نگاهی به سرگذشت بزرگان لرستان وبازگویی رخ داد سده ی اخیرخاندان غضنفری امرایی



     

      این مقاله نگاهی به سرگذشت بزرگان لرستان دارد.بزرگانی که شاید نسل های امروزی جز نامی از آنها بیشتر نشنیده اند

    با  سپاس و تشکر از تمامی دوستانی که     .....      مرایاری کردند.حاج حسین آزادبخت 

     این مقاله در دوقسمت تقدیم به شما سروران میگردد که در این قسمت از مقاله به شجره نامه خاندان بزرگ غضنفری پرداخته شده است ...  

     

     

    http://up.y-m-v.ir/view/545404/8508263251.jpg

                                                                           نویسنده حاج حسین آزادبخت مومه وند   

                                                        نگاهی به سرگذ شت بزرگان لرستان وبازگویی رخ داد سده ی اخیر

    غضنفری ها که شاخه برترطایفه امرایی می باشد غضنفری هاوامرایی ها معتقدند که بازمانده وبنی اعمام میرها هستند اینان ازنسل میرقیصرخامه ی بیدل هستند

    نیای ارشد غضنفری ها فرزند میرقیصر است وخانواده ی غضنفری ها ازنام اونشات گرفته اند نصراله خان نواده ی میرغضنفرچند پسر داشته وبهترین ان ها به

    نام ها ی فتح اله خان وتشمال خان وامان اله خان بود.ازنسل فتح اله خا ن سرتیپ.باقر خان وقاسم خان میرپنج شهرت دارند

    ..کتاب مشاهیرلر..ص 480 و481 ازنسل تشمال خان بر خور دارخان فرزند اونظرعلی خان امیراشرف وفرزندان اوعلی محمد خان امیراعظم

    ومحمد حسین خان است

    ازنسل امان اله خان اول..نامدارخان وفرزند او . امان اله خان دوم معروف به سرداربهادر و . فرزندش علی رضا خان .lمی باشد و

                                                     چهره ی شاخص.غضنفری ها دریک صد سال اخیر می باشند.

    نصراله خان .ازمردان برجسته غضنفری ها دردوره ی محمدشاه وناصرالدین شاه قاجار حاکم ترهان ودلفان وازچهره های برترمنطقه بوده است .تشمال خان

    فرزند او درزمان پادشاهی ناصرالدین شاه و حکومت شازاده اردشیرمیرزارکن الدوله به تاریخ 1265 تا تاریخ 1267 قمری درلرستان حکومت داشت وبه

    دستوراوتشمال خان سرپرستی فوج ترهان و دلفان رابرعهده گرفت  ودرخدمت شاه زاده رکن الدوله  بود

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    .وعکس دست جعمی سران وبزرگان لرستان در زمان تشریف فرمایی پادشاه ایران ناصرالدین شاه قاجار به تاریخ 1309 ه قمری دربروجرد بادیگر سران بحضور شاه رسیده اند و اسامی افراد به شرح ذیل است

    ازچپ ابراهیم خان میر پنج  (ظفرالسلطان نهاوندی ) 2 سرتیپ مهرعلی خان سگوندفرمانده فوج سگوندو(رئیس طایفه عالی خانی سگوند )

    3فاضل خان سگوندرئیس طایفه رحیم خانی سگوند 4صید مهدی خان امیر العشایر رئیس طایفه حسنوند و نایب الحکومه سلسله در آن زمان 5باقر خان سرتیپ امرایی حاکم پیشن چهار بخش ترهان ودلفان وسلسه وچگنی وقاسم خان  میر پنج حاکم برترهان دلفان وسلسله وچگنی وفرمانده فوج دلفان وترهان ودیگر قسمت های حکومتش 6مهدی خان کولیوند از بزرگان سلسله و7علی محمدخان حسنوند از بزرگان سلسله 8 ودیگر بزرگان دلفان که پس از شناخت صحیح با  اسم آنهامعرفی میشوند    

     

     

     

     

     

         

     

     

     

     

     

     

    ازراست سرهنگ اسدخان بیرانوندفرمانده فوج ورئیس ایل بیرانونددرسال1276هجری(ق)زمان حکومت شاهزاده عبدالله میرزا امیرجنگ در لرستان                .وبروجردوخوزستان ونفردوم. فتح الله خان سرتیپ حاکم ترهان سلسله ودلفان وفرمانده فوج  

    فتح اله خان که      

     فتح الله خان که شخصیتی مورد احترام وارجمندی.با سواد ودانشمندی اگاه ازمسایل زمان خود بود

    وتمام اهالی لرستا ن به نحوی بااوارتباط داشتند و جور ها ایی با او نسبت قوم وخویشی دارا بودند.اواز نهاوند گرفته تا اول خاک خوزستان مورد احترام بزرگان لرستان بود.به  وسیله برادرش تشمال خان دوم به پیشگاه شاه زاده حاکم وقت معرفی واو هم برای فتح اله خان حکم نایب الحکومگی خودرا در لرستان صادرکرد در«ص 81 کتاب تاریخ لرستان درروزگارقاجاردراین باره چنین آمده است »«وقایع نگاران رسمی ازطایفه امرایی نیزنام بردند سر کرده ی آنها تشمال خان امرایی است وبرپایه ی گزارش حسنعلی خان افشار تشمال خان امرایی بافوج خود درخدمت اردشیرمیرزارکن الدوله بوده است »درکتاب شورش لرستان ص 58 نیزآمده شاد روان  فتح اله خان امرایی سرتیپ فوج امرایی،حاکم لرستان درسال های 1286الی1287 قمری بوداست»درنوشته ویاداشت های میرزامحمدتیمورپوردربخشی که درمورد طایفه ترهان وتیره های مختلف آن توضیح می دهد درموضوع مردان برجسته غضنفری چنین آمده«

