سفرنامه کورانی درمنطقه ترهان توسط حاج حسین آزاد بخت مومه وندوامیرمنصوری



    سفری به منطقه کورونی ترهان:
     

     

     

    به قلم؛ حاج حسین آزادبخت مومه وند

    اینجانب به اتفاق آقایان امیر منصوری و محمد بساطی، اولی باستان شناس و دومی روزنامه نگار و خبرنگار، از کوهدشت لرستان به سمت کورونی حرکت کردیم. با دوربینی که همراه داشتیم از هر تپه و دره ای عکسی می گرفتیم، تا به گردنه ریش بر رسیدیم. گردنه ی بسیار بلندی که در سمت جنوب آن گردنه دره ای عمیق قرار گرفته و دارای زمینهای آبی بوده و در وسط دره آثار آب وجود دارد که این خود نشان می دهد زمانی این محل آباد بوده است و مردمانی در آنجا زندگی داشته اندو ولی حالا آبی ندارد که مورد استفاده اهالی قرار گیرد و اگر هم داشته باشد قابل بهره برداری نیست. پرسیدیم جریان این اسم چیست؟ آقای بساطی به نقل از برخی معمرین منطقه گفتند که مربوط به بریده شدن ریش یکی از بزرگان منطقه بوده است. داستان دیگری هم دارد؛ جریان از این قرار بوده که روزی میرشه قلی خان، از میرهای رماوند که در زمان خود یکی از سرکردگان بوده و می خواهد از این مسیر عبور کند و غافل از اینکه یوسف خان نورعالی (یوسف خان اول، پدربزرگ یوسف خان امیربهادر) و طوری که می گویند در آن زمان چهارده سال داشته و دوران نامزدی را سپری می کرده است، به سبب بی احترامی که چند روز پیشتر میرشه قلی در حق مختی زا، مادر خانمش روا داشته به همراه تعدادی از یارانش در گردنه مذکور کمین کرده و میرشه قلی که جلوتر از همه در حال رد شدن از آن گردنه می باشد وقتی در تیررس کمین گران قرار می گیرد، یوسف خان او را خطاب قرار داده و می گوید؛ چطور فلان شده، چرا با مادر من (مادر خانمش) چنین رفتاری کرده ای؟ و یوسف خان با شلیک گلوله و ایجاد ترس و وحشت و همفکری همراهانش، با داد و فریاد طوری وانمود می کنند که پشت گردنه افراد زیادی آماده جنگ هستند، همین رفتار سبب می شود که همراهان میرشه قلی خان خیال کنند که جمعیت فراوانی در پشت گردنه می باشند و با ترس پا به فرار می گذارند. و یوسف خان وقتی از جانب همراهان میرشه قلی خان خاطر جمع شد، که فرار کرده اند، دستور می دهد تا میرشه قلی خان را به بند کشیده و پس از گفتگو های شدیدی که بین طرفین رد و بدل می شود؛ یوسف خان با عصبانیت هر چه تمام تر دستور می دهد ریش زیبا و بلند میرشه قلی خان را ببرند و آن را بر بالای چوبی در بلندای گردنه برای تماشای مردم به احتزاز در می آورد و در کنار آن ریش بریده اسم صاحب آن را روی پوستی می نویسند که این ریش بریده ی میر شه قلی خان است و به همین دلیل این گردنه را ریش بر می گویند. و علاوه بر این داستان در محل ریش بر آثار قدیمی فراوانی در بالای کوه مشاهده می شد. از آقای منصوری پرسش کردم که این آثار چیست؟ گفتند در آن زمان بین حاکمان این منطقه همیشه جنگ و درگیری بوده و از این برجها برای نگهبانی حریم خود استفاده شده است و در وقت جنگ بهترین پناهگاه بوده اند که از آنها به عنوان سنگر استفاده نموده اند.