریمان خان  و بعد . سام خان محمدی گراوند پیروی می کردند نریمان جد عظیم خان بخاطر داشتن لیاقت وشایستگی مورد رشک وحسد رقبای قبیله ای خود قرار گرفت وبا نقشه ای نا جوانمردانه زمانیکه از سر طرهان بطرف کوهدشت درحرکت بوده است دریک درگیری مسلحانه درمنطقه کل سرخ بقتل می رسند رقبای او با برنامه ای از قبل طراحی شده وجمع آ وری نیروو اسلحه از طرفی بی اعتنائی وجسارت وبی باکی نریمان خان دست بدست هم می دهند وزنینه قتل نریمان خان عملی می گردد بعداز مرگ نریمان خان سام خان اداره امور طایفه گرا وند سرطرهان را بعهده می گیرد و ایشان بعداز مرگ نریمان خان جانشینی لایق بود ندمرحوم عظیم خان محمدی گراوند وپدرش ایمانقلی خان محمدی درمنطقه کوهدشت وترهان افرادی لایق وباشخصیت وازخصائل صفات ومنش نیک وانسانی برخوردار بودند و این قولیست که همه بر آنند مثلی است معروف که می کویند مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطاربگوید                      

     http://up.y-m-v.ir/view/675059/9579741859.jpg

    از راست سام خان محمدی گراوند رئیس نیمی از طایفه گراوند و غلامشاه خان سرتیب نیا رئیس طایفه نورعالی در حکمرانی علی محمدخان امیراعظم غضنفری و سروان والی زاده رئیس پاسگاه انتظامی کوهدشت  وعیدی خان  عباسی گراوند  از بزرگان طایفه گراوند و علی اکبرخان خسروی آدینه وند رئیس نیمی ازطایفه آدینه وند در

    حکومت امان الله خان سرداربهادر غضنفری

     

     

     بقلم حاج حسین آزادبخت مومه وند

     

    عظیم خان محمدی گراوند

     

    http://up.y-m-v.ir/view/675131/3793750809.jpg

      عظیم خان محمدی گراوند ازبزرگان طایفه گراوندطرهان است      

    عظیم خان محمدی فرزندایمانقلی خان محمدی گراوندمی باشد از بزرگان دودمان محمدی است عظیم خان ازسرشناس ترین افراد دودمان محمدی گراونداست که مورد احترام اکثراهالی ترهان بوده ودربین بزرگان منطقه ترهان اومعروف به مهمان نوازی بود  عظیم خان زمانی که درسرترهان ساکن بود درب خانه اش به روی تمام مردمی که برای انجام کاری به آن منطقه می رفتند بازبود ومانندکسی که بایدوظیفه اش انجام دهددرمقابل مهمان که براو وآرد می شد از آنها پذیرایی میکرد و با بر خورد . دوستانه و خوب که با مردم داشت همه مردم منطقه او را می شناختند و به او احترام می گذاشتند. عظیم خان در خانواده ای بزرگ شده که از بهترین های منطقه ترهان بوده و با سایر بزرگان نشت و برخاست و آمد و رفت داشته و قوم و خویش اکثر بزرگان لرستان بود .پدرش نیز یکی از بزرگان ترهان بود که درحکومت امیراشرف وعلیمحمدخان اعظم غضنفری ازیاران سرشناس آن ها بود دودمان محمدی گراوند یکی ازسه دودمانی است که درمنطقه ترهان صاحب نفوذ هستند و بیشتر بزرگان ترهان ازاین دودمان بر خواسته اندمانندجد بزرگشان حسن خان گراوند و نریمان خان و سام خان و محمدی و فرزندانش حاج یدالله خان محمدی وسهراب خان محمدی و علی احمدخان  محمدی ودیگربزرگان این دودمان و نوادگان حسن خان معروف به حسکه گراوند عبارتند از حاج محمودخان محمدی وحاج اسفندیارخان معروف به حاج اسی محمدی گراوندوعبالله خان محمدی ودیگربزرگان محمدی ازسرکردگان دودمان محمدی گراوند هستند که ازدوره  رژیم های قاجاریه و  پایان پهلوی دراین مدت زمان درحکومت طرهان نقشی سازنده وتواندمندداشته اند کلأ طایفه گراوندکه دررأس آن ها دودمان وعباسی ومحمدی وخسروی قرارداشت ازشاخصترین دودمان های ساکن در ترهان بودند؛اززمان ناصرالدین شاه تا زمان پهلوی اینان داری قدرت ونفوذ فراوانی درحکومت ها بودند،درست است که حکومت با خاندان غضنفری امرایی بوده ولی همین حکومت هاباحمایت این بزرگان وسرکردگان دیگرایل هادر ترهان ودلفان توانست برقرارشود وگرنه ماننددیگرمناطق لرستان ازبین می رفت برای نمونه آن حکومت خاندان خدایی خان درسلسله ودودمان حسین خان ساکی درخرم آباد ازایل بالاگریوه ودیگران که اسمی ازآنها نیست حضوربزرگان این چند طایفه دردلفان وترهان سبب پایداری حکومت دراین مناطق یادشده بوده که نیمی ازخاک لرستان است دراختیاردودمان غضنفری اززمان شاه عباس صفوی تا پهلوی برقراربودندوالبته ایل سوری وامرایی که غضنفری هادررأس آنان قرارداشتندهمیشه قسمتی از قدرت حکومت بوده اند وبرمی گردیم به موضوع بحث.عظیم خان محمدی گراوندکه به راستی انسانی مهربان ونیک سرشت ومردم داربود در دهه ی هشتادخورشیدی دعوت حق را لبیک گفت وبه دیداردوست رفت که خدای توانا روح اورا به بخشد.آمین   