    فتح اله خان تاآن جا پیشرفت کرد وکاردانی نشان داد که زمانی ازجانب عمادالدوله به حکومت لرستان رسید  والی های پشتکوه با توجه به اختلافات درونی که داشتند بیشتراوقات محتاج اون بودند که فتح اله خان ازآنان حمایت وپشتیبانی کند»فتح اله خان درزمان حکومت شاهزاده عبداله میرزا امیرجنگ پیشرفت کرد کاراو و برادرش تشمال خان به جای رسید که همه مردم ترهان درفرمانشان بودند این هافوجی ازترهان ودلفان تشکیل دادند وهمیشه درترهان نایب الحکومه می گذاشتند.تشمال خان دردستگاه حشمت الدوله امیرجنگ خدمات بزرگی انجام داد وپیشرفت فوقالعاده کرد تا آن جا که هرکس ازترهان  ودلفان پیش اومی رفت باخلعت اسب برمی گشت.طولی نکشید که تشمال حان جوان مرگ شد از تشمال خان پسری شایسته

     ونامدار،وسلحشور به نام برخودارخان به یا دگارماند اوبعدها درنزدعموی بزرگوارش مشغول کارشد.ودرمیان  فوج درجه سرهنگی داشت. کارفتح اله خان به جایی رسید که همیشه نایب الحکومه حاکمی بود که ازتهران می آمد وگاهی هم که حاکمی ازمرکزنمی آمد خود اوحکمران می شد زیرا باهمه خوانین وصلت داشت وبااومخالفت نمی کردند درآخرعمرکه فتح اله خان پیروناتوان شد بود وبیماری نیزداشت بیشترکارهارابه برخوردارخان واگذارمی کرد واوبه خوبی ازعهده ی وطایفش برمی آمد. باقرخان وقاسم خان پسران فتح اله خان  که مادر باقرخان ازخوانین گراوند ومادرقاسم خان بروجردی بود وقاسم خان جوانی پرکاروغیوروبه هم افتاده ای بود وفتح اله خان داری چندهمسربود که همسرکوچک اودرزیبایی بی مانند ودرحسن وجمال یگانه روزگارخود بود اوازاین زن سه دخترداشت که یکی ازآنها آغاسلطان خانم بودکه به عقد مهرعلی خان پسرحاج عالی خان سگوند(وزیر)درآمده بود؛آن هم قصه ای داردازاین قرارکه برای آغاسلطان خانم دریک زمان معین چند خواستگارمی آید ازجمله اسدخان سرهنگ فرمانده فوج وريس ایل  بیرانوند و مهرعلی خان سگوند سرتیپ فوج ایل سگوند ودیگران که فتح اله خان امرایی حاکم آن زمان ترهان ودلفان وسلسله وچگنی بودونیزدرجه سرتیپی ازطرف ناصرالدین شاه قاجارداشت وهم زمان فرمانده

    فوج ترهان نیزبود دراین باره مجلس وشورایی تشکیل دادتا با نظرآن بزرگان دخترش آغاسلطان رابه کدام یک ازاین بزرگان لرستا ن بدهد.دراین مجلس عده ای موافق سگوندها حرف می زنندوعده ای هم ازبیرانوندها حمایت می کنند.ودرهمین زمان امیدنامی که فردی ساده ،خوش مشرب وخوش صحبت وشوخ وشیرین زبان ومجلس آرایی بود وآرد شد وفتح اله خان هم روبه اومی کند ورأی ونظراورا نیزدراین مشکل جویا می شود.امید می گوید من نمی دانم زور وقدرت کدام یک بیشتراست تا جواب بدهم بهتراست مرا بوضع وموقعیت آنان آشنا کنید تا نظرم راعرض کنم.فتح اله خان هم می گویداسدخان سرهنگ پادشاه وريُس همه طایفه بیرانونداست،اگرروزی جنگی اتفاق بی افتد می تواند ده هزار تفنگچیبه کمکمان بفرستد وحاجی عالی خان هم وزیرشاه وريس ایل سگوند است هرگاه محتاج شویم می تواند پنج هزارسواربه یاری ما روانه کند.امید هم جواب می دهد اوأهروقت وزیر بخواهد به شاه پیشنهاد می کند که این سرهنگ رااخراج کن وازطرفی کمک سواران اوزودترازتفنگچی های پیاده بیرانوند می رسند،پس بهتراست دخترتان رابه پسرحاحی عالی خان بدهید رأی این شخص مورد تأیید وتصویب همه حاظران درمجلس قرارمی گیرد وفتح اله حان هم دخترش رابه مهرعلی خان سگوند داد که بعدها مانندخود فتح اله خان درجه سرتیپی گرفت وجانشین حاج علی خان(وزیر)شد.همین آغاسلطان دخترفتح اله خان غضنفری امرایی-فرزندانی عالی مقام وصاحب اسم ورسم درلرستان به وجود آورد بنام شیرمحمد ایل خانی که به راستی خود شیرمردی پاک سرشت ونیک نام مانند اجداد پدری ومادریش بود وازهردو.سرداری نشان نیک نا می ونیک گفتاری ونیک کرداری بود ومحمد حسین خان سیف النظام که اوهم مانند بزرگان قوم خویش درأس قرارگرفت وفتح اله خان هم ازطرف عمادالدوله نایب الحکومه لرستان شد گفتیم فتح اله خان تاسال1287 ق ازجانب عمادالدوله والی غرب درلرستان نایب الحکومه بودوشازاده قاجارحاکم درلرستان همیشه جهت انجام کارهای خود ازوجود فتح اله خان امرایی نایب الحکومه  استفاده می کرد تعدادی ازشازاده های قجری ازجمله اردشیرمیرزارکن الدوله درسال های1265 تا1267 قمری وشازاده احتشام الدوله خانلرمیرزا وبرادرش  ایلدرم میرزا ازسال