بعد از این توضیح  توزیع که آقای منصوری داد، آقای بساطی نیز به وسیله دوربین از هر نقطه باستانی عکسی گرفت تا به منطقه دارطویله گه و بخش کورونی رسیدیم. لازم به ذکر است که در محل دارطویله گه یعنی سه راهی کورونی درخت مقدسی قرار دارد که از روزگاران پیشین تا کنون مورد احترام و تقدس اهالی ترهان می باشد. در کنار جاده آسفالته ارتباطی کورونی، ده پشم از طایفه موموند دلفان قرار دارد، به پمپ بنزین کورونی در مجاورت ده پشم رسیدیم، آقای منصوری جهت تهیه بنزین در جلو پمپ بنزین ایستاد که صاحب آن وقتی ما را دید پیش آمد و تعارف کرد که جهت صرف چایی چند دقیقه ای به محل کارش برویم، چون از آشنایان بود. ما هم نزد ایشان رفتیم و یک نفر دیگر بنام سرهنگ بهروز سرتیپ نیا نیز آنجا حضور داشتند، که از افسران نیروی انتظامی منطقه کرمانشاهان که اصالتن از بزرگان منطقه ترهان  می باشند. پس از صرف چایی از محل حرکت کردیم و داخل شهر کورونی شدیم. پس از گردشی در شهر، هنگام ظهر جهت خواندن نماز و صرف ناهار به منزل آقای منصوری رفتیم. پدر و برادرش از ما استقبال کردند. صاحب خانه چه کسی است؟ آقای منصورخان منصوری از طایفه منصوری ساکن دره حاصلخیز ترهان هستند. پدر و اجداد ایشان از بزرگان منطقه ترهان بوده اند که از دیرباز در این سامان مالکیت و سکونت داشته اند. ایشان شخصیتی دوست داشتنی و مورد احترام اهالی است که از هر نظر شایستگی هایی دارند. و تا ساعت پنج بعد از ظهر در منزلشان بودیم و در موردها صحبت ها کردیم. و ساعت پنج به سمت تنگه خسروآباد حرکت نمودیم. تنگه خسروآباد و املاک آن مربوط به یکی از بزرگان دلفان و ترهان به نام یوسف خان امیر بهادر رئیس ایل نورعالی دلفان و ترهان بوده است. ملک خسروآباد در آن زمان دارای آب فراوان بوده که از نظر مرغوبیت و خوش آب و هوایی از بهترین نقاط ترهان بوده است که مالک آن از گذشته تا چندسال پیش یوسف خان امیربهادر و خانواده ایشان بوده است. امیربهادر یکی از بزرگان ترهان و دلفان از طایفه نورعالی ایل موموند دلفان بوده که در حکومت امیر اشرف و امیر اعظم امرایی وزیر و مشاور اول و بازوی راست حکومت آنان بوده است. شخصیتی نیک نام، سلحشور، شجاع و سخاوتمند بوده که در حکومت او حرف اول را میزد. همه مردم لرستان می دانند که امیربهادر سرداری پاک دامن و نیک نفس بوده است، که در فصل زمستان در ترهان و در محل خسروآباد سکونت داشته که در آن زمان در میان آن تنگه باغ بزرگی با ساختمانی زیبا و آباد احداث می نماید که هنوز آثاری از آنها پیدا است. بنا به گفته ریش سفیدان محل، در این مکان بر روی تخته سنگی، کتیبه ای از بیانات و نظرات امیربهادر وجود داشته که بدبختانه در اثر احداث جاده ارتباطی آن کتیبه نوشتاری با فشار تیغه بلدوزر از سر جایش خارج شده و درنهایت گم می شود. در مورد امیربهادر گفته های فراوانی است، اینجانب رساله ای جدا برای ایشان تهیه نموده که بعدن به نظر عزیزان خواهد رسید دراین منطقه مکان ها ی زیادی هست که به صورت تپه یا دیوارهای مربوط بهدوره های قدیم است وسنگ چین های دستی که با پارچه های سبزتکه شده مشخص بودنداقای منصوری محل هارا بنام معرفی می کرد که اسم این چیستومربوط به کدام امام زاده هامی باشدوپس ازوردشدن بهداخلروستا خسرواباد درداخل میدان ستون بلندی به طول حدود ده متربا سنگ وساروج برپا بود  که عمرطولانی ازان گذشته بود این ستون دراثرگذشت زمان به سمت غرب کج شده بود که با داربست ان رامهار کرده بودند اقای بساطی ازمحل ها عکس های زیادی گرفت حدودساعت 7 به پای اسن ازجاده تنگ خسرواباد امدیم وازمیان باغ های زیبایی پای اسن گذشته وبه دشتی زیبا رسیدیم که قعله امیراشرف دروسط اندرزمانی دورترساختهشده است مقداری ازدیوارهای ان هنوز برپا است البته این قلعه قبل از امیراشرف نیزوجود داشته است که دراثرجنگ های محلی خراب شده وامیراشرف با ابعاد کوچکتری ان رابنا نمود.