     

     

     

     

     

         






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : یکشنبه 22 تير 1393 | تعداد بازدید : 11840 | نظرات(10)

نظرات


این نظر توسط منصوری کونانی در تاریخ 5 سال پیش و 2:28 دقیقه ارسال شده است

باسلام
صحبت جناب آقای محمدرحیم محمدی گراوند مبنی بر عدم اسارت آقای حسکه در زندان امامقلی خان منصوری کاملا صحیح میباشد چونکه دراصل آقای سام خان محمدی گراوند بهمراه ملک احمد خان کوشکی در زندان امامقلی خان زندانی بودند و دلیل آنهم عدم تحویل دادن سلاحهایشان میباشد که با وساطت جناب آقای صحبت الله خان منصوری بعداز گذشت چندساعت آزاد میشوند
پاسخ : باسلام دوست گرامی من دسترسی به جناب محمد رحیم خان محمدی گراوند را ندارم ونمی دانم که او سایت را می بیند یا خیر ولی من تاجایی که از تاریخ ترهان اطلاع دارم مرحوم حسن خان محمدی گراوند معروف به جناب ( حسکه در زمانی فوت می کند که مرحوم امیر اشرفبدستور شاه زاده حاکم لرستان دربروجردبه سال 1317هجری قمری درزندان بودند ولی جناب امامقلی منصوری درحکومت امان الله خان سرداربهادر غضنفری امرایی که در سال 1311شمی به حکومت ترهان رسید ایشان نیابت حکومت کونانی را از جانب اوداشتند من نمی دانم شما این اطلاعات نا درست را از کجا وکی دریافت داشتید ودر ضمن جناب امامقلی خان فقط در امور منطقه کونانی نایب حاکم ترهان بود نه مناطق دیگر چون در آن زمان جناب غلامرضا خان خسروی آدینه وند نایب حکومت ترهان بودند در گراب که حال مرکز ترهان است ودرامور کار سام خان محمدی گراوند وآقایان سرتیب نیا واطرافیان آنها کسی از نایبهای حکومت دخالتی در کار آنها نداشتند ونمی کردن خودشان مستقیما مالیات را تحویل حکومت می دادن درهیچ زمان وهیچ حاکمی توان زندانی کردن این بزرگان را نداشته مگر با حکم حاکم وقت شما اگر چنین نوشته ای در مورد جناب سام خان پیدا کردید ما فورا آنرا در دید عموم قرارمی دهیم در خیر این صورت خواهش دارم به بزرگان اقوام لرولک این مردم بی احترامی نکنید