    1267 تا سال1275 ق وشازاده امام قلی میرزاعمادالدوله ازسال 1275 تا 1287 قمری که یک سال ازاین دوره(1277 تا1278 ضیاءالملک نایب الحکومه درلرستان بودواونیزفتح اله خان سرتیپ امرایی رابه عنوان نایب خود درلرستان انتخاب کرد.که درسال های1278 تا سال1280 ق پیشکارشاه زاده فرهاد میرزا معتمدالدوله وپسرش اویس میرزاکه حاکمان لرستان درسال های 1278 تا1280 قمری بودند فتح اله خان علاوه برپیشکاری لرسان حاکم ترهان ودلفان وسلسله نیزبود،درسال 1286 درچند نوبت  پیشکارشاهزاده حشمت الدوله عبداله میرزاامیرجنگ شد وهم زمان حاکم وفرمانده فوج ترهان ودلفان نیزبود.متاسفانه درکتاب تاریخ لرستان روزگارقاجارنویسنده محترم یادی ازاین شخصیت ارزشمند لرستان نکرداست ؛جای تأسف دارد که چراآقای والی زاده گرامی چنین شخصیتی راباهمه خدماتی که اووفرزندانش انجام داده اند فراموش کرده،انگاردستی درکاربوده که سی سال خدمات ارزنده ی ایشان درنظرگرفته نشود برای اینکه بهترسرتیپ فتح اله خان امرایی بزرگ خاندان غضنفری رامعرفی کنیم توجه شمارابه دیگربزرگان لرستان می برم که هریک ازآنان به نوعی با فتح اله خان سرتیپ ارتباطی خویشی وفامیلی داشته اند 1.سرتیپ مهرعلی خان پسرحاج عالی خان سکوند سرکرده ایل سگوند داماد فتح اله خان بود وازاین طریق بااوخویشی داشت وبزرکان کاکاوندوسرکردگان دلفان میربیگ(فرزندان علیمراد خان درویش خان) ازنسل ایشان می باشند ودیکربزرگان لرستان نیزبااونسبت خویشی دارند .وحالا می بینیم که فقط درکتاب شورش لرستان نوشته آقای سیدیداله ستودهفقط  یادی ازاونموده .که فتح اله خان امرایی درسال1286 تاسال یکهزاردویست هشتادهفت. قمری حاکم لرستان بوده وسرتیپی فوج ترهان ودلفان رابرعهده داشته است.ودرمجله شقایق آمده بود  درزمانی که  ناصرالدین شاه قاجاربرای دیداروزیارت عتبات وعالیات به کشورعراق میرفت ازتهران به سمت گرمانشاه ازخط نهاوند درراه همدان به شاه ایران خبردادند که فتح اله خان امرایی حاکم لرستان فوت کرده است وشاهزاده فرهادمیرزارابه عنوان حاکم لرستان به حضورشاه معرفی شد حکم حاکمی لرستان راازدست شاه دریافت کردوبه لرستان آمد .برگردیم به موضوع فتح اله خان سرتیپ گفتیم که فتح اله خان  امرایی مریض می شودودرهنگام مریضی مسئولیت حکومت رابه برادرزاده اش برخوردارخان می سپارداومانندعمویش کارهای حکومتی رابه خوبی انجام می دهد گفتیم آغاسلطان خانم دخترفتح اله خان سرتیپ که اززیباترین وپاکترین دختران بود عروس حاج عالی خان سگوند بود حاج عالی خان نیزبیش ازپنجاه سال درکارهای دولتی حضورپررنگی داشت ودرتمام کارهای دولتی مربوط به امورلرستان ازاوائیل پادشاهی ناصرالدین شاه تا پایان عمرش یکی ازخدمتگذاران بود که کارنامه ای پاک داشت  بعد ازاوفرزندش مهرعلی خان سرتیپ سگوند نیزشخصیتی ممتازوسرافرازبود.خدمات بسیا ری  انجام داد ه است.هنگامی که مسعود میرزافرزند پادشاه ازطرف پدرتاجدارش حکومت لرستان دراختیارگرفت وچند سالی فرمانروایی کرد،تعداد زیادی ازسران ومردان رشیدلرتوسط این شازاده ی ظالم ودژخیم کشته شدند وگروهی هم دراصفهان مدت ها زندانی گشتنداهالی.لرستان درچند سال حکمرانی اودرعذاب بودند تا اینکه درسال 1305 خدای مهربان یاری کرد پایان حکومت اواعلام شد|

                                     