قبلن درزمان حسن خان والی لرستان پشتکوه وپیشکوه بود است می گویند دراین قلعه بوده که حسن خان والی به عوض خون عمویش هفتاد نفرازسران سلسله ودلفان را به قتل می رساند حسن خان نوه اسماعیل خان والی ازجدش نوشته ای داشت که ازاوخواسته بود تا انتقام خون عمویش محمد خان را ازسران سلسله ودلفان بخصوص خاندان خدائ خان سلسله ای بگیرد .حسن خان فرزند اسدخان والی بعد ازبه حکومت رسیدن سران دلفان وفرزندان خدائ رادراین قلعه دعوت می کند تا با هم اشتی کنند نقل است که بعدازپذیرایی یکی ازنوکران والی با لبا سسرخ وارد مجلس شده والی ازاومی پرسد این جه لباسی است که پوشیده ای؟ ان مرد می گوید قربان با لباس های سیاهی که اقایان پوشیده اند ومی گویند ما بی گنایم وقاتل محمدخان نیستیم پس باید قاتل هم مشخص شود اگر این ها قاتل نیستند پس من قاتل هستم .می گویند والی ازگفته های این مرد بد سرشت به خشم امد ودستوردادفرزندان خدایی خان با تعدادی ازهمراهان رادراین قلعه عوض خون عمویش مجمد خان بکشند ونیزدستوردادتا چشم خدای خان را میل کشیده وبنا به نقل ازتاریخ دراین مکان حدود هفتاد نفرکشته شدند. منظورازگفتن این داستان معرفی قلعه بوداین مکان اززمان های قدیم برپا بوده است ومعلوم نیستدرچه دوره ای بنا شده ولی  چند ین باردراثرجنگ های محلی ویران شده ودوباره بازسازی گشته است که برای بار اخرتوسط امیر اشراف نظرعلی خان امرایی با ابعاد کوچکتری ساخته شده که ان هم توسط غلامرضا خان والی  پشتکوه خراب شد وتعدادی ازدیوارهایش هنوزبرپا است منطقه پای اسن بسیارعلی وزیبا ودارای اب فراوان وزمین های کشاورزی خوب می باشد که قبلن در اختیارامیراشرف وفرزندان اوبود ولی حال دراختیارقسمتی ازطایفه کونانی ساکن درکوهدشت می باشد وقسمتی هم دراختیاردیگران ازجمله خانواده اقای جعفری  ساکن درپای اسان است واما متاسفانه ازباغ زیبای محمد حسین خان غضنفری فرزند امیراشرف درپای آسان خبری نیست وآن باغ زیبا را خراب کرده وبجای آن ساختمان گاوداری ساخته اند ما به سرچشمه اصلی رفتیم که آن را تماشا کنیم وعکس بگیریم اما آبی دیده نشد بوسیله چند لوله بزرگ آب را تمامن بسته بودند وبه محل های دیگرانتقال داده وهیچ آبی در جریان نبود.درپایان آفتاب داشت غروب می کرد به همراه آقایان محمد بساطی جوانی تحصیلکرده وازنویسندگان آگاه وخبرنگاری دانا است که سرپرستی چندین روزنامه رادرکوهدشت دارد وآقای امیرمنصوری که از خانواده های محترم ساکن دربخش کونانی هستند ودارای مدرک فوق لیسانس میراث فرهنگی می باشد وازافراد با سواد وباسلیقه درامورفرهنگی است برای هردوجوان آرزوی سلامتی وتوفیق درزندگی را دارم و توجه عزیزان را به بقیه سفرنامه به قلم آقای امیرمنصوری محقق جوان را جلب می نماید.                                             