این نظر توسط فرض اله محمدی گراوند در تاریخ 5 سال پیش و 15:54 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت جناب آقای آذادبخت
راجب خاندان محمدی گراوند و مخصوصا نوادگان مرحوم حسن خان معروف به حسکه یا شما اطلاعات کافی ندارید یا به حق از بزرگان سرطرهان یاد نمکنید
در بین نوادگان حسن خان یکی از نام آورترین،شجاعترین و پاکدامن ترین فرزندان او ایلخانی محمدی گراوند میباشد که در بیشتر جنگ های چریکی در آن زمان مخصوصا در قیام علی محمدخان غضنفری شرکت داشته و جزء باشهامت ترین مردان طرهان و ایل گراوند بشمار می آمدن که متاسفانه از ایشان هیچگونه نامی نبردید،وقتی اسم نوادگان حسن خان به میان میاد یکی از معروفترین آنها میباشد،میتونید جهت صحت حرف های بنده تحقیق هم بفرمائید.
وخدمت شما عرض کنم به عنوان یه برادر کوچک مقاله هایی که نوشته میشه از بزرگان هرچه به حق نوشته بشه جذابیتش برای مخاطب بیشتره.
باتشکر فرض اله محمدی گراوند نوه ایلخانی از نوادگان حسن خان
با آرزوی موفقیت برای شما
پاسخ : جناب فرض الله محمدی گراوند همان طوری که خودت گفتی من اطلاع کافی درمورد شما ندارم واین نوشته اگر دقت می کردید روشن است که مربوط به من نیست آنرا جناب آقای محمدرحیم خان محمدی گراوند یکی از بزرگان این خاندان که خود باز مانده مرحوم حسن خان محمدی گراوند است نوشته و حال هرچه شما بنویسید من با کمال میل آنرا در کنار نوشته قبلی در سایت قرار می هم به یک شرط که به کسی اهانت نشود با احترام مدیر سایت

این نظر توسط جهانشاه غضنفری در تاریخ 6 سال پیش و 17:35 دقیقه ارسال شده است

با عرض سلام وخسته نباشید وادب واحترام وارادت خدمت جناب آ قای حاج حسین آ زادبخت جناب اقای محمد رحیم خان محمدی گراوند واقای دکتر خسرو خان خسروی گراوند دایی محترم وعزیز بنده حضرت عالی مستحضر ید که مرحوم حاج حیات قلی خان خسروی گراوند ومرحوم پدرتان حاج الله قلی خان خسروی گراوند دایی های عزیز ومحترم بنده بوده اند وبارها تعریف این جنگ را از زبان بزرگان وخوانین شما شنید ه ام ومی دانم ومیدانید که مالیات پرداخت نکرده اند واین درگیری خونین رخ داده پس بس کنید از این آسمان ریسمان بافتن هابپریزیدوقصه وداستان در مورد این جنگ درست نکنید ان هم داستان در مورد شخصیتی که فزون بر اینگه نائب الحکومه شاعر ونویسنده عارف ومجتهد بزرگ عصرخویش بوده ومفسر و حافظ قرآن که دبیر ومشاور سیاسی وبرادر مهتر نظر علی خان امیر اشرف والی بلامنازع ومقتدر پیشکوه لرستان بوده وفرماندهی فوج بوده است شخصیتی که طبق تعارف بزرگان وخوانین شما مانند مر حوم حاج یدالله خان ومرحوم سهراب خان ومرحوم عظیم خان محمد ی گراوند ومرحوم اسفندیار خان منصوری کونانی ومرحوم حاج حیات قلی خان خسروی گراوند ومرحوم حاج الله قلی خان خسروی گراوند ومرحوم یدالله خان قبادی آ دینه وند ومرحوم حاج الله یار خان ومرحوم عیدی عباسی گراوند تعریف این جنگ رابه کراهت شنیدم اما باحرف وحدیث های شما تعاریف بزرگانتان آسمان تا زمین فرق می کند به هر روی آقایان وحصرات مرحوم جعفر قلی خان امیر تومان شخصیت بی بدیلی بوده که باخواندن ورد ودعا زنجیر وقفل در زندان رو بدون سر وصدا گشوده وکفشهایش در عالم غیب جفت شده جلوی پایش در مجالس وشاعری طی ارض بوده پس بس کنید واز ادامه این چنین داستان بافتن ها بپرهیزید در پایان ضمن پوزش از کلیه آقایانی که بگونه مرتبط با این موضع گیری های می باشند ارادتمند وکوچک شما جهانشاه غضنفری

این نظر توسط شایان در تاریخ 7 سال پیش و 12:38 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت اقای ازادبخت چرا چند وقته که مطلب تازه ای در سایتتان قرار نمیدهید