                              درسال 1309 پادشاه بنیت دل جویی ازمردم لرستان  

    به منطقه سفرکردودربروجرد درمحله خوش آب وهوای ونایی اردوزد،توسط شازاده امیرخان سردارتمام سران لرستان ازریزتادرشت جهت استقبال فراخوانده شدند،چند فوج ازلرستان درآن جاحضورپیداکردند  ،فوج سگوندبه فرماندهی مهرعلی خان سگوندپسرحاج عالی خان وزیردررأس همه قرارگرفت (این فوج
    مورد توجه وحمایت شاهزاده حاکم نیزبود )زمانی که ناصرالدین شاه به جلوی سرباران فوج رسید مهرعلی خان دراول صف قرارداشت پادشاه ازکالسکه پیاده شد ومهرعلی خان گزارش مسبوطی به عرض شاه رسانیدکه موردتوجه اعلیحضرت واقع شدوناصرالدین شاه درهمان جا لقب سرتیپی راکه درآن زمان از بهترین نشان های آرتش ایران بود برسینه ی مهرعلی خان سگوند نصب کرد وازآن هنگام مهرعلی خان سرتیپ شد.درحکم اونوشته شده که او(مهرعلی خان)می توانددرموقع سان وجشن ومراسم های ملی ازلباس ودرجه آن استفاده کند.متاسفأنه بعدازگذشت چند سالی سرتیپ اختلافاتی با پسرعموهایش برسر پیشکاری حکومت پیدا کرد وبه وسیله پسرعمویش که به جای اوپیشکارشاهزاده ای ازنسل شاهان قجرشده بود کشته شد

                                    کشته شدن سرتیپ مهرعلی خان به دستور سالارالدوله........                                

    مهرعلی خان سرتیپ سگوند درحکومت اولی شاه زاده سالارالدوله پیشکاراوبودوبانظرش مخالفت می کردبین اووشاهزاده به هم حورد.برابرنوشته تاریخ لرستان روزگارقاجارص340 :«سبب کدورت سالارالدوله ازمهرعلی خان سرتیپ شد که سرانجام درسال1318 قمری به دستورسالارالدوله منتهی بقتل.اوگردید.سالخوردگان لرستان وبازماندگان مهرعلی خان این طورنقل کردند درزمان قاجاریان فصل پائیزاختصاص به وصول مالیات ازایل بیرانوند داشت مهرعلی خان سرتیپ که پیشکارحکومت بود به دستورسالارالدوله مالیات ایل بیرانوندراتمام به حیطه وصول درآورد.واجازه داد به گرمسیربروند بعضی ازمالیات بیرانوند پول نقدوقسمتی ازآن گاووگوسفند بود که دربازارفروخته وبهاآنها به صندوق دارتحویل گردید.بعدازفراغت وصول مالیات بیرانوند یک روزسالارالدوله به مهرعلی خان دستوردادکه وسایل شکارچندروزرافراهم سازد دربین راه به تپه تلوری رسیدند شازاده به سائقه جوانی برفرازتپه صعودکرد که با دوربین اطراف راتماشا کند ایل بیرانوند طبق معمول هرسال ازطریق کوچ باردرآنسوی تپه تلوری قرارداشت.به طرف گرمسیرمی رفت سالارالدوله که هنوزجوانی بی تجربه بودوبه میزان محسوس هم انحرافات اخلاقی داشت مهرعلی خان راطلبیدوبه اوگفت سرتیپ من هوس کرده ام که منظره ی غارت گریه لرستانیان راتماشا کنم شما به سواران خود فرمان دهید به اینایل حمله کنند واموال واحشام آنها راغارت نمایند مهرعلی خان که انتظارنداشت  فرزند بلافصل شاه که خودشمسئول نظم وآرامش حوزه حکومت لرستان می باشد دستوردهددرحضورش یک ایل مهم راغارت وباعث بدبختی وناراحتی چندهزارنفرلرستانی بشود درجواب گفت حضرت اقدس والااین ایل بیرنوند می باشند،گناهی که   مسوجب مجازات باشند ازآنها سرنزدهومالیات مقرری خودرانیزتمامأپرداخته اندوسزاوارنیست آنها راغارت وبی سبب موجبات توقف آنهارافراهم سازیم سالارلدوله درجواب گفت می دانم انها مالیات ومقرریخودراپرداخته اندغرضم این است که منظره ی غارت شدن اموال واحشام آنهارا تماشا وقدری تفریح کنیم.بعداضافه کرد که اینها رعای یای شاه بابامی باشندمن هم پسرشاه هستم واختیاررعایا ی پدرم را دارم که هرطورمیل داشته باآنهارفتارکنم وبه شما حکم می کنم که آنها غارت کنیدولی شما به جای امتثال اوامر،لاطاعات به من تحویل می دهیداین چه جورفرمانبرداری واطاعتی هست که شما ازپسرشاه می کنید.سالارالدوله درضمن این مکالمات چند فحش هم به مهرعلی خان می دهد مهرعلی خان که ذاتن مردی بی نهایت عصبانی وسودای مزاج وفوق العاده جسوروبی باک بوددرجواب اومی گوید اگرتوواقعأ پسرپادشاه باشیدهرگزمیل نداری رعیای پدرت بدون ارتکاب جرم وگناهی مورد ظلم وستم واقع شودچه رسد این که آن ستم از ناحیه پسرپادشاه باشدواضافه کرداگردر ضمن این غارت عده ای کشته وزخمی شوندومشتی زن وبچه زیردست وپای اسب ها نفله گردیده مسئولیت آن برعهدی چه کسی خواهد بودواین نزاع بدون علت راکه به خاطرساعتی تفریح ایجادمی شود چگونه می توان اصلاحکرد؟.خلاصه کلام این درقبال تمرد،سالارالدوله سخت ازمهرعلی خان مکدروکینه اورادل گرفت وازآن به بعدهمواره صد دتوقیف او بود ولی مهرعلی خان که مردی با هوش وزیرک بود دست اوراومی دانست چه در ضمیردارد احتیاط می کرد وهچ وقت بدون تهیه مقدمات لازمه ودردست داشتن نیروی کافی ازسواران زبده ی پارکابی خویش به دیداراونمی رفت که دراین زمان سالارالدوله  به  تهران احضارمی شود»با این پیش آمد رقیب اوخود رادرحکومت بعدی شازاده به اونزدیک می نماید  وتا جایی پیش می رودشرط هم کاری خودرامرگ مهرعلی خان سرتیپ اعلام می کند ومی گوید زمانی که اورااعدام نمودی من پیشکارشما می شوم وشاهزاده راوادارمی کند که جان شیرین این راد مردلررا بگیرد.چه باید گفت وچه باید نوشت این چه بلایی است که ریاست طلبی برسرمامی آورد؟حتی آنگاه که همسروفادارمهرعلی خان برای نجادجان شوهردربندش دست به دامان دشمنش که پسرعمویش بود شد وگریه کنان وملتمسانه ازاومی خواهدکه شرط کشتن مهرعلی خان را برای پیشکارشدند بردارد اوباسنگ دلی تمام اون بانوی ارجمند رادرحالی که به سویش آمدازخودمی راند.اجازه می خواهم سخنی جند درباره آغاسلطان خانم بیان دارم تا معلوم شودشخصیت اوچگونه بوداست.وی دخترفتح اله خان سرتیپ حاکم لرستان وازبزرگان خاندان غضنفری است شیرزنی که بارها بزرگان لرستان را ازجوغه اعدام نجات داده برای نمونه وقتی که حاج میرتیمورخان میرزندانی مظفرالملک بوده همین زن است که باپرداخت دوهزارتومان اورا آزاد می نماید.این بود پایان زندگی یک سرداررشید»ویکی ازبهترین فرزندان لرستان که توسط نامردونادان ترین شاهزاده قاجاربه نام سالارالدوله به شهادت رسید.مهرعلی خان سرتیپ سگوند فرزند دلاورحاج عالی خان وزیرآن رادمردکه به راستی نموداریک مرد بود حاج عالی خان نیزخودش دریک نظرخواهی گفته بود که درلرستان فقط سه مرد وجود دارد که یکی ازآن ها مهرعلی خان فرزندم می باشد مهرعلی خان سرتیپ سگوند به علت نافرمانی وتمردازشاه زاده جان خودرااز دست داد رقیبش پسرعموی مهرعلی خان بوداوبرای این که چند صباحی به پیشکاری سالارالدوله برسد مرتکب چنین اندیشه ی نابخردانه ای می شودوباعث مرگ این فرزند لرستانی وهمولایتی خود به دست شاهزاده ی متکبرو نادان می شود ناگفته نماند این رقیب جانی به این هم رضایت نمی دهد تاجایی پیش می رود که به همسرمهرعلی خان سرتیپ هم بی احترامی میکند وهم توطئه ای برپا می داردکه نظرعلی خان امیراشرف رادرتنگاه قرارمی دهند تا دخترش را که عروس مهرعلی خان بودراازشوهرش  محمدحسین خان جدا کند وبه عقد سالارالدوله درآورد تا ایشان بااودوست شود ومتأسفانه امیراشرف نیزدست به چنین عمل ناپسندی می زند ودخترش را هنگامی که به منزل پدرمیآید به اجبارازبازگشت به خانه شوهر بازداشته وبه عقد شازاده ی خود خواه وبی حرمت درآورد تا حکمرانی ترهان ودلفان برای باری دیگردراختیاراوبگذارند.خواننده ی عزیزدراین مورد قضاوت با شمااست که توجه داشته باشید چه کارها یی خود با خودی ها میکنیم.خلاصه:فاضل خان سگوند ودوربری هایش برای پیشکاری شرط رامرگ مهرعلی خان سرتیپ قرارمی دهند وخود پارتی سالارالدوله شده که بین او وامیراشرف رااصلاح نماید   