     

     


    دراین تصویرازچپ علی محمدخان امیراعظم غضنفری درزمان حاکمی ترهان ودلفان رانشان میدهدو نفربعدمعین السلطنه نایبالحکومه خرم آباد راونفرسوم یوسف خان امیربهادرنایبالحکومه ترهان ودلفان ورئیس نیمی ازایل مومه ونددلفان که شامل طوایف نورعالی ومیربیگ وآزادبخت و ..ساکن دردلفان وترهان ومهرعلی خان امرایی فرزندامیراشرف حاکم سابق لرستان درسال 1325و26 قمری وحاکم برچهاربخش بزرگی ازلرستان که عبارت ازترهان دلفان وسلسله وچگنی ازسال 1314تا1340قمری حکومت داشت                   

                                                                                                    

    نشسته حسینقلی خان سرداراشرف والی پشتکوه وغلامرضاخان امیرجنگ  آخرین والی پشتکوه که درسال 1307خورشیدی ایران راترک کردوبه خاک عراق رفت و  علی رضاخان شهاب الدوله پسردوم حسینقلی خانوالی ابوقداره است

     

     

     

    در اواخر اردیبهشت ماه سال گذشته (۹۲)به همراه دو تن از محققین شهرستان کوهدشت؛ حاج حسین آزادبخت و محمد بساطی،  به جهت آشنایی با وضعیت بوم‌شناسی، جغرافیایی، مردم‌شناسی و باستان‌شناسی منطقه ترهان، عازم بخش کورونی شدیم، از این رهگذر تهیه گزارش باستان‌شناسی آن به بنده محول گردید.
    لازم به ذکر است ترهان که از قدیم الایام به همین نام خوانده شده، دره ایست حاصل‌خیز و میان کوهی، که از شمال به کوه خیاران، از جنوب به کوه داگله و تنگه سیاو، از غرب به تنگه سرترهان و تنگه سی‌پله در رودخانه سیمره و از شرق و جنوب به مادیان کوه و تنگه جنگیر توه‌حوشکه محدود است. دره ترهان با زمین‌های حاصل‌خیزش که به وسیله چندین چشمه‌سار و رودخانه هایی که از پای‌آسن و خسروآباد سرچشمه گرفته؛ مشروب می‌شود و این شرایط ویژه جغرافیایی؛ از قدیم الایام، گروه‌های مختلف انسانی را به سوی خود کشانیده است. در این محدوده‌ی مطالعاتی آثار فرهنگی–تاریخی فراوانی دیده می‌شود که تعدادی از آن‌ها در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
    به هنگام دید و بازدیدهای نگارنده از آثار باستانی کورونی، در ورودی شهر؛ شواهدی از محوطه چم‌خزینه هویدا بود. این محوطه دارای آثاری از سکونت، بناهای عام‌المنفعه مانند آسیاب آبی، و گورستان را شامل می‌شود که از دوران کلکولیتیک تا ساسانی را دربرمی‌گیرد و همچنین در دوران اسلامی نیز این محوطه مسکونی بوده و تاکنون نیز سکونت در آن توسط طایفه پشم نویرعالی جریان دارد. با این تفاسیر ما به سمت جاده خسروآباد ره‌سپار شدیم و پس از گذشتن از کنار باغات اهالی کورونی متوجه تپه باوه‌سلام شدیم. باوه‌سلام یک مجموعه ساختمانی متروکه است که در فاصله ۱۰۰ متری غرب محوطه چم‌خزینه واقع است و رودخانه خسروآباد با پیچ و خم‌هایی این دو محوطه باستانی را از هم جدا می‌سازد و در گذشته این رودخانه یک منبع آبی مهم برای ساکنان این دو محوطه در دوران‌های مختلف بوده است. مجموعه باوه‌سلام؛ آثاری از دیوارهای مخروبه را نشان می‌دهد که با سنگ و ملات ساروچ بنا گردیده است و در قسمتی از این دیوارها تزئیناتی به صورت گچ‌بری و تاقچه‌هایی دیده می‌شود. این مجموعه ساختمانی منسجم که به احتمال طبقاتی می‌باشد در واقع یک آتشکده می‌باشد که از دوران ساسانی باقی مانده است، در بین اهالی محل به باوه‌سلام معروف است و در اعتقادات اهالی؛ باوه سلام شخصی از بازماندگان اولاد ائمه اطهار می‌باشد که به هنگام مرگ در این محل مدفون گردیده است. با این وصف این محل زیارتگاه اهالی ساکن دره ترهان می‌باشد و زوار بیشتر روزهای جمعه در این محل تجمع می‌یابند.