باسلام حضور جناب شایان عزیز باید عرض کنم مدت بیش از ده ماه گرفتار کار انتخابات بودم فقط به آن فکر می کردم باورکنید هنوز فکرمان آزاد نشده که به نوشتن بپردازیم اگر خداکمک کند درماه آینده دوباره مشغول نوشتن می شوم باتشکرازشما

این نظر توسط آدینه وند در تاریخ 7 سال پیش و 19:24 دقیقه ارسال شده است

با سلام واحترام خدمت اقای محمد رحیم محمدی من از نوادگان خوانین آدینه وند هستم وشما و اجداد گرامیتان از خواهرزادگان ما میباشید تاجایی که اطلاع دارم پدران من دنباله رو سیاست های پدران شما نبوده اند خودشان صاحب قدرت بوده واقتدارشان نیازی به اثبات ندارد اگر هم پیروی بوده طبق نسبت خویشی که باهم داریم شما داشته اید

این نظر توسط خسرو خسروی در تاریخ 7 سال پیش و 12:24 دقیقه ارسال شده است

به نام آنکه هستی از اوست.
دوست عزیز جناب آقای حاج حسین آزاد بخت مومه وند
با سلام و تجدید ارادت در مورد مطالبی که فاضل ارجمند جناب آقای محمد رحیم خان محمدی گراوند فرموده اند بنده با جرأت عرض میکنم که ایشان نه تنها اغراق نکرده بلکه شکسته نفسی نموده و مشت از خروار گفته است ،در مورد مرحوم حسن خان گراوند (حسگه)به کرات از عمویم حیاتقلی خان خسروی گراوند و پدرم داستان ها شنیده ام که براستی حیرت آور است.
پدرم میگفت:حسن خان گراوند مردی بود با چهره گند مگون و آفتاب سوخته با سینه و شانه های فراخ و ریشی بلند که آن را دو شقه یا دو فاق کرده بود دارای دستانی پهن و بسیار نیرومند و پاهای بزرگ و بسیار نترس و بی باک ، وبراستی ظاهر و باطنش آدم را بیاد رستم پهلوان اسا طیری شاهنامه می انداخت و در حقیقت هم از چنان زور بازویی برخوردار بود که در تمام لرستان مثل و مانندی نداشت و بارها در مسابقات پهلوانی آندوره بر پهلوانان نامی پیروز شد .در حالیکه از نظر شخصی و از لحاظ خانوادگی شخصیتی نیرومند و صاحب نفوذ بود مهذا مردی خوش برخورد ، خوش صحبت ، بذله گو ،سخاوتمند و مهمان نواز بود.در تمام طول حیاتش غیر از خداوند سبحان از هیچکس و هیچ چیز نترسید بگونه ای که عاقبت هم جان شیرین را بر سر نترسی و شهامت گذاشت و در جنگی نا برابر و نا عادلانه گشته شد.پدرم تعریف میکرد که افراد هر طایفه هر سال یکبار برای خرید سالانه نیازمندیهای خانواده خود بطور دسته جمعی به نهاوند یا بروجرد و خرم آباد میرفتند ،در یکی از این مسافرت ها بین دو سه نفر از طایفه گراوند و عده ای از کسبه پشت بازار خرم آباد نزاعی در میگیرد ،پشت بازاری ها که در حمایت از همدیگر در موقع نزاع بخصوص در ایام تاسوعا و عاشورا شهره آفاقند با عده ای بیش از سی نفر بر سرسه نفر از گراوند ها ریخته و قصاب محل هم با کارد سلاخی بطرف آنها حمله ور میشود .خلاصه کتک مفصلی به گراوند ها میزنند ،آنها که کا ر را بر خود سخت میبینند با فریاد (حسگه)را که به مسجد رفته بود فرا میخوانند .پدرم قسم یاد کرد که مرحوم حسن خان بیش از بیست نفر از کسبه را زیر ضربات مشت و لگد گرفته و با چوبی که در دست داشت همه را مضروب نمود ،بقیه بازاری ها که خود را با یلی نیرومند مقابل دیدند فرار را بر قرار ترجیح داده و مانند بره ای که از چنگال شیر گریزد پا به فرار نهادن و در اندک مدتی کوتاه بازار از مغازه داران خالی شد ،عاقبت یکنفر روحانی قرآن کوچکی از جیب بیرون آورده و گفت پهلوان اینها را به این قرآن ببخش . (حسگه)قرآن را بوسید و گفت حاجی به چشم ولی به آنها بگو دفعه دیگر با گراوند در نیفتند.