                          .............بازبرمی گردیم به موضوع فتح اله خان سرتیپ ............................

     چگونگی مرگ فتح اله خان امرایی حاکم لرستان ورئیس حکومت ترهان ودلفان وسلسله درزمان پادشاهی ناصرالدین شاه ازسال1265 همراه برادررشید ودلاورش تشمال خان امر ایی که به عنوان حاکم ترهان ودلفان وسلسله و فرمانده فوج سلسله ودلفان وترهان تا سال 1287 قمری که اومریض می شود درآن زمان مقر حکومت ترهان درفصل زمستان او در سیمره بوده است  فتح اله خان سرتیپ نیز امور حکومتی رابه برادرزاده اش برخوردارخان می سپارد وپیش ازفوت  فتح اله خان سرتیپ   شاهزاده عمادالدوله طی نامه ای ازفتح اله خان می خواهد به دیداراوکه والی غرب ایران می باشد بروند فتح اله خان هم وسیله پیامی ازسران لرستان می خواهد ازجمله حاج عالی خان سگوند وزیر وسرهنگ اسد خان بیرانوند رئیس ایل بیرانوند فرمانده فوج وحاج میرتیمورخان میرکه درپشتکوه ساکن بودند با هم به نزد فتح اله خان بروند که به اتفاق به حضورشاهزاده حاکم برسند پس ازورود بزرگان قوم وعیادت ازفتح اله خان که درآن زمان به شدت مریض بود،رفتند بعد ازدوشبانه روزکه معالجه سودی نبخشیده بود باکمال تأسف فتح اله خان سرتیپ امرایی زندگانی رابدورد میگوید.بزرگان لرستان وبستگانش تصمیم عجیبی میگیرند که همان شب درگذشت فتح اله خان همسرش راکه ملک زاده خانم نام داشت ودختریکی ازبزرگان به نام لطفعلی خان بالوندکه درزیبایی زبان زدهمه بود چون حسین قلی خان سرداراشرف والی پشتکوه درانتظارچنین روزی بود وآرز و داشت که شوهراین خانم شود بستگان فتح اله خان سرتیپ درهمان شب که هنوزمردم ازمرگ فتح اله خان باخبرنشده بودندملکزاده خانم رابه عقد برخوردارخان درآوردند.قبل ازخاکسپاری فتح اله خان اودرخانه شوهرجدیدش بود و مردمی که جهت شرکت درخاک سپاری اوآمده بودند خبر یافتند مراسم عروسی اسمی برخوردارخان امرایی می باشد.گفتنی است با انکه مدت عده نگذشته بود اما کارخلاف شرعی صورت نگرفته زیرا قراربراین شده بعد از پایان عزاداری ومدت عده زن  ،عقدهم انجام گیرد.درآن زمان اگرکسی ازبزرگان قوم فوت می کرد حداقل مدت یک سال برای شخص فوت کرده عزا داری می گرفتند وسیاه می پوشیدند.چه رسد به مرگ فتح اله خان غضنفری سرتیپ فوج دلفان وترهان که سی سال درترهان ودلفان وسلسله وکل لرستان درپست ریاست بوده است وسال هافرماندهی فوج سلسله ودلفان وترهان رابرعهده داشته است .پس ازدرگذشت فتح اله خان امرایی حکومت به برادرزاده اش بنام برخوردارخان که درمیان فوج درجه سرهنگی داشت رسید