    زیارتگاه باوه سلام
    مطالعات باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این مجموعه ساختمانی با توجه به فضاهای معماری و تزئیناتی و قطعات شکسته سفالی از دوران پارت و ساسانی و همچنین دوران اسلامی تا زمان صفویه مورد استفاده بوده است؛ همچنین مطالعات نشان می‌دهد که در دوره ساسانیان،خسرو انوشیروان در پی تجدید سازمان کشور توانسته بود کارهایی وسیع و اصلاحات پردامنه‌ای را به عمل آورد که بر کلیه جنبه‌های زندگی تاثیر گذارده بود. و امروز از هر کشاورزی راجع به ویرانه های باستانی بپرسی، فورن پاسخ خواهد داد که: کار خسروی توانا بوده است. که ما امروز نیز می‌توانیم در تنگه خسروآباد، کارهای عمرانی دولت ساسانی را ببینیم…
    پس از گذشتن از کنار خرابه‌های باستانی باوه‌سلام به سمت روستای خسروآباد ره‌سپار شدیم. کل دو طرف این جاده را باغات انار اهالی محل احاطه کرده است. اما مشخص است که این محدوده در دوران‌های مختلف تاریخی، با توجه به موقعیت استراتژیکی و جغرافیایی ویژه؛ مسکونی بوده و گروه‌های مختلف انسانی را به سوی خود کشانیده است.
    در سمت غربی روستای مصفای خسروآباد و در کنار منازل مسکونی، ما شاهد یک میل گچی مرتفع بودیم که گذر زمان آنرا مخدوش کرده بود. این اثر شامل یک میل ساخته شده با مصالح سنگ‌های قلوه و بومی و ملات گچ است که هر دو به وفور در منطقه یافت می‌شوند. این میل که در میان یک قبرستان قدیمی مربوط به طایفه نویرعالی واقع شده است، در میان اهالی به اسامی میل گچی، میل صی‌صفر وگ، و میل خسروآ معروف است که دارای پلانی ۸ ضلعی است و ارتفاع آن در حدود ۳۰/۷ متر می‌باشد. ارتفاع میل به چند قسمت یا قاچ تقسیم می‌شود که به شکل مستطیل هایی‌اند که هر قاچ به وسیله دو کمربند در بر گرفته شده است. این میل از سمت پایین کلفت و به سمت بالا باریک‌تر می‌شود. طبق گفته اهالی محل، در گذشته بر راس این میل گچی یک شئ شبیه تاج قرار داشته که در سالیان پیشین، یکی از بزرگان طایفه نورعالی به نام رضاقلی‌خان سرتیپ‌نیا معروف به باوه‌خونی پسر یوسف‌خان امیر بهادر رئیس طایفه نویرعالی در تنگه خسروآباد، هدف تیراندازی قرار گرفته و از بین می‌رود. در بخش میانی میل و ضلع شرقی آن در گذشته کتیبه‌ای وجود داشته است که جای خالی آنرا هم اکنون می‌توان دید.
    آنچه مشخص است، برای ساخت این میل گچی از اصول مهندسی بسیار پیشرفته‌ای استفاده شده است و معماران سازنده آن از تخصص بسیار بالایی در معماری برخوردار بوده اند. میل خسروآباد یک بنای یادمانی و سمبلیک است که به علت کمبود اطلاعات باستان‌شناختی کافی نمی‌توان به درستی، تاریخ و کاربرد آن را تشخیص داد. روستای خسرو آباد به لحاظ آب و هوایی ،یکی از دل‌نشین‌ترین روستاهای شهرستان کوهدشت است. پس از گذشتن از میان بافت مسکونی اهالی خسرو آباد در دامنه‌های جنوبی ارتفاعات کوه خیاران ، به تنگه و معبر خسرو آباد رسیدیم که راه اصلی ارتباطی بین ساکنان دره ترهان و بخش کورونی به جلگه پای‌آسن و بخش‌های شمالی در این منطقه می‌باشد چشمه‌سارهای دائمی پای‌آسن به صورت یک رودخانه دائمی از میان این تنگه عبور می‌کند .