مورد دوم:روزی چند تن از جوانان طایفه محمدی که قوچ کوهی شکار کرده بودند ،برای شکستن کله قوچ زور آزمایی میکنند ولی هیچکدام نمیتوانند کله را بشکنند ،پدرم که خود شاهد و یکی از زور آزماها بوده میگفت ،مرحوم حسن خان که آنموقع وارد دوره کهولت شده بود از کار جوانها برآشفت و گفت: (کوره که بارتی ارا مه ) یعنی پسر پیش من بیارش ،خادمی سینی محتوی کله قوچ را جلوی ایشان گذاشت ،حسن خان که تا آخر عمر مانند بختیاری ها شلوار پاچه گشاد میپوشید ،شلوار را بالا زد و در اولین زور آزمایی کله را در حالی که صدای شکستن استخوانهایش بلند شد در هم شکست ،در این موقع مرحوم منوچهرخان جد بنده نگارنده که در مجلس حضور داشت به او گفت ترسیدم پیر شده باشی و نتوانی کله قوچ را بشکنی و من نزد این جوانها شرمگین شوم ،حسن خان در حالیکه میخندید گفت (حالی هّم) یعنی هنوز هستم .در یکی از مسافرت ها حسن خان برای دیدار پدر یکی از همسرانش یعنی مرحوم خان بابا خان که از خوانین بسیار معتبر منطقه کلهر بود ،منوچهر خان جد وهمچنین پدر بنده نگارنده را به اتفاق پنج نفر تفنگچی و نوکر بهمراه میبرد و در بدو ورود به چادر داوود خان کلهر (داوته کلهر) حاکم مقتدر بخش وسیعی از استان کرمانشاه و ایلام ،که نامش به کرات در کتب تاریخی آمده و از اقتدار او حکایت ها گفته شده ،میروند که مورد خوش آمد گویی و ملاطفت داوود خان و سایر خوانین که حضور داشتند قرار میگیرند (حسگه) به یکی از خدمه میگوید زین اسب و لگام و یراق آلات بسیار زیبایی را که برای هدیه به خان بابا خان آورده بود به چادر او ببرند ولی داوود خان تا چشمش به زین میفتد میگوید چنین زینی لایق اسب من است و من آن را برمیدارم ،حسگه میگوید این زین را برای خان بابا خان آورده ام ولی سفارش میکنم سید اسماعیل زین بهتری برای شما بسازد و در اسرع وقت برایتان خواهم فرستاد.توضیح آنکه سید اسماعیل پدر مرحوم آراسته خیّر و سرمایه دار معروف لرستانی ،یکی از بهترین سراج ها و زین های ساخت او در اکثر نقاط ایران معروف و طرفداران زیادی داشته است .
داوود خان مجددا حرف خود را تکرار و با تحکم میگوید من حتما آن را برمیدارم ،شما دفعه بعد برای خان بابا خان بیاورید ،حسن خان هم صدا را بلند تر کرده و میگوید (وّ قُور باوَم نِه ماو) یعنی به قبر پدرم قسم نمیشود.پس از رد و بدل شدن کلماتی ناخوشایند و توهین آمیز از طرفین ،داوود خان بر آشفته و فریاد میزند (حُوکِلّه گان ،بیّنّه طول ) یعنی نوکر ها طبل جنگ را بزنید. ناگهان صدها تفنگچی مثل مور وملخ جلوی چادر خان صف میکشند ،در این موقع خان باباخان که پدر یکی از همسران داوود خان هم بوده به اتفاق خوانین حاظر بیمناک شده و میگویند حسن خان باجناق شما و مهمان و یکی از بزرگان طرهان است و شما با اینهمه تفنگچی میخواهید با این پنج نفر بجنگید،پدرم میگفت به حقیقت حق قسم که حسن خان ترسی به خود راه نداده و فریاد میزد (وِل کَنی ،عیو نیری ، مه جنگیمن ) یعنی بگذارش ،عیبی ندارد میجنگیم .سرانجام با وساطت خوانین کلهر حسن خان در حالی که از چادر خان قدرتمند کلهر خارج میشد رو به طرف او کرده و گفت (بِگر، بُور بِنتی ای.......اول تا آخِرت )یعنی بگیر و ببر و بگذارش به ........اجدادت . ساعتی بعد خوانین کلهر عمل زشت داوود خان را یاداور و میگویند کار درستی نکردی. داوود خان که آرام شده بود برای حسن خان خلعت میفرستد ،نوکرها خلعت را که درون سینی بزرگ گذاشته وشال ترمه بر آن انداخته بودن نزد حسن خان میاورند ،منوچهر خان ارزش مادی خلعت را در شأن او نمیبیند میگوید خلعت را عودت بده ولی حسن خان میگوید (اژ هوی،موی) یعنی از خرس مویی غنیمت است .نوکرها عین گفته او را به خان کلهر گزارش میدهند .پدرم گفت شب که به چادر او رفتیم رو به حسن خان کرده و گفت (ایرنگه مه هوی یم ) یعنی حالا ما شدیم خرس .و حسن خان جواب میدهد(اَنی چی کین) یعنی پس چه هستی .باید توجه داشت در گویش لکی هوی به معنی گراز است و در فارسی در این مثل خرس میگویند .
عیدی خان گراوند سر دودمان خانواده های عباسی و خسروی و محمدی پنج پسر بنام های عباس خان وخسرو خان و حسن خان و حسین خان و محمد حسین خان داشته وسه نفر آخر ساکن سر طرهان بوده که طبق روال معمول بایستی نام فامیل بازماندگان آنها مثلا حسنی یا حسینی یا محمدحسینی باشد ولی چرا محمدی شده است ؟