                  .....برخوردارخان امرایی سرهنگ فوج دلفان وترهان........................

     برخوردارخان مانند پدرش تشمال خان واجدادگرامی اش دارای صفات نیک بوده وازهرحیث صاحب فضل وکمال شجاعت سخاوت بود برخوردارخان شهرت فوقالعاده ای داشته اند برخوردارخان چندسالی حاکم ترهان ودلفان شدعده ای ازاهالی دلفان به هرترتیب که بودیک نفرگمنام وجانی را پیداکردند برخوردارخان راهنگام شام به قتل رسانیدند.بعدازمرگ برخوردارخان همسرش ملکزاده خانم به عقد حسین قلی خان سرداراشرف والی پشتکوه درآمداوازاین خانم دارای فرزندی پسربه نام علی رضا خان شد که برادر مادری حبیب اله خان امرایی فرزند برخوردارخان میباشد.حبیب اله خان نیزهمراه مادرش به پشتکوه رفت ودرنزد والی حسین قلی خان ابوقداره ماندگارشد نظرعلی خان وجعفرقلی خان درنزد پسرعموهایش قاسم خان میرپنج وباقرخان به سربرده وحبیب اله خان که حدود یک سال داشت همراه مادرش به خانه حسین قلی خان والی شوهرمادرش رفت بعدازفوت زورس برخوردار خان ملکزاده خانم عاقبت به همسری حسینقلی خان سرداراشرف والی پشتکوه درآمدکه برای والی.نیزپسری آورد بنام علی رضاخان شهاب الدوله معروف شد    ...

     

    ...

      ازراست قاسم خان میرپنج امرایی وباقرخان سرتیپ امرایی 
    حکومت ترهان ودلفان وسلسله وچگنی وفرماندهی فوج سلسله ودلفان وترهان   
                                                                                                                  .                ...به فرزندان فتح الله خان سرتیپ رسید