    با پشت سر گذاشتن بافت مسکونی خسرو‌آباد به سمت پای آسن ، در سمت راست تنگه و بالا دست رودخانه و کمر کش کوه آثاری از پی دیوارهای سنگی خشکه‌چین و دیوارهای طبیعی کوهستانی به همراه قطعات سفالی و گورهای باستانیِ مخدوش مشاهده گردید که اهالی محل این محوطه را  شهامه می‌خوانند و مورد احترام و زیارت اهالی می‌باشد . قطعات سفالی نشان می‌دهد که تاریخ این محوطه باستانی به هزاره نخست پیش از میلاد می‌رسد.
    پس از گذشتن از عرض تنگه مذبور و قدم بر داشتن از روی استقرارهای باستانی؛ به سمت پای آسن حرکت کردیم. در میان راه و در بین اراضی کشاورزی، تپه‌ها و کوهستان محل، مانند ملک هُله، لون‌بون، کَنی مویشون و… شواهدی از قطعات سفال و سنگ‌های خشکه‌چین به صورت دیوار و فضاهای گورستانی به شکل خرپشته‌ای مشاهده می‌شد. با توجه به این آثار مشهود، می‌توان گفت که سکونت در این دره باصفا و حاصل‌خیز از عصر مفرغ، عصر آهن، دوران تاریخی ایران تا دوران اسلامی و حال حاضر برقرار بوده است. شرایط جغرافیایی و اقلیمی و اکولوژی منطقه نشان می‌دهد که انسان گذشته، تاکنون رغبت فراوانی به استقرار دائم و آبادانی در این محل داشته است.
    پس از گذشتن از کنار باغات انارستان و سیبستان منطقه پای‌آسن و گذر از روی محوطه‌های باستانی مضطرب، آثار منازل مسکونی محل پدیدار شد. اما در حاشیه جنوبی این منطقه مسکونی؛ آثاری از یک قلعه مخروبه نمایان می‌شد که توجه ما را به سوی خود جلب می کرد. این قلعه باشکوه و مخدوش که در میان مردم ترهان به قلعه نظر علی‌خان امیر اشرف مشهور است ، دارای برج و باروهایی در اطراف می‌باشد که با استفاده از مصالح سنگ‌های تراش‌خورده و لاشه‌ای و قلوه سنگ و آجر و خشت و قطعات چوبی به همراه ملات ساروچ و گچ و گل ساخته شده است  که همه این مصالح از گذشته تا کنون بومی منطقه بوده است.
    سطح قاعده این قلعه مستطیلی شکل که بر روی تپه‌ای قرار دارد و شواهد و مطالعات باستان‌شناسی نشان می‌دهد این محل که بسیار با کاروان‌سراهای قرون میانه اسلامی و به بعد  شباهت دارد از این تاریخ به بعد مسکونی بوده است و به درستی ساخت قلعه نیز به خیلی قبل‌تر از نظر علی‌خان امرایی بر می‌گردد . راه ورودی این قلعه در سمت جنوبی آن می‌باشد و همچنین در اطراف تپه و قلعه مذبور شواهدی از یک خندق مشاهد می‌شود . آنچه که شواهد باستان‌شناختی نشان میدهد، پای‌آسن با توجه به اینکه بر سر مسیر ارتباطی که ترهان را به سایر مناطق هم‌جوار مرتبط می‌کند؛ پس به احتمال وجود یک کاروان‌سرا که برای اتراق‌گاه گروه‌های مختلف مهاجر ضروری می‌نماید؛ مانند قلعه معروف نظرعلی‌خان دور از ذهن نیست، که این مکان امن نیز در زمان حکومت امیراشرف امرایی به عنوان قلعه برای سکونت بازسازی شده بود.
    قلعه نظرعلی‌خان