در دوره حکمرانی نظرعلی خان امرایی (نظه،امیراشرف غضنفری) چون مقداری از مالیات دولتی منطقه طرهان را بموقع به حکمران لرستان که مقیم بروجرد بوده نپرداخته اند و حکمران با نظرعلی خان سابقه عداوت و دشمنی داشته با ترفند وحیله او را به بروجرد آورده و محبوس مینمایند ،نایب الحکومه طرهان برای استخلاص او از همه رؤسای ایلات درخواست یاری و پرداخت وجوهی مینماید ولی حسن خان نمیپذیرد و میگوید ما قبلا مالیات خود را پرداخته ایم و بدهی نداریم ،مذاکرات به رد وبدل شدن الفاظ رکیک بین طرفین میکشد و نهایتا دو طرف وارد جنگ ناخواسته و نا برابر میشوند ، در یک طرف حسن خان با حداکثر پنجاه نفر تفنگچی و همراه و در طرف دیگر اکثر طوایف طرهان که گویا بیش از پانصد نفر تفنگچی داشنه اند .هر قدر دوستان به حسن خان نصیحت میکنند که با این عده کم شکست شما حتمی است و از او میخواهند که از جنگ خودداری نماید نپذیرفته ومیگوید گریختن از جنگ برای من بدتر از مرگ است ،به هر تقدیر در این جنگ ناعادلانه حسن خان کشته شده و فرزند جوان ،دلیر و جنگجوی او به نام محمد که ابتدا تیر خورده وامکان داشت بر اثراین تیر خوردن نمرده وزنده بماند چند دقیقه بعد مجددا توسط نوجوانی از اقوام کشته میشود.و بهمین علت بازماندگان سه برادر مقیم سر طرهان به احترام و با یاد دلیر مرد جوانی چون محمد خان پسر حسن خان (حسگه)نام فامیل محمدی را برای خود انتخاب مینمایند.
با توجه به عرایض فوق و دهها خاطره دیگر که از او به جا مانده است تصدیق میفرمایید جناب محمد رحیم خان محمدی مثقال از خروار گفته است ،ضمنا از بازماندگان بزرگوارانی که بنده مطالبی راجع به آنها مطابق آنچه اتفاق افتاده عرض کردم پوزش خواسته و امید عفو دارم زیرا غیر از این نمیشد به نحو دیگر موضوع را بازگو کرد ضمنا نام صیمره خان نیای گرواند ها که انشاالله بعدا راجع به ایشان در تاریخچه ایل گراوند مفصلا شرح خواهم دادم هیچ ارتباطی با رودخانه معروف سیمره(صیمره) ندارد و علاوه بر رودخانه معروف نام شهری بوده است و به نقل از( معجم البلدان ) شهری است بین بلادجبل و خوزستان و آن شهری است به مهرجان .حمداله مستوفی آن را از توابع لر کوچک شمرده و نویسد صیمره شهری نیک بوده و اکنون خراب است (نزهة القلوب)جلد 3 صفحه 17 .جبل عبارت از همدان است و ماسیذان که آن سیروان است و مهرجانفدق که آن صیمره است (تاریخ قم صفحه26) حالا ممکن است نام انسان را از این شهر و این رودخانه گرفته باشند نه اینکه رودخانه مربوط به صیمره خان گراوند باشد.
در پاسخ جناب آقای گراوند از سر پل ذهاب عرض میکنم :پسرعموی عزیز و محترم پس از گذشت صدها سال اکنون برای جنابعالی و بنده چه فرق میکند نام اجداد ما چه و کی بوده و اگر مطلبی عرض میشود فقط برای روشن شدن تاریخ طایفه است ولا غیر .آنچه مسلم است صید محمدخان(صی مه می) و نور محمدخان (نویر مه می) و پیر محمد خان (پیر مه می) برادر و پسران نورمراد خان (نویر مرای) بوده و صید محمد خان هم مدتی رئیس ایل گراوند بوده است ،حالا نام جد برای ما بازماندگان مزیتی نیست (گیرم پدرتو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل).
در خاتمه از همه عزیزان طرهانی بخصوص جوانان عزیز تقاضا دارم در پاسخ به همدیگر یا در اظهار نظر راجع به مطالب تاریخی سعه صدر داشته و از پاسخ تند و غیر منتطقی شدیدا پرهیز نمایند زیرا اکثر طوایف طرهان با هم سابقه طولانی خویشاوندی داشته و کلمات تند هیچ کمکی به روشن شدن تاریخ نمیکند،البته نفد و یاداوری اشتباه خوب است ولی بهتر از آن حفظ حرمت و شخصیت افراد است و این پیر مرد امیدوار است جوانان فاضل و دانشمند با عفت قلم و ادب و نزاکت که پدران ما به آن موصوف بوده انده در این مقوله گام بردارند و از متهم کردن طوایف دیگر به مسا یلی که معمولا سندو مدرکی برای اثبات آنها در دست نیست جدا پرهیز فرمایند .
کوچک و ارادتمند همه عزیزان طرهانی ، دکتر خسرو خسروی گراوند.
باسلام وتشکر از جناب آقای دکتر خسرو خان خسروی استاد گرامی ازتوجه ولطف آن استاد ارجمند نسبت به فدوی واین وبسایت بسیار تشکرمی کنم امیداست همیشه وقت در سلامت کامل باشید وامیدوارم که جناب آقای محمدرحیم خان محمدی گرامی این مطلب ارزشمند را ملاحظه کند