     حکومت وفرماندهی فوج ترهان به باقرخان سرتیپ رسیدحکومت وفرماندهی فوج دلفان وسلسله به قاسم خان میرپنج سپرده شدکه درآن زمان لرستان جزحکومت ظل السطان شده بودودرسال 1297 ق به فرمان ناصرالدین شاه حکومت لرستان وخوزستان واراک به ظل السلطان واگذارمی شود چنان درلرستان ایجاد وحشت کرده که خوانین شورایی دردولیسکان زاغه درخانه حاج میرتیمورخان میرکه ازنظرمکان درمرکزلرستان قرارداردوازهرجهت برای تجمع خوانین وتشکیل جلسه مشورت مناسب بودبرگذارکردند که حدودششصدنفرازخوانین وکدخدایان لرستان درآن حضورداشتند.درآن جلسه باقرخان سرتیپ امرایی  به عنوان حاکم ترهان وچگنی ودلفان وقاسم خان میر پنج فرمانده فوج ترهان ودلفان دراین جلسه حضور داشتند  تمامأ طی عرایضی تلگرافی به پیشکاه پادشاه ایران ناصرالدین شاه تقدیم واستدعای تعویض این حاکم راکرده بودند وسوگند یاد کردند تا آخرین نفس درمخلفت با حکومت ظل السلطان مقاومت نشان داده وباز نایستند.سرکردگان ورؤسای طوایف وایلات بعدازانجام مراسم سوگند؟ عرض حال مفصلی به شاه تقدیم کردند  .عرض حال خوانین لرستان درنظرناصرالدین شاه اثربخشیده وآن رابه ظل السلطان ارائه داد وبه اوتوصیه کرد چون لرستانی ها ازشماترسیده اند فعلأ خودتان دررفتن به آن جا تعجیل نکنید ونایب الحکومه بفرستید طل السلطان ازموضوع شکایت خوانین لرستان عصبانی شده ولی حفظ ظاهرمیکند و به  شاه می گوید اعلیحضرتا این ها به مصداق الخائن والخائف است چون من با دیگران فرق دارم به آن ها اجازه نمی دهم دست به هرکاری بزنند به این علت ازحکومت من می ترسند همین اشخاص وقتی ازطعم امنیت وآرامش را بچشند آن وقت به من علاقه مند می شوند.ناصرالدین شاه درعین حال به اوسفارش کرد که تا با مردم مدارا کند.چند ماهی طول کشید تا او به لرستان آمد وقبل ازاین که شاه زاده به بروجرد بیاید از جانب خود حاج محسن خان مظفرالملک را نایب الایاله گذاشت او با مردم مهربانی وخوش رفتاری نمود به طوری که همگان ازکرداراورضایت خاطرداشتند .«وی دراین مدت به خلاف اسلاف خود که اکثرأغیرازپرکردن جیب خود کاری نداشتند نه کسی را حبس وتوقیف کرد ونه مزاحمتی برای دیگران فراهم آورد ودرنهایت وبی طرفی کارمردم راحل وفصل می کرد با مردم هم دوست شده بود آنها به او اعتماد داشتند عده ای ازخوانین به سرپرسی حاج عالی خان سگوند رئیس ایل سگوند وباقرخان سرتیپ امرایی حاکم ترهان ودلفان وقاسم خان میرپنج فرمانده فوج دلفان وترهان وصدمهدی خان حسنوند امیرالعشایررئیس ایل سلسله وحیدرخان بیرانوند یکی ازبزرگان ایل بیرانوند وعده دیگر(غیرازگروه اسدخان سرهنگ رئیس فوج بیرانوند )دررکاب مظفرالملک نایب الحکومه به سمت بروجرد حرکت کردند  وبا پیشکشی وهدایای فراوان ازنقد گرفته تاجنسی به شاه زاده وحاج محسن خان مظفرالملک تقدیم داشتند .که قبلأ هم امام جمه محترم لرستان ازجانب خوانین پیشکوه به حضورشاه زاده ی نا مهربان وظالم وستمگررسیده ودرخواستهایی به اوارائه داد.که با مردم لرستان آرام تر برخورد کند ولی متاسفأنه جوابهای تند وخشوت آمیزی به این سید دوست داشتنی می دهدو سید دست خالی ازنزد شاه زاده ی جلاد وآدم کش برمیگردد،خوانین ناچاردست به دامن نایب اومظفرالملک که با صدمهدی خان حسنوند امیرالعشایر دوست است وازطریق اوبلکه نظر شاهزاده راموافق خود کنند که کمترمردم  لرستان رادرتنگاه قراردهد خوانینی که مظفرالملک را واسط کرده ازدست ظل السلطان جان سالم  درمی برند وبقیه که اسدخان سرهنگ بیرانوند ریئس ایل بیرانوند دررائس آنها قرارداردغیرازحاج میرتیمورخان میرجان سالم بدر  می برد. بقیه  به دستورشاه زاده تمام سران گرفتاررابه قتل رسانیده بقیه رابه زندان روانه کرد

                                                        اختلافات بین فرزندان فتح الله خان شدت گرفت      

    وبعدازمدتی باقرخان سرتیپ وقاسم خان میرپنج حاکم ترهان و دلفان براثرتحریکات عده ای سودجو  بین دوبرادربه هم خورد وهردوکه دارای سپاه نظامی بودند با هم درگیرمی شوندکه باعث کشتارعده ای ازطرفداران هردوشدوبادخالت بزرگان وحاکم وقت لرستان قضیه فیصله می یابد.وباقرخان درنتیجه ظاهری که داشت وبه سبب نقصی که درزبان گفتاری  ومشکلی که دربینی داشت ازحکومت برکنارشدوحکومت ترهان وچگینی وسلسله ودلفان وفرماندهی فوج به قاسم خان میرپنج رسید اوجوانی آراسته ،شجاع وسخاوتمند بود وازهرنظرشایسته جانشین پدرش فتح اله خان وپسرعمویش برخوردارخان میباشند بعدازچند سالی که ازحکومتش می گذشت عده ای ازمردم دلفان وترهان دراطراف نظرعلی خان امرایی گرد آمده واوراعلیه قاسم خان تحریک کرده وجنگ خونین راه انداختند که شکست به دارودسته ی نظرعلی خان رسید او واردو کوچکش به پشتکوه نزدحسین قلی خان ابوقداره پنابرد تا ازحمله

    ی قاسم خان میرپنج درامان باشدوباحمایتیکه  والی پشتکوه ازنظرعلی خان می شد عدهیی ازمخالفین حکومت باقرخان دراطراف نظرعلی خان جمع شده ازجمله حضورعده ای از قاتلین برخوردارخان امرایی پدرنظرعلی خان که طبق نوشته کتاب تاریخ غضنفری جلد اول( ص ) 356چنین آمده که درزمستان سال  1271ش برابربا 1309 ق

    .قبل از این نوشتیم که محرک قتل مرحوم برخوردارخان سرتیپ بیش از همه سید فرهاد میرزاجلالی سنجابی بود دراینجا آورده است که پس از قتل سرتیپ و جلوس باقرخان به مسند ریاست خانواده فرهاد میر زا حداکثر استفاده را می برد وخود را نیازمند اطاعت از باقرخان نمی دید وباقرخان به این هم قانع بود که فرهاد میرزا با قدرتی که درمحل  دارد احترام اورا ملحوظ بدارد تا اینجا نویسنده نشان ازهمدستی باقرخان باسید داده است ولی درحکومت قاسم خان برادر باقرخان موضوع از قرار دیگری آورده که در(ص ) 357از جمله  دریکی ازمسافرت های دلفان درسال 1310 ق فرهاد میرزا را دریک فرصت مناسب توقیف کرد وبه کوهدشت فرستاد وپس از مراجعت ،روزی جعفرقلی خان ونظرعلی خانرا به حضور طلبید ودستور داد زنجیر فرهاد میرزا را به دست آن ها دادند وگفت مدت هاست درصدد گرفتن انتقام خون سرتیپ هستم واین فرصت اکنون حاصل شده است وچون شما فرزندان آن مرحوم هستید از نظر شرعی ولی دم محسوب می شوید بنا بر این میل دارم شخصا اورا به طریقی که خود می دانید به مجازات برسانید    ادامه دارد     

     

    ..