    مضاف بر اینکه منطقه پای آسن با دارا بودن منابع آبی زیرزمینی که به صورت چشمه سارهایی در محل جریان دارند و مراتع و چراگاه‌های فراوان در کنار کوهستان و موانع طبیعی، از دوران‌های پیش از تاریخ و دوران تاریخی تا اسلامی، مورد توجه گروه‌های مختلف انسانی بوده است، که در آبادانی آن همت گماشته است.
    پس از گذشتن از میان مرغ‌زارهای پای آسن به محل گردنه سرآسن در فاصله‌ای نزدیک به شرق منازل مسکونی پای آسن، رسیدیم که باز قابل توجه و کنکاش بود. محوطه‌ی ذوالفقار علی که در میان اهالی محل نیز قابل احترام است در همین سرآسن واقع است. قطعات سنگی کوهستانی به صورت پراکنده و مخدوش، دیواری با سنگ‌های خشکه چین و قطعات سفالی و آجری در کنار سفال‌های شکسته پراکنده نشان از قدمت سکونت بشر در ذوالفقارعلی می‌باشد. پس از گذشتن از این محل به سمت گردنه کوه سرآسن، شواهدی از یک جاده مال‌رو و کوهستانی مضطرب توجه ما را به سوی خود جلب کرد. این جاده که با استفاده از برداشتن موانع طبیعی، با سنگ‌چین کردن سطح و در برخی جاها بدنه جانبی آن، به عرض حدود ۵/۱ متر و با پیچ و خم‌هایی به سوی بالای کوه سرآسن هدایت شده بود. بر سر یکی از این پیچ‌های جاده مال‌رو سرآسن، و بر روی یک قطعه سنگ تقریبن مکعبی شکل کوهستانی، نشانه‌هایی از دو کتیبه مخدوش مشاهده گردید. این کتیبه‌ها در داخل دو کادر مستطیل شکل و جداگانه نبشته شده‌اند. زهی افسوس که بر اثر ضربه پتک و تیشه حفاران قاچاق آثار باستانی به شدت مخدوش گردیده بودند. یک از این کتیبه‌ها اصلا قابل بازخوانی نبود. اما کتیبه دیگری که نیمه‌ای از متن آن از ضربه تیشه آن حفاران در امان مانده بود، تا حدودی قابل خواندن و به خط فارسی و دارای تاریخ ۱۳۴۲ هجری قمری  بود. با اینکه متن کتیبه به خوبی قابل خواندن نیست، اما توانستیم مفهوم کلی آنرا با توجه به واژه‌هایی که قابل خواندن بود به دست آوریم که: ≤در سال2 ۱۳۴-هجری  قمری  و در زمانی که علی محمدخان امیراعظم فرزندارشد نظرعلی‌خان امیراشرف که حاکم ترهان  بوده است، پس از گذشتن از جاده مالرو پای‌آسن و دیدن وضعیت مخدوش آن، تصمیم می‌گیرد که با هزینه‌ای که خود فراهم می‌آورد و به جهت دعا گویی عامه مردم، این جاده ارتباطی را بازسازی می  نماید≥
    اکنون در روبروی این جاده مال رو و کوهستانی و در آن‌سوی تنگه سرآسن، جاده آسفالته و ارتباطی گرآو – سرترهان – پای آسن به شهرستان کوهدشت عبور می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که از دوران‌های گذشته، منطقه مورد مطالعه از ارزش والایی برخوردار بوده است.
    جاده‌های مال‌رو و ارتباطی مانند سرآسن، که از سمت شمال شرق ارتباط مناطق همجوار را به منطقه پای آسن و ترهان هدایت کرده و می‌کند، پس از گذشتن از  دره کل‌سور از یک طرف و تنگه‌ی خسرو آباد به سوی دره ترهان از طرف دیگر، از دامنه‌های غربی مادیان کوه کورونی به سوی کوه داگله می‌گذرد و از طریق شاهراه ارتباطی و مال‌رو ناژینه در کوه داگله، دره حاصل‌خیز ترهان را به سوی عالین‌آوا و رومشکان و از آنجا به سیمره متصل کرده است.
    به هر حال می‌توان گفت که فعالیت‌های باستان‌شناسی در ترهان کوهدشت، شواهدی از اوضاع پیش از تاریخ و تاریخی تا دوران اسلامی و استقرارگاه‌های آن دوران را به ما عرضه کرده است.
     