این نظر توسط محمد رحیم محمدی گراوند در تاریخ 7 سال پیش و 15:32 دقیقه ارسال شده است

با تشکر از جناب آقای محمد حسین آزادبخت موفقیت و تندرستی شما را از خداوند خواهانم.
دوست عزیزی که آورده اید حسن خان مدتی دربند ایمان قلی خان منصوری بوده است برای نا آگاهی شما متاسفم چون ایمان قلی خان 20 الی25 سال بعد از در گذشت حسن خان به دنیا آمده اند خود حکم شو چون قضاوت می کنی هنوز25 سال از تولد ایمان قلی خان مانده چگونه حسن خان دربند او بوده است ، گذشته از این حسن خان در طول زندگی خود در مقابل هیچ قدرتی سر تعظیم فرود نیاورد، بهتر است اول تحقیق و تفکر کنید بعد در مورد مطلبی اظهار نظر کنید موفق و پیروز باشید.
اما در پاسخ آقای گراوند مطلبی که اینجانب برای آقای محمد حسین آزادبخت نوشته ام از زمان عیدی پدر حسن خان بوده است نه قبل از آن. اینکه دورانی قبل ازبه قدرت رسیدن محمد و عیدی ، صید محمد ریاست طایفه گراوند را به عهده داشته است کاملا درست است .
آقای منصوری موفق و مؤید باشید ما در جایی نیاورده ایم که نام رود خانه ی سیمره ازجد ما سیمره گرفته شده است
کوه ها ، جنگل ها و رودخانه های زیادی وجود دارد که نام آن ها با انسان ها همخوانی دارد بنده مدعی نشده ام که نام رودخانه ی سیمره ازجد ما گرفته شده است.آقای منصوری مطالب تاریخی سینه به سینه از دوران های گذشته تا کنون نقل شده تا به این زمان رسیده است سیمره حدودا 300 سال قبل زندگی می کرده که در آن زمان امکانات اطلاعاتی وجود نداشته است.با توجه به آثار به جا مانده از قبیل آجر و ساروج و لوله های سفالی به دست آمده معلوم گردیده که آب از چشمه ی اسپی جانه تا قلعه ی صید مراد با لوله ی سفالی لوله کشی و به داخل قلعه روان شده است این یکی از آثار خانواده ی محمدی در سر طرهان است.
.نکته ی دیگری که لازم است خدمت آقای منصوری عرض کنم بنده با دروغ ، فرصت طلبی ، قدرت طلبی ، خودخواهی و تعصب به شدت مخالف بوده وهستم.