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : سه شنبه 12 آذر 1392 | تعداد بازدید : 4361 | نظرات(4)

نظرات


این نظر توسط نیما در تاریخ 6 سال پیش و 15:06 دقیقه ارسال شده است

با سلام لطفا مطالب رو به صورت پراکنده نگذارید.یک شجرنامه کامل و مشخص بزارید که بدونیم چی به چیه.مطالب گیج کنندس
پاسخ : سلام بر جناب نیما شما که دراین باب آگاه تر هستید لطفا چنین اقدامی انجام دهید که ما هم از شما کسب اطلاعات کنیم با تشکر

این نظر توسط مهدی اسدیان بیرانوند در تاریخ 6 سال پیش و 21:13 دقیقه ارسال شده است

اسفندیار خان امرایی نسب
دانا و دانشمن اصالت حَسَب
شاعر و حکیم محقق لقب
مورخ مقام حقایق طلب
کی بو وینه تو بزانو بی‌شک
نکات ظریف زبانان تک‌تک
تمام السنه‌ی کردُ لرُ لک
و تحقیق دقیق بزانو یک‌یک
کی بی وینه تو باغش گلزارن
کی چوی تو دارای هزار آثارن
بسیار ار سایت شما استفاده میکنیم استاد عزیز جناب ازاد بخت در مورد مرحوم اسفندیارخان و تالیفات ایشان بخصوص در باب ادبیات بگذارید. و این بزرگ مرد را به هم استانی های عزیز بشناسید

باسلام حضور دوست محترم جناب آقای اسدیان گرامی ازلطف وتوجه شما نسبت به استادمان جناب اسفندیارخان غضنفری کمال تشکر را دارم

این نظر توسط صادق در تاریخ 7 سال پیش و 0:38 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت استاد گرانقدر اگه امکان داره درمورد کدخدا شکه گراوند ازدیار توخشکه اگراطلاعاتی دارید در مطالبتان یادداشت کنید.ایشون مردی بسیلرقدرتمند بودن وباخوانین همیشه در کیربودند وازفرزندان ایشان علی بگ وکریم معروف به کریم شکه که باالهیارخان گراوند ودرویشکه وهمچنین شهمرادخان گراوندوحیات قلی خان گراوند برسرزمین های گراوند در گیر بودن.وجدهفتم آنها لره میرنام داشته است.وحتی سرهنگ رزم آرا درپی شکا یتی که ازمرحوم کریم شکه گراوند برزمین های توهشکه وگل گل ومیشنان ازجانب الهیار خان گراوند شده است در چی حکمی رای صادره به نفع کدخدا کریم شکه که از خان هم بالاتر بود به گفته ای مردم طرهان وادم نترس وشجاعی بوده است ومتاسفانه بعدازمرگ ایشان زمین ها بدست خوانین میفته.حتی مرحوم غلام شاه خان سرتیب نیا روابط بسیلر خوبی رو باایشان داشته است و ان رادایی خود به حساب اورده درصورتی که خواهرزاده عباسی ها بوده است.مطالب زیادی درمورد این خاندان گراوند موجوداست ان شالله به وقتش به اطلاعاتون خواهم رسوند.من نوه مرحوم کریم شکه گراوندهستم نه خودم ونه بابام ایشونو حتی توعکسم ندیدیم.واین مطالبو به گفته مردم طوایف مختلف کوهدشت شندیم.زیر بارزور هیچ یک ازخوانین و روسای حکومت لرستان قرار نگرفتند.با تشکر ازسا یتتون جناب ازادبخت

باسلام عید سعید باستانی را به حضور شما وخانواده محترم تبریک عرض می نمایم امید است که سالی پر ازنعمت وسر شار از شادی وسلامتی داشته باشید جناب صادق خان من در این بابی که جنابعالی باز کردایداطلاعاتی ندارم چنانچه شما به عنوان بازمانده آن مرحومان سندی ویا نوشته ای ویا از قول بزرگان محترم فامیل نقلی دارید من وسایت یاران مومه وند درخدمت شما هستم صادق خان عزیر می خواهم یک موضوع کوچکی خدمت عرضکنم اسناد تاریخی از زمان قاجاریه هست که سرتیپ فتح الله خان امرایی ه درپادشاهی ناصرالدینشاه قاجار مدتی حاکم لرستان وتاآخرعمرباعزتش حاکم برترهان ودلفان وسلسله وچگنی چهاربخش شمال غرب لرستان بودند واین املاک که می فرماید مربوط به خاندان غضنفری بوده که از جانب سرتیپ فتح الله خان به دایش عباس خان گراوندکه نایب الحکومه دلفان وسلسله در آن زمان بودندواگذارمی شودودیگر اسنادی دردست نبوده است

این نظر توسط بهداد در تاریخ 8 سال پیش و 23:24 دقیقه ارسال شده است

با سلام من دنبال اطلاعاتی در مورد درگیری والی با سادات حیات الغیبی می گردم ولی هنوز مطلبی در این مورد پیدا نکردم خواهشا اگه میشه منو راهنمایی کنید seyed.rahesabz@gmail.com


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]