      .



               


                        






    نویسنده مطلب : حاج حسین آزادبخت | تاریخ مطلب : دوشنبه 01 ارديبهشت 1393 | تعداد بازدید : 1048 | نظرات(2)

نظرات


این نظر توسط لک دیزاین در تاریخ 9 سال پیش و 13:10 دقیقه ارسال شده است

گروه لک دیزاین طراح ومجری وبسایت های خبری تفریحی و ... آماده طراحی سایت های شخصی ، اداری ، پویا و دینامیک میباشد جهت کسب اطلاعات بیشتر از راه های زیر در ارتباط باشید

email:info@lakdesign.ir
emaile2:laksoftgroup@gmail.com

این نظر توسط یاراحمدی در تاریخ 9 سال پیش و 1:10 دقیقه ارسال شده است

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان بزرگوار. واقعا دست مریزاد مطالب زیبایی نوشتید. بنده علاقه زیادی به تاریخ دارم بخصوص تاریخ منطقه ی اصیل کوهدشت.خیلی دوست داشتم در رشته تاریخ ادامه تحصیل بدهم ولی متاسفانه فرصت این مهم رو پیدا نکردم. به دوستانی که در رشته تاریخ فعالیت میکنند پیشنهاد میدهم که پایان نامه شون رو در مورد تاریخ منطقه خودمون بنویسند مطمئن باشند که نمره بالایی خواهند گرفت.آقای آزادبخت بنده با وجود اینکه پدربزرگم از مهاجرین کوهدشت میباشند و اصالتا از منطقه سیلاخور دورود میباشند اما چون از طرف مادری وابستگی فامیلی زیادی با طوایف این منطقه بویژه امرایی و آزادبخت و چاواری دارم به وجود این عزیزان افتخار میکنم و علاقه زیادی به سرگذشت و تاریخ آنها دارم.هر موقع وارد اینترنت میشم اول از همه به وبلاگ شما سر میزنم بی صبرانه منتظر مطالب بعدی شما هستم.موفق و پیروز باشید.
پاسخ : باعرض سلام و تشکرفراوان ازلطف و مرحمت جنابعالی دوست محترم وخوبم آقای یاراحمدی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]