باسلام خدمت استاد گرامی جناب آقای محمد رحیم خان محمدی گراوند باتشکراز لطف ومرحمت جنابعالی درمورد دادن پاسخ لازم به آن دوستان که درآن موردها نظر داده بودند با تشکر فراوان حسین آزادبخت مومه وند -مدیریت وبسایت یاران مومه وند

این نظر توسط دوست در تاریخ 7 سال پیش و 0:46 دقیقه ارسال شده است

پس چطور است که حسکه در زندان ایمان قلی منصوری بازداشت بوده اند؟؟؟ لطفا توضیح دهید...

من از این موضوع چیزی نمی ذا نم شما اگر امکان دارذبیشتر تو ضیع دهید

این نظر توسط گراوند از سرپلذهاب در تاریخ 8 سال پیش و 14:36 دقیقه ارسال شده است

با تشکر از زحمات شما اماغلو وتحریف تاریخ بداست قبلا حکومت طایفه گراوند در دست مرحوم صیدمحمدبودهوجا داشت اقای محمدی بدون تعصب واز جاده انصاف خارج نمیشد


من هم از شما تشکرمی کنم گراوندعزیز جنابعالی نگفته که آقای محمدی چه تعصبی نشان داده وچنانچه شمامدارکی ازمرحوم صیدمحمد داریدکه نشان دهدروزگاری او پست ومقامی داشته کاره ای بوده لطفأ آنرادراختیارما قراردهید که دردیدخوانندگان قرارگیردکه حق او به دیگری داده نشود من اولین باری است که این اسم را شنیده ام باسپاس ازشما

این نظر توسط امیر منصوری در تاریخ 8 سال پیش و 11:59 دقیقه ارسال شده است

جناب آقای آزادبخت خیلی ممنونم از توجهاتتان به سرگذشت اقوام لرستان
اما بنده نکته های فراوانی در بین مطالب آقای محمدرحیم محمدی میبینم که توجه بیشتری را می طلبد: اینکه پیشینه اجدادی خاندان محمدی و عباسی به شخصی به نام سمره - صیدمراد میرسد، شک برانگیز است. این آقای سمره کی بوده و کجا زندگی کرده و درباره ایشان شما چه سند و مدرکی دارید که ارائه بدهید... لازم به ذکر است که من قبلن هم از زبان برخی از گراوندها درباره این سمره شنیده بودم و ایشان مدعی بودند که سیمره نام جد خاندان گرا هستش که نام رودخانه مذکور سیمره از نام این بزرگمرد به وام گرفته شده... و فکر کنم جناب آقای محمدی هم خواستن که این رو به عرض برسانند.
اما جناب آقای محمدی به نظر میرسد که این شخصی که شما نام برده اید با چنین نظریه ای که در ذهن دارید تفاوت کلی داشته باشند... چرا که شجره شما نهایتا تاریخش به 350 سال بیشتر نمیرسد. این در حالیست که مورخین صدر اسلام مانند ابن حوقل و ... در حدود 1250 سال پیش نام سیمره و ترهان رو درکنار هم آورده اند. و برای این دو نام هم نمیتوان به سادگی وجه تسمیه قائل شد چرا که پیشینه باستانی دارند. پس به همین راحتی سمره یا سیمره رو با شخص خاصی مقایسه نکنید... همچین کاهایی احتیاج به سند و مکتوبات دارند...
من برای بزرگ خاندان گراوند ارزش فراوانی قائل هستم اما با چنین تاریخ سازی هایی هم مخالفم چرا که موجب تحریف می شویم...
فره فره ممنونم

پاسخ : باتشکرازجناب آقای مهندس منصوری امید است که جناب آقای محمدی در بیان پاسخ لازم اقدام فرمائیندمدیریت وب سایت یاران مومه وند


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]